X
تبلیغات
آشنایی بامعماری جهان
کلیسای پادره پیو
محل : ایتالیا (San Giovanni Rotondo (Foggia
اثر : رنزو پیانو






دراین کلیسا زائران در امتداد مسیر پیاده رویی مستقیم و طولانی وشیبداربامناطقی تراس بندی شده به صورت باغ های گسترده در اطراف آن به محل کلیسا هدایت می شوند.این مسیر با تاقِِ ورودی درجهت کلیسا وصلیبی بزرگ تقریباً به بلندی 40 متر که به مثابه کانون ورودی به نظر می رسد؛همسو شده است.9 ستون اول میدان جلوی کلیسا که ارتفاع آنها به 25 متر می رسد،بار هشت زنگی را که برجِ زنگ اصلیِ کلیسا را تشکیل می دهند،تحمل می کنند.



در این طرح رنتزو پیانو،محل عابدان به شکل حلزونی عظیم-طرحی مرکب ازسه چهارم دایره که شعاع آن به طور یکنواخت کاهش می یابد-پوشیده شده است.مواد آن که برای بیان سادگی و صلابت انتخاب شده اند،ازسنگ و جوبوشیشه محلی اند.پوستۀ بسیار بزرگ سقف از جنس ورق مسِ که ازپیش زنگار بسته،زیر ساختاری باربر از چوب و سنگ آهک دارد.

این زیرساخت باربر،مرکب ازدوردیف تاق سنگیِ متقابل است که به صورت دایره ای شکل چیده شده اند.در مجموع 21 تاق از این دست وجود دارد که حلقۀ داخلی و خارجی ای را بوجود می آورند





که تاق های حلقۀ خارجی بازنمود نسخۀ کوچک شدۀتاق های حلقۀ داخلی اند.تاق های حلقۀ داخلی از مرکزسه چهارم دایره،محلی که محراب واقع شده است،آغاز می شوند.

از آنجا که دهانه های تاق ها به طور یکنواخت کاهش می یابد،لذا با کاهش شعاع دایره،شکل مارپیچی به وجود می آید که یادآور صدف حلزون است.این ساختارشعاعی که به بخش هایی با گنجایش 300-400 صندلی تقسیم شده،تجمعِ حتی المقدورنزدیک به محراب را موجب می شود.

این ساختار تاقی شکل همراه با سیستم ساختاری ثانوی ازجنس چوب،وزن سقف چوبی راتحمل می کند.برای بازی لازم به هنگام زلزله،کابل های فولادی بین تاق ها کشیده شده اند.



منطقه ای که با شکل سه چهارم دایره محصورشده،رأس میدان مثلثی شکلی را تشکیل می دهد که رو به پایین به سمت ورودی شیبدارمی شود.پنجرۀ شیشه ای رنگیِ بزرگی که در زیر تاق سنگی کار گذاشته شده است،ورود نور به کلیسا رافیلتره می کند.

منبع:http://architecturemodern.blogfa.com
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:45 |

موزه لوور پاریس

موزه لوور پاریس بزرگترین و مشهور ترین موزه جهان است .ساختمان موزه یک کاخ سلطنتی قدیمی است که در وسط پاریس میان رود سن و خیابان ربولی قراردارد . این کاخ سلطنتی متعلق به فلیپ دوم پادشاه فرانسه بود. سرسرا و تالار ساختمان بسیار بزرگ بود بطوری که شاه و پسرش از آن و راهروی ورودی آن جهت اسب سواری استفاده میکردند .ساخت بنا و حیاط عظیم آن بیش از سیصد سال بطول انجامید.

این بنا توسط پادشاهان فرانسه دائما گسترش می یافت .ریشه کلمه لوور بمعنای روشنائی  آسمان است. دولت فرانسه آثار هنری با ارزش لوور را در بین دو جنگ جهانی اول و دوم مخفی و بشدت مراقبت کرده است . این مکان برای آنکه در مواقع ضروری دوباره قابل استفاده باشدبه صورت اسرار آمیز و نهان باقی مانده است. قسمت های زیادی از این بنا به سبک رنسانس فرانسه ساخته شده و درسال 1546 معماری با نام پیرسکات به دستور پادشاه فرانسیس اول مجموعه غربی لوور را ساخت.در قرن 17 بخش اساتید و هنرمندان هلند و فنلاند به آن اضافه شده و در سال 1725 آکادمی نقاشی و مجسمه سازی فرانسه در یکی از سالن های لوور بر پا کرد . این آکادمی آن سالن را مکانی برای برگزاری نمایشگاه های سالیانه کرد . یازدید از بخشی از کاخ سلطنتی لوور در نوامبر 1793 در زمان انقلاب کبیر فرانسه برای عموم مجاز شناخته شد. در سال 1848 مردم فرانسه آثار هنری با ارزشی را به موزه هدیه کردند ودر سال 1981 در زمان ریاست جمهوری فرانسیس میتران  پروژه اضافه کردن بنائی جدید به ساختمان موزه بنام Le Grand Lovere  مطرح گردید . امروزبنای مجلل هرمی شکل شیشه ای مشخصه ورودی موزه است . بازدید کنندگان می توانند در آن آثار قدیمی و مجسمه های مربوط به دوران رنسانس تا نقاشی های مدرن را ببینند. سقف این بنا با موزائیک ها، نقاشی هاو حکاکی های زیبا تزئین شده است . بعضی سفالینه های موجوددر موزه قدمتی 5000 ساله دارند . در میان اتاق های آن نقاشی های بی نظیری از فرانسه دیده میشود . بعضی از این نقاشی ها آنقدر بزرگند که بر روی دیوار های یک خانه معمولی جا نمی گیرند. لوور در بر گیرنده میراث ارزشمند هنر مندان از زمان کاپتی ها تا ناپلئون بناپارت و امروز است.

پس از ورود از در اصلی ، پله های برقی ، بازدیدکنندگان را به یک طبقه پائین تر میبرند که از آنجا سه مدخل اصلی برای ورود به موزه وجود دارد . جالب است بدانید موزه لوور به راهنما ی الکترونیکی مجهز است و در ازای اجاره یک گوشی شبیه موبایل ، بیننده می تواند در موزه گردش کرده و اگر بخواهد در باره مجسمه ،تابلو یا یک اثر تاریخی این موزه اطلاعاتی به  دست آورد ، تنها کافی است کد چهار رقمی کنار اثر را وارد دستگاه کرده و با انتخاب زبان ، کلیه توضیحات لازم درباره آن را بشنود.

آثار تاریخی بر حسب تمدن ها و زمان پیدایش آنها ترتیب بندی شده و از تمدن سومری آغاز و پس از ورود به تمدن مادها می توان آثار باستانی کشورمان را مشاهده کرد . دو اسب بالداربزرگ در مدخل سالن ودو شیر بالدار ، نقش برجسته داریوش نخستین تدوین کننده منشور حقوق بشر ، نقش از کوروش بزرگ ، از جمله مهمترین بخش های ایرانی موزه لوور است .سلاحها و نیز تزیینات داخل خانه های آن زمان ، وسائل زندگی می توانند ساعت ها بیننده را به فکر فرو ببرد که ایرانیان در آن زمان به نسبت سایر اقوام تا چه حد پیشرفته بوده اند . با گذر از سالن ها، نوبت تمدن مصر ، یونان و روم باستان میرسد . گفتنی است سالن تابلو های داود و لبخند ژکوندهمواره مملو از جمعیت است و در تمامی سالن ها راهنمای چکونه رسیده به تابلوی جادوئی لبخند ژکوند اتر لئوناردو داوینچی به چشم میخورد . محوطه موزه لوور بقدری وسیع است که حداقل هفت روز برای تماشای تمامی نقاط آن وقت لازم است . خالی از لطف نیست که بدانید تابلوی لبخند ژکوند یا همان مونالیزا ، سالها پیش نوسط یک کارگر ایتالیائی موزه لوور به سرقت رفت و مطبوعات وقت اروپا از این سرقت بعنوان بزرگترین سرقت هنری تاریخ یاد کردند . گرچه این تابلو دو سال بعد پیدا و در محل قبلی خود نصب گردید. موزه لورر 1233 کارمند رسمی و قراردادی دارد . این موزه با 8 میلیون بازدید کننده در سال در صدر موزه های برتر جهان قرار دارد و پس از آن موزه ملی بریتانیا با 5 میلیون و موزه گوگنهایم نیویورک با 1 میلیون دررتبه های بعدی قرار دارند .

در قسمت تمدن مصریکی از جذابترین اشیاء به نمایش درآمده در بخش مصر شناسی موزه لوور (Louvre) مجموعه چهار کوزه است که گفته میشود محتوی اعضای مومیایی شده بزرگترین فرعون مصر، رامسس دوم بوده است. اما متاسفانه مشخص شده است که این کوزه ها از سابقه ای با جذابیت بسیار کمتر برخوردارند.در موزه لوور مجموعه زیبایی از آثار باستانی و مومیایی های مصر نگهداری می شود.این ظروف زیبای سفالی فیروزه ای که نام رامسس با خط هیروگلیف و تصاویری از خدایان مصر باستان موت و آمون، زینت بخش آن است واقعی و متعلق به زمان یاد شده هستند، اما این اعتقاد که اعضاء داخلی بدن فرعون به قصد آسان نمودن سفر فرعون به جهان دیگر، در آنها قرار داده شده نادرست است.

گروهی از محققین به سرپرستی شیمی دانی به نام ژاک کونان (Jacques Connan) از دانشگاه لویی پاستور آزمایشهای مولکولی و رادیو کربن را بر روی دو نمونه از رسوبهای موجود در کوزه ها انجام داده اند. عملیات کروماتوگرافی (جدا کردن عناصر رنگی از یکدیگر به منظور تشخیص آنها) و طیف سنجی جرمی نشان داده است که یکی ازاین نمونه ها نوعی مرهم یا روغن معطر است که از روغن کاج و چربی حیوانی تهیه شده است. این کوزه و محتویات آن متعلق به سال 1035 ± 50 سال قبل از میلاد است، رامسس در سال 1213 درگذشته است که به این ترتیب بین 128 تا 228 سال قبل از این زمان بوده است. یکی دیگر از نمونهای آزمایش شده که ماده ای زرد - نارنجی است، صمغ خالص گیاهی است که برای مومیایی کردن استفاده میشده است. با آزمایش کربن، تاریخ این کوزه و محتویات آن به دوران سلطنت سلسله بطالسه و در حدود 275 قبل از میلاد برآورد شده است.

کونان اعتقاد دارد که کوزه ها در ابتدا استفاده ابزاری داشته و برای نگهداری لوازم آرایشی مقدس در معبد رامسس دوم به کار میرفته است و دلیل وجود نشانه هایی از روغن در آن همین است. این ظروف مدتها بعد از این به عنوان ظروف مخصوص نگهداری احشاء مومیایی شده به کار رفته اند. اینکه احشاء مومیایی شده شخصی در کوزه ای که دارای نشان اختصاصی رامسس دوم بوده است، قرار داده شده، مشخص میکند که این فرد شخصیت مهمی بوده است. به گفته کونان: "این نتایج میتواند تکلیف مباحثه ای که در طی یک قرن اخیر ادامه داشته، را روشن نماید."

"کوزه های بدل چینی با لعاب آبی مشهورشان، کوزه های مومیایی رامسس دوم نبوده اند اما مسلم است که این ظروف حداقل دو مرتبه مورد استفاده قرار گرفته اند، اول برای نگهداری مرهم و روغنهای مقدس و پس از آن برای حفظ اندامهای مومیایی شده شخصی ناشناس در دوران سلطنت بطالسه." ادعای اینکه کوزه های حاوی احشاء مومیایی شده رامسس دوم بوده اند به سال 1906 و یک سال پس از ورود این ظروف به مجموعه لوور بازمیگردد. دوتا از کوزه ها دست نخورده باقی مانده و دو تا از آنها باز شده اند. پزشکی از اهالی لیون (Lyons) مسئول بررسی کوزه ها بوده است، او بسته ای پارچه پیچ را از یک کوزه خارج نموده که حاوی جسمی با بافت ماهیچه ای و بنا به تشخیص وی یک قلب بوده است. از آنجایی که نشان رامسس بر کنار کوزه وجود داشته است اولین حدس این بوده که این کوزه ها، برای مومیایی رامسس دوم به کار رفته اند. با این حال تعدادی از مصر شناسان به این تشخیص مشکوک بودند. در مراسم مومیایی مصر باستان، مومیایی کنندگان تنها یک عضو، قلب را داخل بدن مومیایی باقی میگذاشتند که در دنیای بعدی توسط توث (Thoth خدایی با سر لک لک که داور اصلی خیر و شر بوده) برای سنجش اعمال او مورد استفاده قرار بگیرد. موضوع هنگامی بیشتر مطرح و جالب شد که در سال 1985 مشخص شد مومیایی رامسس واقعا حاوی قلب او هم هست.رامسس دوم طی 6 دهه سلطنت خود امپراتوری مصر را توسعه داد و تعدادی از بزرگترین بناهای تاریخی را به وجود آورد که از جمله آنان میتوان به معبد سنگی ابو سیمبل و مجموعه های الاقصر و کارناک اشاره نمود.او در دره پادشاهان واقع در الاقصر دفن شد و جسد مومیایی شده او اکنون در موزه مصر واقع در قاهره نگهداری میشود.

   منبع:http://architecturemodern.blogfa.com
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:43 |
طاقِ کسری (تاق خسرو) یا ایوان مداین

طاق كسری، در شهر مدائن و در 35 كیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است.

 این طاق  بقایای تالار بزرگ عهد ساسانی در محل تیسفون، در عراق کنونی، که جزء کاخ سلطنتی بزرگ معروف به ایوان کسری بوده‌است، طول و عرضش به ترتیب حدوداً ۳۶۵ و ۲۷۵ متر تخمین زده‌اند. این ایوان در محلهٔ جنوبی تیسفون موسوم به اسفانبر یا اسانبر واقع بود، و بانی آن را شاپور اول ساسانی شمرده‌اند، که پس از وی خسرو انوشروان به ترمیم و تجدید بنای آن اقدام کرد.

مدائن در حقيقت همان تيسفون پايتخت سلسله ساساني است كه با حمله اعراب و تصرف آن توسط آن‌ها به مدائن تغيير نام يافت.

فردوسی می‌گوید در برابر ایوان تیسفون پرده بسیار مجللی آویزان کرده بودند که جواهرنشان بود و عسکریان عرب آن را قطعه قطعه کرده میان خود قسمت کردند. باز همان فردوسی چنین نقل می‌کند که در روز بارعام قبلاً شاهنشاه روی تخت طلای خود جلوس می‌کرد و چون تاجی که باید برسر بگذارد بسیار سنگین بود آن را به زنجیری از طلا در بالای سر شاهنشاه از بالای طاق طوری آویزان می‌کردند که در بالای سر وی قرار گیرد. همین کارها را در همین اواخر برای پادشاهان قاجاریه انجام می‌دادند و این نشانه این است که این عادات و رسوم از دهان به دهان تا دوره‌های جدید ادامه یافته‌است.

سپس اعیان و طبقات مختلف مملکت در بیرون پرده صف می‌کشیدند و با انجام مراسمی پرده را کنار می‌زدند و شاهنشاه ایران با شکوه و جلال مخصوصی روی تخت خود پدیدار می‌گشت و به طبقات مختلف بار می‌داد.

اين شهر در روزگار خود از چنان زيبايي‌اي برخوردار بود كه اعراب ساده سپاه اسلام وقتي آن را فتح كردند به چنان حيرتي دچار شدند كه گفتند تيسفون همان بهشت موعودي است كه پيغمبر وعده‌اش را به ما داده بود. بعد از آن اين شهر تبديل به تل ويرانه‌اي شد كه زيبايي گذشته خود را هرگز باز نيافت.

اين كاخ بعد از حمله اعراب به كلي نابود شد و جز ويرانه‌هاي طاق آن كه ارتفاعي در حدود 70 متر دارد و تعدادي از ديوارهاي كاخ هيچ چيز باقي نماند.
در گذر زمان شهر پويايي خود را باز يافت. قرن‌ها بعد اين مكان به يك تفرج‌گاه زيبا براي مردم تبديل شد كه همه ساله پذيراي خيل عظيمي از مردم عراق بود كه با وجود هواي بسيار خوش و باغ‌هاي وسيع به آن‌جا سفر كرده و اوقات خود را در كنار بقاياي طاق كسري و ديوارهاي اطراف آن مي‌گذراندند. مردم عراق و اعراب منطقه از اين بنا نه به سبب پشتوانه تاريخي، بلكه به خاطر سنديت اسلامي كه گفته مي‌شود روزي كه حضرت پيغمبر (ص) به دنيا آمد، طاق بلند آن شكاف خورد، از آن ياد مي‌كنند.

قدیمی‌ترین تصویر عکاسی شده از طاق کسری، مربوط به ۱۸۶۴ میلادی
اين مكان تا اواخر دهه حكومت رژيم بعث عراق به عنوان يكي از مهم‌ترين تفريح‌گاه‌هاي اعراب شناخته مي‌شد، اما رژيم بعث كه تاب اين استقبال را نداشت اقدام به تخريب بيشتر اين مكان كرد. در ابتدا به دستور صدام حسين موزه‌اي از عكس‌هاي او به شيوه‌اي مدرن در نزديكي اين مجموعه تاريخي ساخته شد كه هدف از آن تغيير مكان تجمع مردم از ايوان مدائن به آن مكان بود. اما اين موزه نتوانست جايگاه با ارزش ايوان مدائن را در نزد مردم تغيير دهد. از اين رو صدام دستور به تخريب برخي از مكان‌ها و ديوارهاي باستاني اين مجموعه داد. او حتي در نوشته‌هاي سنگي قديمي مجموعه دست برد و به عمد اسم خود را وارد آن‌ها كرد تا با خدشه‌دار كردن مجموعه مردم را از تجمع در آن باز دارد. اين عمل او باعث شد تا يونسكو با ارسال نامه‌اي از اين اقدام دولت عراق شكايت كرده و پس از آن طاق كسري و ايوان مدائن را از فهرست آثار ثبت شده يونسكو حذف كند. بعد از مدتي رژيم بعث طي اقدامي سفر به اين مكان را ممنوع اعلام كرد و با گذشت يك سال از ممنوعيت سفر به آن صد و هفتاد تن از متخلفين را به جرم رفتن به اين مكان اعدام كرد.

بازدید کنندگان امروزی طاق اغلب سربازان، زایران ایرانی و مسافران هندی هستند.ترک‌های طاق نسبت به گذشته افزایش یافته و هم اکنون خطر فروپاشی طاق را تهدید می‌کند. هم اکنون باستان شناسان توصیه کرده‌اند که بازدید کنندگان طاق در زیر آن نایستند.در پی اعلام خطر نابودی این مجموعه تاریخی ارزشمند در عراق، مقامات میراث فرهنگی ایران اعلام كردند قصد دارند با كمك یونسكو، این مكان تخریب شده را بازسازی كنند و دوباره آن را به جمع آثار ثبت شده در اسناد میراث فرهنگی یونسكو بازگردانند.
روزانه ایرانیان بسیاری با هدف زیارت به کشور عراق سفر می‌کنند، با وجود این، درصد اندكی از آنان حتی می‌دانند یکی از با شکوه ترین آثار معماری ساخته دست پدرانشان، در این کشور واقع است.
تا هنگامی که خودمان جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی سرزمینمان کوشا نباشیم، نه تنها دیگران برای حفظ و نگاهبانی از داشته‌های فرهنگیمان دل نمی‌سوزانند، چه بسا، در جهت نابودی هر آنچه در منطقه به نام آثار ایرانی وجود دارد، همه ابزارهای خود را به کار گیرند.

به جایی بر نمی‌خورد اگر از بودجه‌های هنگفتی که برای سازندگی عراق سرازیر می‌شود، مبلغ ناچیزی نیز به حفظ، نگهداری و مرمت طاق کسری و توسعه زیرساخت‌های گردشگری این بنای ایرانی اختصاص یابد.

منبع:http://architecturemodern.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:41 |

پست مدرنیسم

پست مدرن از دو کلمه پست و مدرن تشکیل شده اشت که پیشوند پست به کلمه مدرن مفاهیمی همچون نتیجه مدرنیسم ، عواقب پست مدرنیسم ، زاده پست مدرنیسم و... را دنبال می کند اما همان طور که از نامش پیداست همان پست مدرنیته است یعنی چیزی که بعد از مدرنیته می آید که حکایت از تلاش و ازهم پاشیدگی تازه یا واقعی آن شکل اجتماعی می کند که که با مدرنیته پیوند دارد که می توان به نوعی نامی برای جامعه سر مایه داری باشد

اصطلاح پست مدرن در دهه گذشته به بر چسبي هر چه رايج‌‌تر براي چيزي درباره پايان قرن بيستم تبديل شده است. اين اصطلاح همچنين به يك جنبش فكري معاصر يا به خانواده‌‌اي نه چندان خوشبخت از جنبشهاي فكري اشاره دارد.

اعضاي خانواده پست مدرن نه فقط نظرات متعارضي بيان مي‌‌كنند، بلكه به موضوعاتي علاقمندند كه به زحمت همپوشاني دارد؛ موضوعاتي نظير هنر، وسايل ارتباط جمعي، تاريخ اقتصاد ، سياست، اخلاق، كيهان شناسي، الهيات، روش شناسي، ادبيات، آموزش و غيره . واضح است كه پست مدرنيسم ديگر فقط يك مبحث مد روز نيست، بلكه پارادايمي فرهنگي است كه شايسته‌‌ي مطالعه‌‌ي جدي است. علم اجتماعي مورد نظر ماركس و وبر نيز، در كنار ساير مسايل، به طو ر كلاسيك به كشف پيوند‌‌هاي ميان حوزه‌‌هاي فرهنگي و اجتماعي اختصاص داشته است

پست مدرنيسم به منزله پاسخ منطقي به اتفاقات و واقعيات زمان پيدايش خود، امروزه به عنوان راه حلي براي پاسخگويي به بسياري از نياز‌‌ها و « چرا » هاي بشر، مطرح مي‌‌گردد. البته اظهار نظر قطعي در مورد ميزان موفقيت پيروان اين مكتب، اين بار نيز، بستگي كامل به توجه داشتن به جايگاه بكار گيري و استفاده از اين مكتب دارد.

حالا ديگر پست مدرنيسم در تمامي هنر‌‌ها و حوزه‌‌ها، جنبشي عالمگير شده است. اصول سياست پست مدرن گستره‌‌اي دارد از سياست راسخ مارگارت تاچر و توني‌‌بلر تا جستجو به دنبال ليبراليسمي جديد كه بتواند گرايش به تعدد فرهنگي را با حقوق بين‌‌الملل بياميزد.

پست مدرن نظير هر شعار ديگري كه كاربرد گسترده دارد، به انواع گوناگوني از پديده‌‌هاي فكري، اجتماعي و هنري مرتبط بوده است كه مي‌‌تواند به عنوان چيزي كه به طرزي مأيوس كننده مبهم و پوچ است، مورد استهزا قرار مي‌‌گيرد. اين فقط نشان دهنده آن است كه جستجوي معناي واحد و ماهوي كه قابل اطلاق به همه مصاديق اين اصطلاح باشد نادرست است.

پست مدرنيسم، حداقل بعضي از اصول، روشها يا ايده‌‌هاي مهم و شاخص فرهنگ جديد غرب را منسوخ و نا مشروع تلقي مي‌‌كند. به اين معنا پست مدرنيسم ناظر است بر آخرين موج در نقد روشنگري، يعني نقد اصول فرهنگي شاخص جامعه مدرن كه باز مانده‌‌ي قرن هيجدهم است. نقدي كه از آن زمان به بعد همواره جريان داشته است. مدرنيته در تمام طول حياتش از خود انتقاد كرده است. بعضي از پست مدرنيستها به صراحت اين ادعاي تاريخي را مطرح مي‌‌كند كه مدرنيته به پايانش نزديك مي‌‌شود يا بايد بشود.

اصطلاح پست مدرنيسم كه به عنوان وجه مميز عرصه‌‌ي معاصر از عرصه‌‌ي مدرن فهميده مي‌‌شود، ظاهراً اولين بار در سال 1917 به وسيله‌‌ي فيلسوف آلماني رودلف پانويتس براي توصيف هيچگرايي ( نيهيليسم ) فرهنگ غربي قرن بيستم كه مضموني وام گرفته از نيچه بود به كار رفت. اين واژه مجدداً در سال 1934 در آثار منتقد ادبي اسپانيايي فدريكو اونيس در اشاره به واكنش عليه مدرنيسم ادبي ظاهر شد. اين اصطلاح در سال 1939 به دو طريق متفاوت در انگلستان به كار گرفته شد: توسط برنارد ادينگزبل براي به رسميت شناختن شكت مدرنيسم دنيوي و بازگشت به مذهب و توسط آرنولد توين بي مورخ براي اشاره به ظهور جامعه‌‌ي توده‌‌اي پس از جنگ جهاني اول كه در آن طبقه كارگر اهميت بيش از طبقه سرمايه‌‌دار پيدا مي‌‌كند. از آنجا كه اصطلاح مدرنيسم در قرن سوم رواج يافت، شايد اولين كار برد عبارت پست مدرنيسم هم از همان زمان بوده است .

در فرهنگ علوم اجتماعي واژه پست مدرن به معناي فرا مدرن آمده است. واژه مدرن از كلمه لاتين به معناي همين حالا گرفته شده است و واژه

پست هم به معناي « پسا » يا بعد آمده است.

پست مدرن چيزي است كه در مدرن، ارايه نشدني را در قالب خود ارايه مطرح مي‌‌كند اصول و ويژگي‌‌هاي كار پست مدرن تعيين شده نيستند، اما چيزي‌‌اند كه اثر هنري به دنبالش است. پست مدرن را بايد بر اساس پارادوكس آينده پست و پيشين مدا درك كرد.

پست مدرنيسم ـ مدعي توصيف وضعيت فرهنگي در قرن بيست‌‌ويكم است ـ واژه يا به بيان دقيق‌‌تر، مجموعه عقايد پيچيده‌‌اي است كه به عنوان حيطه‌‌يي از مطالعات آكادميك از اواسط دهه 80 پديدار شده است. توصيف پست مدرنيسم دشوار به نظر مي‌‌رسد، زيرا مفهومي است كه در انواع گسترده‌‌اي از حيطه‌‌هاي مطالعاتي از قبيل هنر معماري، موسيقي، فيلم، ادبيات، جامعه شناسي،ارتباطات، مد و تكنولوژي نمايان شده است. دشوار است كه اين مفهوم را در زمان يا تاريخ خاصي جاي دهند، زيرا زمان دقيق ظهور آن مشخص نيست. شايد آسانترين راه براي آغاز انديشيدن در مورد پست مدرنيسم انديشيدن در مورد مدرنيسم باشد، جنبشي كه به نظر مي‌‌رسد، پست مدرنيسم از آن ظهور كرده است

 

معماری پست مدرن

چارلكز جنكس ( متولد 1939 )، معمار و نويسنده در زميني معماري، نخستين كسي بود كه در 1957 اصطلاح « پست مدرن » را در معماري به معني جدايي از مدرنيسم به كار برد. كتاب 1977 او به نام زبان معماري پست مدرن وي را به مشهورترين شارح و تحليلگر پست مدرنيسم و تحولات مربوط به آن در معماري تبديل كرد. معماري مدرن در سنت لوئيس مسيوري در پانزدهم ژوئيدي 1927 در ساعت 32: 3 بعد از ظهر مرد و اين هنگامي بود كه طرح مفتضح پروئيت آيگو، يا بهتر بگوئيم بسياي از بلوك‌‌هاي زمخت آن، به وسيله‌ ديناميت تير خلاص را دريافت كردند انگيزه‌‌اي اصلي تولد معماري پست ـ مدرن، شكست اجتماعي معماري مدرن بود كه مرگ اسطوره‌‌ايان در طول ده سال پي در پي اعلام شد. در 1968 يك برج مسكوني در انگليس به نام رونن پونيت، به علت نارسايي‌‌هايي كه به آن نام « شكست مجتمع‌‌ها » داده شده است، با يك انفجار پائين آمد. در 1972، بسياري از بلوك‌‌هاي مسكوني نواري، به عمد در پروئيت ايگو، سن لوئيس، منجر شدند. با شروع نيمه‌‌ي دوم دهه‌‌ي هفتاد، اين انفجار‌‌ها روشي شدند كاملاً معمول، در برخورد با شكست روش‌‌هاي ساختمان سازي مدرنيستي، قطعات پيش ساخته‌‌ي ارزان، فقدان « حريم‌‌هاي شخصي » و مجتمع مسكوني بيگانه با انسان « مرگ » معماري مدرن و ديدگاه آن نسبت به پيشرفت، كه براي مشكلات اجتماعي راه حل‌‌هاي فني ارايه مي‌‌داد، به شيوه‌‌اي روشن بر همگان هويدا شد.

به هر حال هنرمندان معمار ادعا مي‌‌كنند كه تاريخ دقيق شروع پست مدرنيسم از همان زمان كه مجتمع مسكوني پروئيت ـ آيگو منفجر شد آغاز شده است.

معماري پست مدرن به جاي جعبه‌‌هاي شيشه‌‌اي يك سويه بر بومي بودن تأكيد مي‌‌كند، تأكيدي بر محلي بودن در برابر جهان گرايي مدرنيسم. اين به معناي باز گشت به آرايه و با اشاراتي به گذشته تاريخي و وجه نمادين آن اما با روش طنز گونه التقاطي تقليدي و ارجاعي است. معمار پست مدرن نيز از همان مواد ساختاري و تكنيك‌‌‌ها‌‌ي توليد انبوه مدرنيسم استفاده مي‌‌كند، اما با افزودن يك نو آوري جديد يعني رايانه .

معماری پست مدرن جریانی است که از نیمه قرن بیستم دربرابر مدرنیسم بین المللی شکل گرفته است؛این سبک دوباره نگاهی به تزئینات وعناصر سبک‌های معماری تاریخی و باستانی انداخت وبا چشم‌پوشی ازجزئیات خاص این عناصراقدام به بکارگیری دوباره ازاین عناصر کرد.
ریختمان عمومی این معماری شامل: ستون ها، اهرام، طاقها، ستون های هرمی شکل، اشکال غیرمعمول و جذاب، سنتوری‌هاواستفاده ترکیبی ازشیشه وسنگ درنما است.جریان پست مدرن درمعماری راهی را ازتقلید سنتی ازمعماری کلاسیک تاعناصر تزئینی گوتیک وطرح‌های زیرکانه طنزآلودطی می نماید.بارونق یافتن سبک پست مدرن ساختمان هایی که دارای فرم مدرن بودند، با داخل کردن عناصر پست مدرن درطرح‌هایشان باویژگیهای پست مدرن وفق یافتند.
یکی ازپیشگامان دنیای پست مدرن شرکت michael graves & associates است که معروفند به بکارگیری رنگ‌های مختلف وطرحهای جذاب وگیرادرمعماری ومحصولات دیگر.
Johnson/burgee architects شرکت دیگری است که ساختمان‌هایی با فرم‌های بی‌اندازه بدیع وجذاب که دراین سبک شناخته شده‌اند را طراحی کرده‌اند.
Kohn Pedersen fox associates نیز یکی از شرکت‌هایی است که دربکارگیری عناصر و تزئینات تاریخی موفق عمل کرده است واین راباسهیم بودن درطراحی ساختمان‌های پست مدرن ساخته شده دردنیابه اثبات رسانده‌اند

معماری پست مدرن که نوعی معماری پلورالیستی است – شدیدا التقاطی – که از تفاوت ، تمایز و غیریت تجلیل می کند.از سبک ها و زبان های متفاوت اقتباس می کند 0 این التقاط گرایی به نوعی زیبایی متنافر،نوعی هماهنگی و هارمونی ناموزون،نوعی کاربرد موارد ضد و نقیص و نوعی پارادوکس منجر می شود، که دومین ویژگی معماری پست مدرن محسوب می شوند.البته در کل نوعی تفاوت بین یک ساختمان و یک ساعت وجود دارد0لیکن این تنافر، هزل آمیزو شوخ طبعانه است، زیرا بسیاری از ساختمان ها نشان دهنده ی ساعت ها هستند0 ساختمان های پست مدرن دارای شخصیت انسانی یا انسان شکلی، ( Anthropomorphic ) هستند، تزئینات و اشکالی آنها غالبا بیانگر شکل انسانی است0یکی دیگر از ویژگی های معماری پست مدرن اشتیاق به محتوا و به معنی است.

ساختمان های پست مدرن چند بنیانی یا جند وجهی هستن، یعنی میتوانند همزمان به معنای چیزهای زیادی باشند.بر خلاف تک بنیانی یا تک وجهی بودن ساختمان های مدرنیست که تنها بیانگر یک چیز هستند."من یک مکعب هستم"، معماری پست مدرن چند بنیانی، غیر انحصاری،طفره رونده، طنین دار و سمبلیک است

معماری پست مدرن به تفسیر مجدد سنت می پردازد.این نوع معماری صرفا به کپی برداری از گذشته نمی پردازد، بلکه به باز تفسیر آن می پردازد.

گرایشات پست مدرن در معماری

پست مدرن در معماری را می توان با مفاهیمی همچون تاریخ گرایی ، سنت گرایی ، منطقه گرایی همراه با خرد گرایی دید که به نوعی در ادامه سبکهای گذشته و تبدیل آن به امروز باشند و تلفیقی از آنچه بوده تا به امروز هست . در این مسیر دو محور معماری سپید و معماری پست مدرن نام برد

معماری سپید را بعضی همچون چالز جنکس لیت مدرن می دانند که در واقع چنین نیست هر چند که معماری سپید را می توان در ادامه و تعالی تفکرات معماری مدرن بین المل دانست و لی هرگز مدرن نبوده است چرا معماری سپید در تعمل یا اجتماع است و نوعی پیوند ر با جامعه بر قرار می کند که فضا های عمومی و خوصوصی را در پیوند و مجزا از هم معرفی می کند . این معماری را به علت اینکه معماری به رنگ سپید را ارائه می کند و به نوعی به مخالفت با ونتوری پرداخته و با تعالی افکار لوکوربوزیه می پردازد و در فرم به پیچیدگی و گوناگونی پناه می برد را می توان و از این لحاظ که ماهیت دوگانه ای را نیز داراست به پست مدرن نسبت داددر واقع معماری سپید را می توان آوانگار پست مدرن نامید که به نوعی مدرن بین المل را یک قدم به جلو برد اما آن را در پرده ابهام و چند گانگی رها نمود که این مشخصات را میتوان در سردمداراین کار ریچارد میر دید هر چند افراط در بعضی از تفکرات این گرایش به دست همچون آیزنمن پدیده معماری واسازی را متولد نمود.

اما معماری را که امروزه بیشتر تحت عنوان پست مدرن می دانیم که پیشگام و نظریه پرداز آن را ونتوری می دانند ، که طی مقاله ای که در سال 1966 در نیویورک ارائه کرد در آن به صراحت با چهار اصل به تعریف معماری مورد نیاز روز پرداخت که این چهار اصل را از ویژگیهای معماری پست مدرن بعدها نیز عنوان گردیدکه عبارتند:

1- معماری غیر سر راست باید باشد

2- پیچیدگی و تضاد در معماری باید در مقابل ساد ساری با ژرف گرایی وارد معماری گردد .

3- سطوح متضاد که در واقع مسئله هم آن و هم این را در معماری وارد نمود.

4- تطبیق و محدودیت نظم را که تحت عناصر متعارف و التزام کل غامض را معرفی می کند .

او طی این چهار اصول ونتوری به مبارزه با معماری مدرن پرداخته است .اما معماری پست مدرن درادامه معماری سپید نیز می تواند باشد که به نوعی در ادامه راه آن و حذف مسئله تفکرات پیشگامان مدرنیسم است و چالز جنکس نیز معماری پست مدرن را دارای این ویژگیها تعریف می کند:

- مردم پسند و همراه با عقاید عده کثیری از مردم

- جز گرا است که در جزئیات به سنتها پرداخته البته به اختیار

- دارای طنز ومزاج است که همراه با نوعی نماد سازی است.

- معماری است دارای تمثیل و استعاره که به نوعی برداشتی از تاریخ نیز هست .

- این معماری به تصویر سازی می پردازد که به نوعی فریب نمایی نیز هست که به ارائه عدم واقعیت می پردازد.

- در این معماری به نوعی به تبعیین و تجلی پیوند می پردازد.

- معماری پست مدرن به فرمهای معمول و انتزایی می پردازد .

- دراین معماری سعی شده است که به نوعی خوشه چین است و از هر مکتبی چیزی را دارد .

- معماری همرا با تزئینات و تضاد است

 

نمونه هایی از بناهای پست مدرن

کتابخانه عمومی سن آنتونیو در تگزاس

فروشگاه رابینسون در اسپانیا

هرم آمریکایی سان فرانسیسکو

1000 de La Gauchetière

موزه ابتیبرگ

میدان ایتالیا

ساختمان تشریفات پرتلند

منبع:http://architecturemodern.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:39 |
 

فرانک لوید رایت

Frank LIoyd Wright

در آغاز پي بردم که سکونتگاه

اساسا مانند غار نيست بلکه

مانند سرپناهي وسيع در هواي

آزاد هم آهنگ با چشم انداز به

بيرون و درون است.

تولد: 8 ژوئن 1867

مرگ: 9 آوریل 1959

معماری آمریکایی با نسبی ولزی است که طراح داخلی و نویسنده و مدرس نیز بوده او بیش از 1000 پروژه طراحی نمود که بیش از 500 تای آن به مرحله اجرا و تکامل رسید.

رایت معماری ارگانیک را ترویج داد که بهترین مثال این نوع معماری در خانه آبشار او خلاصه گشته و همچنین رهبر جنبش مربوط به مکتب معماری ساخته های مرغزاری بود که این شیوه در خانه رابی و خانه وست کات ( westcott ) تجلی یافت. کارهای او در زمینه های مختلفی چون کلیسا ، موزه،خانه ، اداره و..ساخته شد. رایت بیشتر اوقات عهده دار طراحی داخلی و طراحی المانها و جزئیات ساختمانهای خویش بوده مانند وسایل خانه و طرح شیشه های رنگی بکار برده شده در قسمتهای مختلف و..

گفته شده یکی ازدلیل عمده آن این بوده که رایت توسط طراحان زمان خود برای طراحی جزئیات یاد شده ارضا نمی گشته.او حدود 20 کتاب و تعداد زیادی مقاله منتشر نموده و سخنران محبوبی در اروپا و امریکا بشمار می آمد.زندگی شخصی او بسیار رنگارنگ بود و حاشیه های زیادی را بهمراه داشت از جمله آتش سوزی و قتلهای استودیو خانه شخصی اش تلیسین Taliesin در سال 1914.

در حالی که دوران زندگی اش معمار شناخته شده ای بود ، در سال 1991 توسط موسسه امریکایی معمارن به عنوان بهترین معمار امریکایی در طول تاریخ شناخته شد.

 

سالهای آغازین

او در شهر کوچکی در مرکز ریچ لند( richland ) در ویسکانسین ( wisconsin ) امریکا متولد گشت.اصالتا نام او فرانک لینکلن رایت بود اما بعد از جدائی وایدینش برای احترام به مادرش که از LIoyd های ولزی و سر شناس بودند فامیل خود را به فرانک لوید رایت تغییر داد.

پدرش ویلیام کری رایت یک سخن پرداز و معلم موسیقی بود و در بعضی اوقات به کار وکالت نیز میپرداخت.

ویلیام با آنا لوید جونز در سال 1838 ازدواج نمود . آنا معلم بود که 1 سال پیش از ازدواجش مدیر مدرسه ریچ لند شده بود. ویلیام اصلا اهل ماساچوست بود.

آنا از خانواده ای بزرگ و شناخته ولزی بود که به امریکا و ویسکانسین مهاجرت نموده بودند.

والدین رایت انسانهایی با اراده و دارای افکار خاصی بودند و این موضوع به رایت نیز انتقال یافت.

در زندگی نامه او مادرش بیان نموده که هنگامی که باردار بوده و در انتظار اولین فرزند خود فرانک بسر میبرده میدانسته که کودکش طراح ساختمانهایی زیبا خواهد بود.مادرش اتاق رایت را از همان بدو تولد با حکاکا هی و فرمهای انگلیسی کلیساها که از مجله ها جدا مینموده تزئین میکرده تا بلند همتی کودک خود را تشویق کند.خانواده فرانک در سال 1870 به دلیل موقعیت شغلی ویلیام پدر فرانک رایت به ماساچوست نقل مکان نمودند.

در سال 1876 آنا از نمایشگاهی دیدن نمود که در آن بلوکهایی برای آموزش کودکان که توسط شخصی بنام فروبل طراحی گشته بود را دید.او که یک معلم با تجربه بود با دیدن این بلوکها به وجد آمد و یک سری از آنها برای فرانک خریداری نمود .فرانک کوچک بیشتر وقت خود را به بازی با آنان میپرداخت . این بلوکها فرمهای هندسی داشتند که به شکلهای مختلف در حالت سه بعد با یکدیگر ترکیب میگشتند.

زندگی نامه رایت بیانگر تاثیرات شدید این تمرینها و بازیها بر شیوه ی طراحی او ، طرز فکر و نائل شدن به اهدافش است.بسیاری از ساخته های او به دلیل شفافیت هندسی شان بشدت قابل توجه هستند.

خانواده او به دلیل مشکلات مالی دوباره به ویسکانسین بازگشتندودر آنجا خانواده پدری رایت برای برطرف شدن مشکلات آنان کمک نمود.آنان در مدیسان مستقر گشتند و پدر فرانک به عنوان معلم موسیقی و منشی یک شرکت کار خود را از سر گرفت.اگرچه پدر فرانک سرد و غیر صمیمی بود اما اغلب عشق اش به موسیقی را با خانواده اش تقسیم مینمود و برای بچه ها یش مینواخت.

در سن 14 سالگی فرانک ، والدینش از یکدیگر جدا گشتندو دلیل آن این بود که آنا ، ویلیام را ناتوان در تامین نیازهای خانواده شان دید.در سال 1885این جدایی بصورت کامل انجام گرفت و رایت ادعا میکند که پس از آن هرگز پدرش را ندیده. واین دقیقا همان زمانی است که فامیل فرانک نیز تغییر یافت.

به دلیل اینکه فرانک تنها مرد خانواده بود مسئولیت تامین خانواده اش یعنی مادر و 2 خواهرش بر شانه های او قرار گرفت.او وارد دبیرستان مدیسان گردید که البته هیچ مدرکی دال بر اینکه او از این دبیرستان فارغ التحصیل گشته وجود ندارد.

پس از آن در سال 1886 در دانشگاه ویسکانسین به عنوان دانش آموزی استثنایی پذیرفته شد.او بمدت 2 ترم کلاسهای نیمه وقتی را در دانشگاه گذراند و در کنار آن در عین حال برای یکی از استادان مهندسی عمران بنام آلن کانوور کار میکرد.

در سال 1887 یعنی پس از 1 سال رایت دانشگاه را بدون دریافت هیچ گونه مدرکی رها نمود (اگر چه او در سال 1955 از دانشکده هنرهای زیبا دکترای افتخاری دریافت نمود).

پس از آن به شیکاگو نقل مکان نمود ، در دورانی که شیکاگو هنوز در بازسازی پس از آتش سوزی سال 1871 قرار داشت. او در شیکاگو به شرکت معماری جوزف سیلسبی( silsbee ) پیوست.پس از یکسال آن شرکت را نیز ترک نمود و در دفتر آدلر و سالیوان به عنوان کارآموز سالیوان مشغول بکار شد.

در سال 1889 او با کاترین تابین ازدواج نمود و زمین اوک پارک( oak park ) را در ایلینویز خریداری نمود و اولین خانه خود را ساخت که این ساختمان نهایتا تبدیل به کارگاه کار او شد.

مادر رایت در ادامه نقل مکان رایت به ایلینویز به آنجا آمد و رایت در نزدیکی خانه خود برای او خانه ای خریداری نمود.ازدواج رایت با کاترین که از خانواده ثروتمندی بود بسرعت جایگاه اجتماعی او را بالا برد.

در آغاز سال 1890 تمام پروژه های مسکونی شرکت به عهده او نهاده شد . در سال 1893 سالیوان متوجه شد که رایت خارج از شرکت بطور خصوصی پروژه دریافت میکند و این موضوع احساس خیانت از طرف رایت را دل سالیوان ایجاد نمود و از رایت خواست شرکت را ترک کند. در این دوران در واقع رایت خانه هایی را پنهانی طراحی مینمود که از دریافت پول آنها امورات خانواده اش را بگذراند و اصلا خیانتی در میان نبود.پس از ترک دفتر سالیوان او در خانه اش به کار خود ادامه داد.

در سال 1901 رایت حدود 50 پروژه را کامل نموده بود که بسیاری از این خانه ها در اوک پارک بودند.

او به عنوان معماری شاخص در اوک پارک معروف گشت. در ان زمان 6 فرزند داشت و همسرش به شدت درگیر کودکان شان بود.در سال 1903 او پروژه ای برای طراحی خانه آقای ادوین چنی دریافت نمود و در حین انجام این پروژه به همسر آقای چنی-ماماه چنی- که زنی مدرن و علاقه مند به فعالیتهای بیرون از خانه بود همچنین افکاری فمینیست گونه داشت ، علاقه مند شد.رایت او را نیمه گم شده عقلانی خویش دید.و هردو آنان عاشق هم گشتند.اگر چه رایت در آن زمان 20 سال از ازدواج اولش میگذشت. شایعات در مورد آن دو در شهر پراکنده گشت همسر اول رایت میپنداشت که این علاقه پس از مدتی خاموش خواهد شد و اقدام به طلاق ننمود و این همان کاری بود که همسر ماماه چنی انجام نمود.در سال 1909 پیش از اینکه طراحی خانه رابی به اتمام برسد رایت و ماماه به اروپا گریختند تا مدتی از مردم و شایعات آنها دور باشند.

البته چیزی که رایت را به اروپا کشاند انتشار یکی از کارهایش بود که قراردادش را با شخصی بنام ارنست اسمانث که در آلمان فعالیت میکرد ، بسته بود.رایت و ماماه چنی امریکا را بطور جداگانه به مقصد برلین ترک نموده و یکدیگر را در انجا ملاقات نمودند.

چاپ اولین اثر رایت در المان اولین ظهور رایت در اروپا بود.رایت مدت 1 سال در اروپا ماند در حالیکه ماماه پس از مدت کوتاهی به امریکا بازگشت و شوهرش از او جدا گشت. کاترین هنوز در انتظار رایت بود.پس از بازگشت به امریکا رایت از مادرش خواست تا زمینی را در ویسکانسین برای او خریداری کند و پس از آن رایت خانه ای به نام تلیسین را در می 1911 برای خود و همسر جدیدش ماماه که در واقع همسر دوم او بود چون رایت هنوز از کاترین جدا نشده بود، ساخت.

نام تلیسین( taliesin ) نامی ولزی است و از اسطوره های ولزی میباشد(مرتبط به نسب مادرش) که در واقع اسطوره شعر و موسیقی با قدرت پهلوانی است.

در سال 1914 در حالیکه رایت در شیکاگو مشغول تکمیل پروژه ای بود خدمتکار مردی که رایت چندی قبل از آن استخدام نموده بود خانه اش را به آتش کشید و 7 نفر از اهالی خانه از جمله همسرش ماماه و 2 فرزندش را با تبر به قتل رساند.بخش مسکونی خانه بکلی اتش گرفت و نابود گشت.در سال 1922 همسر اول رایت کاترین از او جدا گشت و مادر فرانک نیز در سال 1923 درگذشت.

بعد از گذشت 1 سال از جدائیش از کاترین با زنی به نام میریام نول ازدواج نمود اما به دلیل اعتیاد میریام به مرفین ازدواج آنها خیلی زود به شکست انجامید.

ازدواج دیگر او بعد از کمتر از 1 سال با” اوالگیوانا هینزنبرگ” بود که با او در تلیسین زندگی میکرد و خیلی زود آنها صاحب دختری گشتند.خانه تلیسین در آن سالها دوباره به دلیل نقص الکتریکی آتش گربت و با دوم توسط رایت بازسازی شد و نام تلیسین 3 را بر روی آن نهاد گویی که 3 بار ساخته شده.

در سال 1926 همسر سابق الگا(همسر رایت) به دنبال یافتن دخترش به سراغ الگا آمد و او و رایت را به دزدی دخترش متهم نمود و این موضوع باعث شد رایت مدتی را هم در زندان بگذراند.

رایت در سال 1959 چشم از جهان فروبست و مقبره او در یک قبرستان کوچک در جنوب spring green در ویسکانسین قرار دارد.

رايت بين سالهاي 1916تا 1922 به ژاپن سفر کرد و در ژاپن هتل امپريال را در توکيو طراحي کرد . در اين سالها شديدا تحت تاثير معماري ژاپن قرار گرفت .

در کل مي توان معماري رايت را چنين توصيف کرد :

معماري ارگانيک ،

ترکيب ساختمان با طبيعت و نه تحميل ساختمان بر طبيعت ،

ساختمان بايد در دل تپه ساخته شود و به صورت افقي ( که در رقابت با طبيعت مطرح نشود ) ،

مصالح بکار رفته بايد منطبق با همان طبيعت که ساختمان ساخته مي شود باشد .

شکل ساختمان بي قاعده و منفصل بندي شده و اين عمل نه تنها بدليل عملکرد ها بلکه به دليل بي قاعده گي طبيعت بستر ساختمان است ،

توجه به مورفولوژن سايت و توجه به عملکرد و تکنولوژي ساخت .

 

نظريات رايت در مورد معماري ، در سال 1930 ، اصول برنامه ريزي برگرفته شده از کتاب رايت در معماري و دموکراسي :

- کم کردن ديوارهاي داخلي و ايجاد يک محيطي براي جريان هوا ، نور و چشم انداز به طوري که در کل پيوسته نشان داده شود .
- هماهنگ ساختن بنا با محيط خارج ( ثابت شده است که سطوح گسترده افقي بهترين وسيله براي ايجاد همبستگي است )
- پلان آزاد
- نشان دادن پي ها به صورت سکوي آجري کوتاه براي قرار گرفتن خانه بر روي آن
- عدم استفاده از مصالح متنوع ، استفاده از مصالح جديد
- دادن تناسبات منطقي و انساني به تمام درها و پنجره ها
- قرار دادن تاسيسات حرارتي درداخل ساختمان ( آتشگاه در مرکز ساختمان ) تاسيسات روشنايي و لوله کشيها در استخوان بندي ساختمان بطوري که جزئي از پيکره ساختمان باشد .
- مبلمان ساختمان به عنوان عناصر ارگانيک معماري و طرح آ نها از بنا و الهام گرفته از آن باشد .
- حذف تزئينات ( دوره هاي معماري ) حذف ظرايف کاريها

 

گذری چند بر پروژه های وی

خانه شخصی رایت 1889 اواک پارک ؛ ایلینویز

خانه شخصی رایت در ایلینویز در سال 1889 ساخته شد و ساختار کلی آن چوب میباشد و قدیمیترین خانه ای است که ساخته رایت بوده و هنوز سالم باقی مانده . این خانه را رایت برای خود و همسر اولش در ابتدای ازدواج با پولی که از استاد خود سالیوان قرض کرده بود ساخت که هم اکنون به عنوان موزه ای از وسایل رایت به حیات خود ادامه میدهد. o مهمترین بعد در معماری این بنا سقف شیروانی آن است که بشکل محافضی قرار گرفته و از دو سو بشدت به سطح زمین نزدیک شده. فرم بسیار فروتنی دارد که باعث پایداری طراحی بنا گردیده.

خانه ویلیام وینسلو ، 1893، ایلینویز

این کار اولین پروژه رسمی رایت بود که از مشتری با نام ویلیام وینسلو دریافت کرد. این بنا نمای ورودی کاملاً متقارن و رسمی دارد و در آن از مصالحی چون آجر رومی سنگ و گچ استفاده شده .

مهمترین چیز در فرم روبرویی بنا استفاده از یک بخش قرنیس مانند است بین سقف شیروانی که در ارتباط با آسمان است و کالبد اصلی بنا که به ز م ین اتصال دارد این بخش با مصالح تیره کار شده و دارای گشودگی هایی است و این احساس را میدهد که سقف از کالبد جدا بوده و در آسمان معلق است.

پروژه تلیسین 3 ،1925

برای شناخت این بنا همین بس که بخوانیم گفته رایت را که..

« من میدانستم که هیچ خانه ای نباید بر روی یک تپه قرار گیرد بلکه باید جزئی از آن تپه باشد و به آن تعلق داشته باشد .خانه و تپه باید با هم زندگی کنند هرکدام شادتر و شوختر از برای دیگری »

کنیسه بیت السلام (بیت شلوم ) ،1954، پنسیلوانیا

این مکان به عنوان تاثیرگذارترین محل نیایشی است که رایت ساخته است. این بنا توسط 3 دیوار بتونی به زمین محکم شده که رو به بالا به سه صفحه شیبدار وصل میشوند وجود این دیوارهای بتنی این امکان را میدهد که سقف و فرم آن بدون تکیه گاه داخلی باشد. دیوارهای نا حیه مقدس توسط لایه های نیمه شفافی از شیشه های سیمکشی شده به همراه شیشه های ساده وپلاستیک ( که در بین آنها هوا به عنوان عایق وجود دارد ) پوشیده شده. در طول روز نور این بنا توسط نور طبیعی که از دیوارهای نیمه شفاف وارد میشود تا مین میگردد و در طول شب توسط نورهای مصنوعی تعبیه شده در آن می درخشد و رایت از این بنا به عنوان مشعل کوه شکل درخشان یاد میکند. تمام طراحی داخلی این بنا توسط رایت و بر اساس باورها و آیین های مذهب یهودیت انجام گرفته است.

خانه آبشار ساخته شده برای آقا و خانم کافمن ، پنسیلوانیا

این خانه را به عنوان بهترین خانه شخصی میدانند که برای شخصی که از طبقه اشراف یا خاندان سلطنتی نیست ساخته شده . این خانه در بخش غربی پنسیلوانیا و در بخش کوهستانی آن بر روی آبشاری بنا شده . این بنا بنای رویایی و ایده آل رایت بوده چون تا حد امکان به طبیعت نزدیک گشته و در دل آن قرار گرفته .پایه های بتنی آن بر روی صخره ها خانه را بر روی نهر آب جلو کشیده و آن را نگه داشته است. از اتاق نشیمن این خانه یک پلکان بصورت مستقیم افراد را به کنار نهر آب که از زیر بنا در گذر است هدایت میکند.

در ساخت این بنا از بتن وشیشه و سنگهای ماسه ای بومی منطقه استفاده شده .

طراحی داخلی که همه بر عهده خود رایت بوده..ارتباط با محیط بیرون در نظر گرفته شده بطوریکه در آن از مصالح بکر و طبیعی چون چوب و سنگ بشدت استفاده شده همچنین زاویه دید پنجره ها همه دقیق و حساب شده بوده به طوریکه رایت دقت داشته که برای هر فضا از خانه چه ویویی را باید در نظر گرفت علاوه بر آن تعبیه بسیاری از پنجره ها در گوشه ها به نحوی است که هنگامی که گشوده میشوند شخص خودرا در فضای بیرون احساس کرده و همچنین گوشه های اتاقها را از بین برده و فرم آن را نرم ساخته است.

این بنا هم اکنون در اختیار دولت بوده و همگان میتوانند از آن بازدید کنند .

دید خارجی

دید داخلی

پلان ها

خانه رابی ، 1906 ، ایلینویز

این خانه به خانه قرن معروف گشته است. بنایی است دارای سه طبقه که البته از لحاظ بصری ارتفاع یک ساختمان دو طبقه را داراست. فضای داخل آن عملاً دیواری وجود ندارد به غیراز چند تیغه گچی بین درها و پنجره ها و در واقع فضایی یک تکه دارد. این بنا هم اکنون به دانشگاه شیکاگو تعلق دارد .

خانه هولی هوک( ختمی درختی ) ، 1917 ، جنوب لس آنجلس

این بنا در ابتدا قرار بود که یک فریم بتنی داشته باشد اما این نظر تغییر کرد و آن را با یک فریم چوبی و سفالهای پوک ساختند و روی آن را با گچ نما کردند. جزئی کاری این بنا با استفاده از سنگهای قالبی انجام شده . این بنا ثابت میکند که رایت چگونه خود را با آب و هوای منطقه سازگار میسازد همانگونه که اینجا اب و هوای منطقه ای جنوب لس آنجلس را در نظر داشته ، این بنا بر روی تپه ای ساخته شده که آفتاب گیر بوده و نور آفتاب تیز این منطقه را مستقیماً دریافت میکند ، تعداد پنجره ها رو به سمت آفتاب گیروخارج بنا کم بوده و در ضمن دارای فرورفتگی در درون ساختمان هستند و در این حال خانه دارای حیاط مرکزی میباشد که پنجره های به این سمت وسیع بوده ، تعداد بیشتری دارند واز فضای این حیاط که دارای استخر و فضای سبز است بهره میگیرند.

ساختمان مرکز شهری مارین ،1957 ، کالیفرنیا

« ما هیچ فرهنگی از خودمان نمیتوانیم داشته باشیم مگر اینکه از خودمان معماری داشته باشیم . منظور از معماری خودمان این نیست که چیزی را با ذائقه خود بدست بیاوریم و مالک آن باشیم ،بلکه این به معنی آن است که درباره معماری بدانیم..بدانیم باید یک ساختمان خوب داشته باشیم..بنایی که منظر اطراف خود را نابود نسازد بلکه آن را زیباتر کند. در مرکز شهری مارین من بهترین چشم اندازی را میبینم که تا بحال دیده ام ..و مغرورم از این که من آن را ساخته ام »

برج شرکت پرایس ،1952، اکلاهوما

این برج دقیقاً تداعی کننده یک درخت بلند است. 221 فوت ارتفاع و دارای 19 طبقه است . ساخت آن با بتن انجام شده و دارای طبقات یکدست میباشد از شیشه و مس نیز در طراحی خارجی آن استفاده شده..مشتری این کار خواستار یک دفتر دو طبقه برای شرکت خود بوده که رایت پیشنهاد این برج چند منظوره را به او میدهد که در یک چشم انداز افقی به دور از دیگر ساختمانهای عمودی شهری از زمین بر خیزد . یک چهارم پلان مربعی شکل این برج آپارتمان است که نسبت به پلان مربعی حدود 45 درجه چرخیده و در همه طبقات مدول و تکرار شده و سه چهارم دیگر فضا دفترهای اداری و کاری است. در ربعی که مربوط به اپارتمانهاست بالکنهایی مربوط به یکی از اتاق خوابها قرار دارد.

ساختمان وزارتخانه جانسون

طراحی این ساختمان بر اساس سادگی فوق العاده ای شکل گرفت . این مکان یک اتاق کار بسیار بزرگ 200×120 فوت مربع دارد که درون آن ستون گذاری فوق العاده ای انجام گرفته است . در دیوارهای اطراف این اتاق به طور نوارشکل دیوار صلب کشیده شده و در واقع قرنیس بالای دیوار و پایین ان شیشه پیرکس دور تا دور میباشد . بطوریکه از نور طبیعی بهره میگیرد و محیط را بسیار نرم میسازد و البته هیچ دیدی نسبت به بیرون ندارد . ستونها در این بنا شگفت انگیزترین بخش هستند که جنس پیرکس دارند و در قسمت پایین دارای قطر 9 اینچ هستند که این اندازه رو به بالا افزایش یافته و به 18.5 فوت میرسد.برای ورود به این ساختمان شخص از گاراج وارد میشود که ستونهایی به ارتفاع 8.5 فوت مربع دارد و در دنباله مسیر وارد لابی شده که دارای ستونهای بالای 30 فوت مربع است و بعد از آن وارد اتاق اصلی کار شده که دارای ستونهای 25 متر مربعی میباشد .

برج تحقیقاتی جانسون

در کنار مجموعه قبلی رایت یک برج برای تعبیه کردن لابراتوارهای تحقیقاتی ساختمان وزارتخانه طراحی کرد.این برج 14 طبقه است که 7 طبقه آن دارای پلان چهارگوش بوده و 7تای دیگر پلان مدور دارند . ازیک هسته مرکزی استوانه ای شکل که تاسیسات و پله ها و آسانسور تعبیه شده و ارتفاع میگیرد طبقه های مربعی و دایره ای شکل مانند شاخه های درخت بیرون زده اند.

موزه Guggenheim ،1956 ، نیویورک

این موزه برای نمایش اثرات هنری و نقاشیهای Guggenheim Solomon دستور ساختش به رایت داده شد.

این ساختمان در سال 1956 ساختش آغاز شد اما در سال 1959 به دلیل مرگ رایت متوقف شد . علت تاخیر در ساخت این بنا شروع جنگ جهانی دوم در آن دوران بود از جمله مشکلات در ساخت این بنا پیدا کردن سایت مناسب برای آن و گرفتن مجوز برای ساخت آن از عالیرتبه های نیویورک بود . بیس این ساختمان یک حرکت مارپیچی است که بر اساس حرکت تاریخی از دوره ای به دوره دیگر بود برای این حرکت سه ایده وجود داشت که اول آنکه این مارپیچ توسط یکسری دایره با قطر یکسان حاصل شود ویا قطر رو به بالا کم شود یا رو به پائین زیاد شود که ازین بین حالت سوم انتخاب و بر اساس آن سایت مجموعه نیز انتخاب شد. مصالح اصلی کار بتن بود و فرمهای بنا با آن ایجاد شد . در داخل ساختمان رمپی با ارتفاع کم دورتادور بصورت مارپیچ بر اساس فرم خارجی بنا از پائین به بالا مسیر حرکتی را ایجاد میکند که در آن و در امتدادش نقاشیها و اثرات هنری به نمایش گذاشته میشود و در واقع قرار بر ان بود که بازدید کنندگان توسط آسانسوری به بالا ترین بخش بروند و توسط این رمپ به پائین بیایند و در حین پایین آمدن تاریخ کارهای هنری به تاریخ روز نزدیکتر شود و در واقع از گذشته به حال بیایند که در ابتدا این طرح اجرا شد اما پس از مدتی به دلیل مشکلات آن را کنار گذاشتند.

پروژه تلیسین غرب ، 1937 ، آریزونا

« برای طراحی ساختمانهای موردنظر فرمهای خاصی از قبل تعیین شده بود ..انبوهی از صخره های شگرف آفتاب خورده که در اطراف ما بود و به کارگرفته شد . ما یک پوشش شفاف از پارچه کانواس

( پارچه مورد استفاده برای بوم نقاشی ) را بر روی فریم کار که از چوب قرمز رنگ بود تعبیه کردیم و راکد آنها را روی فرم سنگی خود که بر روی یک سراشیبی قرار داشت ، قرار دادیم .هنگامی که این پوشش پارچه ای کنار زده بشود هوای بیابان و پرندگان در حال پرواز گویی جزئی از بنا میشوند »

کلیسای توحیدگرای ، 1947 ، ویسکانزین

خود رایت میگوید در طراحی این کلیسا سعی بر ان داشته که ساختمانی بسازد که کاملاً بیانگر حس وحدت باشد . پلان بنا یک مثلث است . سقف نیز مثلثی است اما نه در جهت مساحی کف و موازی با آن . با اینکه چیزی شبیه به مناره کلیسا در این بنا نیست اما فرم و ساختار احساس تکریم خاصی را القا میکند . پلان دو مثلث از دو طرف متقارن است.

در مثلث عقبی یعنی جایی که سقف کمترین ارتفاع را داراست ورودی و یک آشپزخانه کوچک و یک شومینه قرار دارد .ناحیه مقدس در مثلث جلویی قرار دارد و در این قسمت سقف بطور ناگهانی از اطراف و پشت ارتفاع میگیرد . ناحیه مقدس از طریق دیوارهای شیشه ای اطراف نور طبیعی میگیرد.

مغازه موریس ، 1948 ، سان فرانسیسکو

فرم ورودی و چهارگوش آجری و بدون پنجره که در مقابل قرار دارد فرم دایره وار درون این بنا را پنهان ساخته است . در پشت پنجره های مشبک عمودی در سمت چپ ورودی که از برداشتن یکی در میان آجرها بوجود آمده چراغ تعبیه شده و نمای خاصی را در شب ایجاد میکند . در درون این ساختمان یک رمپ وجود دارد از طبقه اول به دوم و فرمهای داخلی اعم از میزها و دکوراسیون دایره ای شکل هستند حتی چراغها نیز توسط رایت حبابی شکل طراحی شدند. این ساختمان بعدها ایده را برای ساخت موزه نیویورک به رایت داد .

خانه وارد ویلیتس،الینویز،1901

خانه کندوی زنبور عسل( honeycomb )،کالیفرنیا،1936

خانه زیمرمن( zimmerman )

معبد وحدت

جزئیاتی از رایت

خانه های مرغزار prairie houses

در بین سالهای 1900 تا 1917 ، طرحهای مسکونی او خانه های مرغزاری بودند علت انتخاب این اسم این بود که این خانه ها در زمینهای مرغزاری اطراف شیکاگو اجرا گشتند . این خانه ها بر سطح زمین کشیده شده و کوتاه بودندبا سقفهای شیبدار و کوتاه ،خطوط آسمان شفاف، لوله های دودکش بیرون زده ، کنسولها تراسها ، استفاده از مصالح خام ، این خانه ها از اولین نمونه های پلان آزاد هستند.

منبع:http://architecturemodern.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:38 |
کلیسای ایاصوفیا

هنر معماری در روم شرقی ( بیزانس ) در قرن ششم میلادی با آغاز حکومت « ژوستی نیانوس » به وجود آمد.

دوران فرمانروایی او را «نخستین عصر طلایی »هنر امپراتوری روم شرقی نام گذاری کرده اند.

درزمان ژوستی نیانوس شهر راونا به صورت پایگاه عمده ای برای گسترش نفوذ سلطه ی بیزانس بر ایتالیا در آمد.

کلیسای سان ویتاله در شهر راونا معرف معماری بیزانس است که در قلمرو روم غربی ساخته شده است.پلان آن هشت ضلعی است و گنبدی بر روی این هشت ضلعی قرار گرفته است.

این بنا به خوبی نشان می دهد که ادامه معماری بنای آرامگاه سانتاکوستانستا در شهر رم است.


تفاوت های بین دو بنا:

سانتاکوستانستا کوچکتر از سان ویتاله است.

فضای درونی سان ویتاله بیشتر است.

تزئینات سان ویتاله غنی تر است.

اصول تاغ بندی در سان ویتاله به گونه ای است که ساختمان به دلیل پنجره های وسیع غرق در نور گشته است.

بیزانس شامل دودوره می باشد.

کلیساهای دوره اول (پیش از پسین)از نظر پلان به سه گروه عمده تقسیم می شوند:

۱- کلیساهایی با پلان باسیلیکایی(پلان محوری): شباهت به پلان باسیلیکاهای رومی داشتند.تفاوت اساسی آنها با باسیلیکا وجود محور عرضی ثانوی که عمود بر محور طولی است و در نقطه ورودی اصلی قرار گرفته است.

۲- کلیساهایی بر اساس یک پلان مرکزی: در این بناها توجه به نقطه مرکزی است. تفاوت آن با پلان محوری در عدم وجود مانع بر سر راه گذر مستقیم به مرکز بنا و قرارگیری مؤمنان گرداگر یکدیگر در مقابل محراب می باشد. از نمونه های آن کلیساهای سان ویتاله در راونا، سن گریگوری در زوراتنتس، سانتا سرجیوس و باکوس در استانبول.

۳- کلیساهایی براساس ترکیب دو پلان محوری و مرکزی: بناهای مذهبی در این گروه جای می گیرند. وترکیبی از دوپلان قبلی می باشد.از بناهای شاخص آن کلیسای ایا صوفیه در شهر استانبول است که یکی از شاهکارهای معمای بیزانس می باشد.

کلیسای ایا صوفیه

مهمترین بنای به جای مانده از زمان ژوستی نین در استانبول می باشد.

از اصل یونانی «هاگیا صوفیا»به معنی کلیسای حکمت مقدس گرفته شده است.

معماران آن آنتیموس ترالسی و اسیدروس میلوتوسی می باشدند.

در سالهای ۵۳۷- ۵۳۲ میلادی ساخته شده است.

ابعاد آن ۷۲*۹۱ متر ، قطر گنبد ۳۱ متر، ارتفاع گنبد از سطح زمین ۵۶ متر می باشد.

با افزوده شدن پشت بند عظیم بر طرح اصلی و چهارمناره رفیع ترکی پس از پیروزی عثمانیها در ۱۴۵۳ میلادی ایاصوفیه به یک مسجد تبدیل شد.

این بنا در سده بیستم از حالت یک بنای مذهبی در آمد و امروزه به صورت موزه در معرض دید مردم قرار دارد.

نقشه ساختمان ترکیبی منحصر به فرد از عناصر گوناگون است؛

بنا دارای محور طولی کلیساهای مستطیل شکل صدر مسیحیت است.

قسمت مرکزی یا صحن از محوطه ای چهارگوش واقع در زیر گنبدی عظیم تشکیل شده است.

موضوع قابل توجه در این بنا کیفیت و کمیت نوری است که وارد آن می شود. زیر گنبد مرکزی ۴۰ پنجره تعبیه شده که نور را به درون وارد می کنند.

انتقال تدریجی از بدنه چهارگوش به لبه مدور گنبد به وسیله سه گوشی های کروی شکل موسوم به تاسچه انجام گرفته است.

برای حل مسئله فشار گنبد اصلی نیروبه وسیله “پندنتیوها “(تبدیلگر) که همان سه گوش های کروی است و در چهار گوشه زیر گنبد قرار دارد به چهار فیل پایه عظیم و نگهدارنده منتقل می شود.

از سوی دیگر به وسیله نیم گنبد شرقی و غربی فشار های حاصله به طرف خارج و پایین انتقال می یابد.

دوره بیزانس پسین دونوع پلان عمده رایج گردید:

۱- صلیب باز

۲- صلیب بسته

ساختمان ها به شکل مکعب گنبد دار که مکعب بر روی نوعی استوانه یا بدنه مدور نهاده شده و بالا رفته است.

کلیساها از نظر حجم کوچک، عمودی و چهار دهانه اند. سطوح دیوار بیرونی آن ها با نقش برجسته تزئین شده است.

نمونه آن ؛ کلیسای تئوتوکس در ۱۰۴۰ میلادی در شهر هوسیوس لوکاس یونان می باشد که در آن یک صلیب گنبددار وچهار بازوی هم اندازه تاغ دار(صلیب یونانی) را می توان دید.

نمونه دیگر کلیسای کاتولیکون است که در آن می توان سقفی گنبدی بر بالای یک هشت ضلعی مشاهده نمود.

کلیسای سان مارکو در شهر ونیز نیز شکل صلیب یونانی دارد که منشأ بیزانسی آن را نشان می دهد.

چند نمونه دیگر ؛  کلیسای سان آندریو کلیسای هویپ سیم ، کلیسای سان افسوس و هاگیا صوفیا در مالونیکا

ویژگی های سبکی معماری بیزانس(۳۰۰-۱۰۰۰ میلادی)

۱- نقشه ی صلیبی یونانی با دیوارهای آجری طرح دار به شکل پیچ دار، مشبک یا هفت و هشت

۲- گنبد بزرگ بنا شده روی نیم گنبدهای معلق

۳- نمای خارجی ساده

۴- ستون های بنا شده در یک ردیف

۵- سرستون های حجاری شده سبدی شکل

۶- راهروهای پوشیده از مرمر رنگی و موزائیک های پردانه در طبقه فوقانی

پیشینه تاریخی:

همان طور که می دانیم دیوکلسین، قلمرو وسیع امپراتوری روم را به دو بخش شرقی و غربی بین خود و فرماندهان همطرازش تفسیم نمود، و عملاً اضمحلال امپراتوری قدرتمند روم را نادانسته پی ریزی نمود. پس از آن کنستانتین شهر باستانی بیزانس را دوباره ساخت و کنستانتسنوپل (قسطنطنیه) نام گرفت. این شهر به طور شگفت انگیزی در سرنوشت شهر (روم) مرکز امپراتوری موثر واقع شد و با تضعیف قدرت امپراتوری روم، کشور روم به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد، و بدین طریق امپراتوری روم شرقی (بیزانس) شکل گرفت. فرمانروایی بیزانس به دست امپراتور آرکادیوس افتاد که شهر بیزانس (استانبول امروزی) را با همان نام قدیمی اش پایتخت خود قرار داد.
بیزانس، شهر بندری مهمی که به دلیل قرار گرفتن در منطقه ای که کوتاهترین مسیر غرب به مشرق زمین بود، اهمیت تجاری خاصی داشت و از تمدن چشم گیری برخوردار بود. ساکنان آن دارای سنت های پا برجایی بوده اند، به طوری که سلطه دیگران را به دشواری پذیرا شده اند. مثلاً یکی از حکمرانان هوادار اسپارت که در سال ۴۰۵ ق.م بر این شهر تحمیل شد، پس از ۱۶ سال مقاومت از شهر بیرون رانده شد.
بیزانس شهری بود با ویژگیهای اقتصادی سیاسی و فرهنگی خاص که ابزارهای لازم را فراهم آورد تا با فرهنگ و ارزش های فرهنگی و اجتماعی سرزمینهای مجاور آشنا شود و از این راه آثار هنری را به جهان عرضه کرده که هم جهانی هستند و هم از سنتها و فرهنگهای بومی و منطقه ای مایه گرفته اند. این شهر با این که قبلاً مرکز حکومتی به بزرگی امپراتوری روم نبوده ولیکن به تمدنهای روم و یونان در غرب، بابل، ایلام، اورارتو، هیتی و ایران از شرق دسترسی داشت، به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند که هنر و معماری بیزانس بی تأثیر از هنر و معماری مشرق زمین نیست. هنر بیزانس، هنری است که تجلی‌گاه جهان مسیحیت است. در هنر این دوران همچون سایر نحله‌های هنری، تاثیرات
شیوه‌های بیان اعصار گذشته که با عنوان بینش هنری از آن یاد می‌شود، استمرار دارد.
عصر بیزانس از مبهم‌ترین دوره‌های تاریخی است و به همین دلیل از این هنر به هنر قرون وسطا یاد می‌شود. هنرشناسان، هنر بیزانس را هنری تلفیقی و ترکیبی می‌دانند که شگردهای هنری دوران گذشته رم و یونان در عصر کهن در آن ظاهر شده است. در پدید آمدن هنر بیزانس و شکل گیری آن سه عنصر عمده نقش داشته: نخست ضرورت اداری، دوم تأثیرات هلنیستی و سوم فرآیند تأثیرگذاریهای معاصر از پادشاهی ساسانی در ایران. آنچه که امروزه مشخص شده اینست که مجموعه اندیشه ها و تفکراتی که به تدریج در این قطب جهان نظم یافتند و به هماهنگی رسیده اند، بر ریاضیات استوار بوده اند و بر اساس یافته های ریاضی، میان جهان فکر و جهان ماده اعتقاد به جدایی وجود داشته و انسان موجودی حائل میان این دو جهان دانسته می شده است. در این نظریه ها، انئیشه ها و تفکرات هند و ایرانی و هم اعتقادات بابلی و مصریها جای داشته است.

معماری:
هنر معماری در روم شرقی (بیزانس) تا قرن ششم میلادی تحت تأثیر مسیحیت آغازین بود، این هنر در قرن ششم میلادی با آغاز حکومت «ژوستی نیانوس»، به وجود آمد او در هنر پروری همتای کنستامتین بود و آثاری که وی مورد حمایت و تشویق قرار داد، همه شکوه و عظمتی شاهانه داشتند تا جایی که دوران فرمانروایی او را به حق «نخستین عصر طلائی» هنر امپراتوری روم شرقی نامگذاری کرده اند. باید به این نکته اشاره نمود که بهترین گنجینه یادگاری «نخستین عصر طلائی» اکنون در خاک ایتالیا – که در شهر «راونا» کشف شده – جلوه گری می کنند، نه در شهر کنستانتینوپل (استانبول). شهر راونا که در اصل پایگاه نیروی دریایی در ساحل دریای آدریاتیک بود، از سال ۴۰۲ میلادی به بعد پایتخت امپراتوران روم غربی، و پس از آن در پایان همان قرن مقر فرمانروایی تئودوریک پادشاه استروگوتها شد، که همه چیز را به سبک و سیاق هنری

کنستانتینوپل می پسندید، و به همین علت در زمان ژوستی نیانوس شهر راونا به صورت پایگاه عمده ای برای گسترش و نفوذ سلطه بیزانس بر ایتالیا در آمد. مهمترین بنایی که در آن شهر در سالهای ۴۷-۵۲۶ میلادی ساخته شد، کلیسای «سان ویتاله» است. این ساختمان معرف معماری بیزانس است که در قلمرو روم غربی ساخته شد، و به طور قطع از آثار کنستانتینوپل اقتباس شده است. پلان آن هشت ضلعی است و گنبدی بر روی این هست ضلعی قرار گرفته است.See full size image

پلان کلیسای سان ویتاله

لازم به ذکر است، این بنا به خوبی نشان می دهد که ادامه معماری بنای آرامگاه سانتاکوستانستا (ر.ک. معماری صدر مسیحیت) در شهر رم است. با این تفاوت که مراحل تحول میان آن دو بنا در امپراتوری روم شرقی به وقوع پیوسته است. چون در همین جا (بیزانس) در طول یک قرن ساختمانهای گنبد دار رواج و گسترش یافته بودند، از طرف دیگر از نظر مقیاس کلیسای سانتاکوستانستا، کوچکتر از سان ویتاله است، فضای درونی سان ویتاله بیشتر و با تزئینات غنیتری آراسته شده است. در کلیسای سان ویتاله بر اثر اصول ساختمانی تازه ای که در تاق بندی به کار گرفته شده این امکان به وجود آمده است که در هر منطفه پنجره ای وسیع در بنا تعبیه گردد و داخل ساختمان را غرق در نور سازد.
در این ساختمان ساده ترین عناصر محور طولی کلیسای مستطیل شکل یعنی محوطه ای که با سقف متقاطع برای محراب در نظر گرفته شده و همچنین یک دهلیز طولی در مقابل ساختمان به چشم می خورد.
در اینجا باید به این نکته مهم اشاره نمود که مثلاً در شهر راونا «کلیسای سان آپولیناره» با پلان مستطیل شکل ساخته شده و این نشانگر این مسئله است که کلیسای مرکزی و به ویژه سان ویتاله تا چه حد در قلمرو روم غریب می نماید. پس به این نتیجه می رسیم که از زمان ژوستی نین به بعد کلیسای گنبد دار، با نقشه ای متمرکز (مرکزی) در قسمت اصلی بنا رواج یافت و بر دنیای مسیحیت ارتدوکس حکمفرما گردید. درست همان طور که نقشه محوری کلیسای مستطیل شکل بعدها معماری قرون وسطایی مغرب زمین را تحت تأثیر و به عبارتی زیر سلطه خود آورد.

منبع:http://architecturemodern.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:35 |

تمدن بين النهرين

بين النهرين منطقه اي است در آسياي غربي در امتداد رودهاي دجله و فرات كه از جنوب به شمال – از خليج فارس تا كوه هاي ارمنستان و از شرق به غرب – از فلات ايران تا صحراي شام امتداد دارد. نواحي مركزي بين النهرين روزگاري به واسطه وجود شبكه بسيار وسيع و غني آب هاي طبيعي بسيار حاصلخيز بوده است ليكن پس از سيري شدن هزاران سال و تغييرات جوي و جغرافيايي، اكنون اغلب زمين هاي اين منطقه باير و كم آب است.

بين النهرين ، مهد تمدن بشري:
در مطالعات تاريخ جهان باستان مكرر به منابعي بر مي خوريم كه از شرق نزديك به بين النهرين به عنوان مهد تمدن بشري ياد كرده اند. اين عقيده مبتني بر قرايني است كه در ذيل به چند نمونه آن اشاره مي كنيم.

-ابتدايي ترين و بهترين آثار كهن بدست آمده از كشاورزي نظام يافته – كه نشانه ي زندگي گروهي و اجتماعي بشري است. در اين منطقه يافت شده است.

-ابزار سازي و دانش استفاده از فلزات از عواملي است كه بنيان اقتصادي و توان فني جوامع اوليه را نشان مي دهد. سومري ها (اولين اقوام تشكل يافته و قدرتمند منطقه ي بين النهرين) اولين قومي بوده اند كه به فن استفاده از فلزات آگاهي داشتند. هيچ كس نمي داند كه آنها چگونه شيوه ي استخراج فلزات را فرا گرفته اند ليكن مسلم است كه نخستين بهره گيري از فلزات در بين النهرين صورت گرفته است.

خط و نوشته را شايد بتوان مهمترين اختراع بشري در طول تاريخ دانست چرا كه نوشته ها مجراي انتقال اطلاعات و ثبت و ضبط تاريخ- هستند. از سوي ديگر ظهور يك خط در يك جامعه كهن خود نشانه اي است از رشد فكري و علمي و فرهنگي مردم آن اجتماع ، سومريان با اختراع ، خط ميخي ، دوره اي را آغاز كردند كه به عنوان آغاز خط نويسي شهرت دارد. اين دوره با نخستين سلسله پادشاهي سومر يعني حدود 3000 تا 2500 ق.م مقارن بود و قدمت آن به پيش از سلسله پادشاهي مصر باز مي گردد. «خط ميخي» رواج خود را تا هزاره اول پيش از ميلاد همچنان حفظ كرد

وجود شهرهاي مستقل كه از آنها با نام دولتشهر ياد مي شود نشاني از قدرت سياسي و مديريت شهري بوده است. در اين منطقه- انتقال از زندگي و اقتصاد ساده كشاورزي و روستايي به نظام پيچيده زيست و اقتصاد متمركز شهري به سرعت انجام شد. از اين رو بين النهرين بستر اولين جوامعي بود كه نام تمدن (شهرنشيني) را شايسته خود ساخت. البته مي توان شكل گيري سريع شهرهاي بين النهرين را كه اغلب داراي ، استحكامات و برج و بارو در اطراف شهر بوده، نتيجه ي اوضاع خاص سياسي و تهاجمات مكرر نظامي دانست كه از ويژگي هاي اجتماعي تاريخ اين تمدن است.

 

معماری

بهترين نمونه ي معماري بين النهرين همانند ديگر تمدن هاي باستاني به بناي معابد مربوط مي شود. دولتشهري هاي سومري قدرت خود را منتخب به خداي شهر مي دانستند و پادشاهان ، نماينده خدا بر روي زمين و پاسداران خزاين او محسوب مي شوند. در اديان سومري نوعي اتصال و هماهنگي ميان دين و دنيا يا به عبارت دگير اقتصاد و معنويت – وجود داشته است. اين ويژگي با شرايط خاص اجتماعي بين النهرين شخصيت داشت. بين النهرين بر خلاف همتاي معاصر خود يعني مصر (كه تاريخي آرام و ساكن داشت) همواره در افت و خيزهاي نظامي و سياسي بود. برج و بارو و استحكامات شهرها از همين امر حكايت مي كنند.
بديهي است كه ديني مستقل از مسايل روز نمي توانسته راهگشاي مردمي با شرايط خاص آن روز باشد. كاهنان و خدمه معابد ، ضمن اجراي آئين ها و مناسك دين ، مسؤول تنظيم و كتابت مخارج شهر بودند. مكتوبات بدست آمده از اين نسخ روزمره نخستين نمونه هايي است كه «خط» به خدمت حسابرسي و مثبت جزئي ترين پرداخت ها و دريافت ها و موجودي انبارها درآمده است.
معابد عظيم تمدن هاي بين النهرين را زيگورات مي نامند. زيگورات بناي خشتي تو پر فاقد فضاهاي داخلي است كه سطح خارجي آن داراي پوششي از آجر است. ابعاد قاعده زيگوراتهامربع و يا مستطيل و اندازه آنها بين 50 در50 يا 40 در 50 متر متغير است. از نظر موقعيت جغرافيايي تا قبل از كشف زيگورات سيلك بين سومر بابل آشور و جنوب غربي ايران توزيع شده اند.براي نخستين بار در فلات مركزي ايران نيز از بقاياي زيگوراتي در سيلك كاشان خاك برداري شده است. تاكنون هيچ يك از زيگوراتهاي شناسايي شده بطور سالم و كامل باقي نمانده است و لذا ارتفاع اصلي آنها مشخص نشده است. دست رسي به فوقاني ترين طبقه زيگورات بوسيله پله كان و يا راه شيب دار صورت مي گرفت. فضاهاي اطراف زيگورات ها را با درختكاري و يا مرغ فضاسازي ميكردند. زيگورات ها بناهاي بسيار عظيم و كوه مانندي بودند كه به لحاظ زيباي و عظمت چيزي از اهرام مصر كم نداشتند.

سنت ساخت زيگورات ها و دولتشهرها پس از سومريان ادامه يافت. در اواسط هزاره ي دوم پيش از ميلاد، آشوري ها پس از پايان يافتن اقتدار «اكد» (2180 – 2340 ق.م) و «بابل» به قدرت رسيدند. آنها نيز همانند سومريان بناهاي خود را با آجر مي ساختند اما از آنجا كه به محل استقرار آشوري ها ناحيه ي شمالي بين النهرين بود، و در اين ناحيه سنگ به وفور يافت مي شد اما شاهد استفاده از سخته سنگ هاي وزين و حجيم در قسمت هاي پائيني محوطه هاي مهم داخل بنا و دروازه ها هستيم رواج استفاده از سنگ، زمينه ي مساعدي براي خلق نقش برجسته ها و مجسمه هاي گوناگون بود. پادشاه آشور دستور داده بود كه در دو سوي دروازه هاي شهر پيكرهاي غول آسا و رعب انگيزي از شيران نعره زن بسازند و داخل محوطه نيز پر بود از نقش هاي بي مانندي كه از صحنه هاي نبرد سربازان امپراتوري كه همواره با سركوب دشمنان همراه بود.

زيگوارت هاي اين دوره بيشتر به شكل هرم هاي پلكاني نزديك شدند. زيگورات خرساباد كه به دستور سارگون دوم، امپراتور قدرتمند آشوري بنا شده بود. هفت سطح (پلكاني) داشته كه امروزه تنها چهار طبقه (سطح ) از آن باقي است. ارتفاع هر طبقه 5/5 متر بود و هر طبقه با رنگ جداگانه اي رنگ آميزي شده بود. مي توان تصور كرد كه اين معبد زيباي هفت رنگ نمايي دل انگيز به ارگ سارگون مي بخشيده است .

امپراتوري آشور در حدود قرن 7 پيش از ميلاد با هجوم اقوام مختلف دچار تزلزل شد و پس از افت و خيزهاي چند دوره كوتاهي از شكوفايي و اوج را تحت فرمانروايي «بخت نصر» گذراند. اين دوره كوتاه كه بين سال هاي 612 تا 539 ق.م قرار دارد به عهد حكومت «بابل نوين» مشهور است. در همين عهد نوع جديدي از معماري با آجر لعابدار رواج يافت.
«دروازه ايشتار» كه به دستور بخت نصر در بابل بنا گرديد نمونه اي عالي از روش نوين است كه بر ديوارهاي رنگين آن ( كه به آجرهاي لعابدار آبي و سبر و زرد و سفيد و سياه ... مزين بود) نقش برجسته هاي انواع جانوران حقيقي و اسطوره اي ، چون شير و گاو واژه ها قرار داشته . هزاران آجر لعابدار دروازه ايشتار كه تا چندي پيش در اثر فروريختن، پراكنده و هريك به كناري افتاده بود. اكنون جمع آوري و بازسازي شده است.

 

زیگورات ها

كهن ترين زيگورات بين النهرين

كهن ترين زيگوراتي كه ناكنون در بين النهرين (عراق كنوني) توسط باستان شناسان خاكبرداري و شناسايي شده است زيگوراتيست كه اورنمو موسس سلسله سوم اور در سال 2100 قبل از ميلاد يعني 4100 سال پيش در شهر باستاني اور محل تولد حضرت ابراهيم نبي بنا كرده بود او اين زيگورات را در كنار معبدي كه براي نيايش خدايان ساخته بود بر پا داشته است. اين زيگورات در اصل داراي سه طبقه بوده است كه در حال حاضر تنها طبقه اول آن باقي مانده است. راه دست رسي به بالاترين طبقه بوسيله سه رشته پلكان رشته پلكان مياني و دو رشته پلكان جانبي صورت ميگرفت. زيگورات با خشت بنا شده بود و پوسته خارجي آن را از آجر ساخته بودند .

زيگورات چغازنبيل

اين زيگورات در جنوب غرب ايران و در استان خوزستان نزديك شوش واقع شده است. سالم ترين زيگورات باقي مانده از جهان باستان است. مساحت زیر بنای زیگورات چغازنبیل 100×100 متر است و 50 متر بلندی دارد و به صورت چهار گوشه و پله پله ساخته شده است چنان که ذکر کرده اند دارای 5 طبقه بوده و هر طبقه روی طبقه زیرین بنا شده است. در طبقه آخر محوطه کوچکی قرار داشته که جایگاه رب النوع اینشتوشیناک یا الهه اینشتوشیناک خدای ایلامی ها بود ودر زمان پادشاه ایلامی ها به نام اونتاش گال ساخته شده است0

مصالح این بنا از خشت خام و آجر پخته معمولی است. آجرها در نمای ساختمان و خشت را در داخل بنا بکار گرفته اند. دو ویژگی مهم در این بنا مشاهده می شود : اول آن که بروی آجرهای نما خطوطی به شکل خط میخی که همان خط ایلامی ها ست حک شده است که اکثر آنها دارای یک نوشته ، آن هم درباره ی اینشتوشیناک است. دوم آن که به قدیمی ترین طاق قوسی شکل ایران در یک بنا را می توان در زیگورات چغازنبیل در سقف پله های آن به وضوح مشاهده کرد. شکل این طاق ها بدون تیزه و مانند قسمتی از کمان دایره است که به آن ((طاق گهواره ای)) می گویند.

زيگورات دور شاروكين

زيگوراتي كه در پايتخت آشور و در دورشاروكين بنا شده بود اولين زيگوراتي بود كه توسط باستان شناسان شناسايي گرديد. سارگون دوم پادشاه آشور مياني در حدود 2700 سال پيش اين زيگورات را بنا كرد. بنظر ميرسد راه دست رسي به بالاترين طبقه بوسيله شيب مارپيچ صورت ميگرفت. سه طبقه اول اين زيگورات باقي مانده است كه بترتيب از پايين به بالا به رنگهاي سفيد سياه و قرمز رنگ آميزي شده بودند.هر چند بقاياي طبقات بالاتر مشخص نشده است ولي با توجه به نظم رنگها رنگ طبقات بالاتر بايد به ترتيب آبي نارنجي نقره اي و طلايي بوده باشد.

زيگورات سيلك كاشان كهن ترين زيگورات جهان

از 32 زيگوراتي كه تاكنون در ايران و عراق بر اساس متون تاريخي و بر اساس كشفيات باستان شناسي ، شناسايي شده اند 5 زيگورات در ايران و 27 زيگورات در عراق قرار دارند كه زيگورات سيلك كهن ترين آنهاست.

سازنده اين زيگورات مشخص نشده است ولي در فاصله بين سالهاي 4700 تا 4500 سال پيش ساخته شده است يعني در زماني كه ابتداي استفاده از خط براي نگارش بوده است. براي ساخت اين زيگورات كه از سه سكو يكي بر بالاي ديگري تشكيل شده است از بيش از 1250000 خشت به ابعاد 35در35در15 سانتي متر استفاده شده است. ارتفاع واقعي اين زيگورات مشخص نيست ولي آنچه كه از آن باقي مانده است امروزه سطح بالاترين سكوي آن 14 متر از سطح زمينهاي اطراف ارتفاع دارد. راه دست رسي به بالاترين طبقه بوسيله شيبي ملايم صورت ميگرفته است.

منبع:architecturemodern.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:33 |

معماری هند

یکی از موفقیت های تمدن هند که برای ما همچون میراثی گرانبها باقی مانده معماری آن است ، میراثی که قدمت آن را می توان به هزاران سال قبل نسبت داد . سرآغاز این معماری به زمان سلطنت آشوکا ها ( Ashoka ) برمیگردد ، هنگامی که ساختن صومعه های بودایی و گنبد مقبره ها آغاز شد .و این چنین معماری بودایی ظهور کرد و این معماری برای چندین صده در هند حاکم بود و معماری شگفت انگیزی را برای ما در این دوران باقی گذاشت،

بعد از آن دوران گوپتا ( Gupta ) آغاز شد ،دورانی را که می توان به عنوان حامی معماری هند عنوان کرد و یکی از نقاط اوج معماری این کشور است و در طول هشت قرن چندین مدرسه معماری که متعلق به هندوها بودند شروع به رشد و توسعه کردند و کم کم از این مدارس ،معماران چندی پای در این عرصه نهادند

سلطه ي آريائيان مناطق شمالي شبه قاره را حدود 1500 ق. م تخمين زده اند. اما همانطور كه گفتيم در آن زمان آريائيان قبايلي كوچ نشين و جنگجو ، فاقد هنر و تمدن قابل ملاحظه اي بودند به همين لحاظ شكل گيري تمدن آريايي مدتي طولاني (حدود هزار سال) از 1500 ق .م تا زمان ظهور بود (566 تا 486 ق.م) به طول انجاميد از اين جهت است كه آثار هنري برجسته اي مربوط به اين ايام بدست نيامده . گر چه منابع مكتوب از هنرهايي چون نقاشي ديواري، تزئينات چوبي و آثاري از عاج، نقره ، طلا و سنگ هاي قيمتي خبر مي دهند ليكن نمونه هايي از اين آثار يافت نشده است.
نخستين آثار ارزنده بدست آمده از دوره حكومت آرياييان را ستونها و سرستونهاي عهد حكومت امپراتور شوكا تشكيل مي دهند. امپراتور آشوكا تحت تأثير تعاليم بودا، اين ستونها را درمكاني مهم كه به زندگي بودا مربوط مي شود برافراشت اين ستونهاي سنگي كه تا 10 متر ارتفاع و گاهي تا 50 تن وزن داشته اند و به روشي استادانه تراش و صيقل خورده اند. تكنيك ساخت اين آثار با روش حجاريهاي هخامنشي و آثار تخت جمشيد نزديكي بسياري دارد و مطالعه تاريخ روابط ملل و تحقيقات هنري نشان داده است كه اين سر ستونهاي زيبا و معروفترين آنها كه سر ستون سرنات نام دارد اب به دست جماران هخامنشي و يا زير نظر مستقيم آنها،توسط هنرمندان بومي ، ساخته شده اند.

تا قرنها (از قرن سوم پيش از ميلاد تا حدود قرن 5و6 ميلادي) آثار هنري غالب در رشته قاره ي هند را آثار مجسمه سازي و معماري بودايي و هندويي تشكيل مي دهند. استوپا ( stupa )‌ها، معابد گنبدي شكل و توپر هستند كه عموماً حمل بقاياي (خاكستر) قديسين بودايي است.
اولين استوپاها را كه بقاياي بودا در آنها نهاده شده مي توان ابتدايي ترين نوع معماري مذهبي آرايايي در شبه قاره هند دانست. استوپاها طي مرور زمان در ابعاد بزرگتر بنا شده و به عنوان سبك معماري خاص بودايي مورد توجه قرار گرفته اند

اتوپاي بزرگ سانچي در زمينه هنرهاي تجسمي ، نقاشيهاي ديواري، نقش برجسته هاي سنگي و بالاخره تنديسهاي بودا عموده ي آثار هنري بودايي را تشكيل مي دهد.

آئين هندويي نيز از آئين هاي كهن شبه قاره هند ست كه جزو اديان آسماني به شمار مي رود. اين آئين به عنوان دين غالب سرزمين هند هنوز رواج دارد و اغلب آثار هنري شبه قاره نيز به نوعي با همين دين مرتبط است. بناي معابد، تنديسيهاي سنگي، فلزي و چوبي، نقش برجسته هاي مربوط به خدايان متعدد نقاشي روي ديوار غارها و معابد آثاري هستند كه به وفور در نقاط مختلف هند ديده مي شوند

سه ايزد، كه خدايان اصلي تثليث هندويي را تشكيل مي دهند عبارتند از :


1- ابرهم

2 – ويشنو

3 – شيوا
برهما ايزد خالق است. ويشنو ايزد محافظ كائنات است.

شیوا ایزد نابودی است.

هنرمند كه هنري كاملاً ديني شمرده مي شود به اين خدايان و تجليات مختلفشان وابستگي بسيار دارد. در ميان اين خدايان برهما در تجليات هنري كمتري به چشم مي خورد. برهما گرچه ايزد آفريننده است ليكن حوزه ي قدرت او در چارچوب خلق و آفرينش خلاصه مي شود. به عبارت ديگر برهما همچون معماري بازنشسته است.
حفظ كائنات كه ركن اصلي جهان شمرده مي شود به عهده ويشنو ( خداي محافظ است و از اين ايزد در پهنه فرهنگ ديني هندوان مهمترين عنصر شمرده مي شود ويشنو بنابر باورهاي ديني هند بارها در قالب موجود است زميني ظاهر شده تا به حفظ نظام هستي همت گمارد.
آثار هنري هند پر است از نقاشي ها، تنديسها و معابدي كه به ويشنو و تجليات مختلف زميني او اختصاص يافته است. اطلاعات در مورد اساطير هند، داستان زندگي خدايان، نمادهاي مختلفي كه هر يك معنا و مفهوم خاصي را تداعي مي كنند از لوازم درك هنر ديني – اساطيري هند است. شيوا (ايزد نابود كننده) كه نژاد اقوام مختلف منشأ خير وبركات ، شفا دهنده، خداي رقص و . .. شمرده مي شود هم در اسطوره شناسي و هم در آثار هنري هند نقش مهمي را ايفا مي كند.
معابد هند عموماً به پرسش دو ايزاد اخير (ويشنو ويشنوا) و تجليات آنها اختصاص دارند. پيكره اين معابد چنان مملو از تنديس خدايان ، توصيفات تصويري (به صورت نقش برجسته، پيكرتراشي و نقاشي ) شرح حال زندگي خدايان و جانوران اساطيري است كه اين معابد را به تنديسهاي عظيم و پيچيده اي تبديل ساخته است. به بيان ديگر در معابد هند در وادي پيكرتراشي و معماري به هم نزديك شده، گاه در هم تداخل مي كنند0 معمولاً فضاي داخلي معابد چنان اندك است و بر جزئيات خارجي چنان تأكيد مي شود كه رفته رفته مرز ميان پيكرتراشي و معماري برداشته مي شود.

سال ها گذشت و دین پیامبر اعظم ، محمد (ص) وارد شبه قاره هند شد و با ظهور اسلام الگوها و نمونه های جدیدی پدید آمد که معماری ظریفی را معرفی می نمود ، معماری که سرشار از نقش و نگار های گلدار و خطوط زیبا بود .معماری اسلامی هند نیز همچون دیگر کشور های اسلامی فراز و نشیب های زیادی داشت چنان که در زمان مغول ها به اوج قله شهرت و شکوه رسید .

اینان (مغول ها) کسانی بودند که برج ها – کاخ ها – قصر ها – مساجد و باغ های زیبا بنا نهادند .بنا های با شکوهی همچون قلعه قرمز در دهلی ( Red Fort at Delhi ) ، تاج محل در اقرا
( TajMahal in Agra ) ، باغ های پادشاهی در لاهور ( Badshahi Garden at Lahore ) که از نمونه های زیبای این معماری هستند

لفظ «مغول» براي ما ايرانيان ، توحش ، بي فرهنگي و بربريت را تداعي مي كند و در صورتي كه اين لفظ در شبه قاره هند همواره با احترام ياد مي شود. مغولهاي هند بر خلاف مغولاني كه به ايران تاختند. انسانهايي فرهنگ دوست و هنرپرور بودند. كتاب هايي چون همايون نامه ، اكبرنامه، توزك جهانگيري و پادشاهنامه شاهجهان از كتب ارزنده اي هستند كه تاريخ دقيق و وقايع هز يك از پادشاهان مغول در آنها ثبت شده است. قدر نهادن به هنر و هنرمندان در دربار مغولان به حدي بود كه بسياري از هنرمندان وشعراي ايران، به دربار امپراطوران مغول هند جذب شوند و منشأ خدمات و آثار ارزنده اي فرهنگي و هنري گشتند. عشق ايرانيان به هند در طول تاريخ در وصف نمي گنجد، امپراطوران مغول كتابخانه هاي عظيمي تأسيس نمودند، به اهل قلم سفارش كتاب مي دادند و سپس خوشنويسان و تذهيب كاران و نگارگران به تصوير و تزئين اين كتب مي پرداختند. خلق اين آثار از يك سو به ترويج خط و زبان فارسي انجاميد. و از سوي ديگر زمينه اي را براي خلق آثار بديع هنري در قالب خط، تذهيب و نقاشي فراهم نمود. دوران هنر اسلامي شبه قاره هند در عهد شاهجهان به كمال خود رسيد.

با شروع سلطه دولت بریتانیا و تسلط آن بر منطقه دوران جدیدی در معماری هند آغاز شد ، دورانی که با ورود فرهنگ غربی به هند ، سبک ها و شیوه های آن روزگار مغرب زمین نیز وارد شبه قاره شد .سبک هایی همچون گوتیک ، Imperial ، مسیحی و ویکتورین که هر یک به نوبه خود هند و معماریش را مت‍‍اثر کردند . در دوران استعمار هند انگلیسی ها ساختمان های زیادی را در بخش وسیعی از این کشور بنا نهادند که بسیاری تا کنون پا برجا مانده اند ، همچون کالج سلطنتی و دروازه هند در بمبئی

 

تاج‌محل

تاج‌محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این باغ برکه آب طولانی‌ای وجود گرفته‌است. تاج محل به دستور شاه جهان، امیر گورکانی هند به منظور یادبود از همسر محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) بهنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. وى از شوهرش درخواست كه پس از وى زنی نگیرد و براى او مقبره‌اى بسازد كه بدان نام وى جاويد بماند.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تاسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند. آغاز ساخت تاج‌محل سال۱۶۳۲ بود و پایان آن سال ۱۶۴۸ (میلادی) به انجام رسید.

تاج محل در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است .

مسجد جامع دهلی

مسجد جامع دهلی مهمترین مسجد در بخش قدیمی دهلی در هندوستان است که بزرگترین و مشهورترین مسجد هندوستان محسوب می شود و فرمان ساخت آن توسط شاه جهان امپراطور مغول صادر و در سال 1656 میلادی تکمیل شد . این مسجد در هندوستان با نام "مسجد جهان نما" شهرت دارد و مسجد جامع تنها اشاره ای به برگزاری نماز جماعت روزهای جمعه در این مسجد است. محوطه خارجی این مسجد می تواند بیش از 25 هزار نمازگزار را در خود جای دهد. این مسجد همچنین دربرگیرنده چندین قطعه اشیای باستانی و عتیقه بوده که در آن میان می توان به قرآنی اشاره کرد که روی پوست آهو نوشته شده است . شاه جهان چندین مسجد مهم دیگری را چون مساجد آگره، اجمر و لاهور ساخته است. طرح طبقات مسجد جامع بسیار به موتی مسجد (مسجد مروارید) در آگره شباهت دارد، اما مسجد جامع بزرگتر از آن بوده و دارای دو طبقه است. قسمت اعظم این مسجد به علت وسعت زیر بنایی که شاه جهان برای آن برگزید بعدها به آن اضافه شد. شاه جهان حاکم مغول همان شاهی بود که دستور ساخت تاج محل را در شهر آگره، هندوستان برای همسر محبوب خود ممتاز محل نیز صادر کرد . محوطه خارجی مسجد از طرف شرق، شمال و جنوب به سه ردیف پلکان منتهی می شود که همگی با ماسه سنگهای قرمز رنگ ساخته شده است. در شمالی مسجد 39 پله، در جنوبی 33 پله و در شرقی که محل ورود خانواده سلطنتی بوده 35 پله دارد. این پله ها برای جایگیری دکه های غذایی و فروشگاه ها هنرمندان خیابانی مورد استفاده قرار می گرفت . مسجد جامع دهلی رو به سمت غرب دارد و هر سه طرف آن با ایوانهای طاقدار قوسی شکل پوشانده شده که درگاه برج مانند آن رو به مرکز مسجد قرار دارد . این مسجد حدود 800 متر طول و 27 متر عرض دارد و سقف آن با سه گنبد پوشانده شده است . هر کدام از گنبدهای این مسجد با مرمرهای سیاه و سفید کار شده اما گنبد بالایی آن با طلا پوشانده شده است . دو مناره این مسجد 40 متر ارتفاع دارد و دربرگیرنده 130 پله است که با مرمر سفید و سنگ ماسه قرمز فرش شده است. در محوطه پشتی این مسجد نیز چهار مناره کوچک که به مناره های جلویی شباهت دارد قرار گرفته است . زیر گنبدهای مسجد سالنی قرار گرفته که هفت ورودی قوس دار آن رو به سمت غرب است و دیوارهای مساجد تا ارتفاع کمر با مرمر پوشانده شده است. غیر از این سالن نیز، سالن اقامه نماز دیگری در مسجد قرار دارد که 60 در 27 متر مربع تخمین زده شده است و هفت ورودی قوس دار دارد. در بالای هر کدام از این ورودیهای قوسی شکل لوحهایی از مرمر سفید قرار داد که 2/1 متر طول و 76 سانتی متر عرض دارد که روی آن با مرمر سیاه حکاکی شده است. روی این لوحها تاریخ ساخت مسجد حک و از فضائل و سلطنت شاه جهان نقل شده است .

کف مسجد با مرمر سیاه و سفید فرش شده و قسمتی که قرار است سجاده هر نمازگزار باشد با سنگهای مرمر مشخص شده است. این سجاده های مرمرین از نظر اندازه 44/91 سانتی متر در 50 سانتی متر بوده و در در مجموع 899 سجاده سیاه مرمرین در کف مسجد جایگذاری شده است

معابد هندی

معبد بهایی – دهلی

معبد میناشکی

معبد چنیگرایا

معبد نیسدن

معبد راناکپور

معبد تانجاور

معبد نارایان

هنر ترسیم بر دیوارهای معابد

منبع:http://lajourd.com/HTMLs/india.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:30 |

معماری ژاپن

ژاپن از چهار جزیره ی اصلی به نامهای :هنشو، هکایدو ؛ کیوشو و شیکوگو و تعداد فراوانی جزیره کوچک تشکیل یافته است.

بیش از هفتاد درصد کشور را کوهها فرا گرفته اند که فوجی بلند ترین و زیباترین آنها با چشمه های آب گرم معدنی است. آفتاب تابان و طبیعت زیبا جلوه ای به ژاپن داده است.

- ژاپنی ها متشکل از سه عنصر نژادی هستند:

نژاد آینو (سفید پوستان بومی)

نژاد مغولی(زرد پوستان کره ای)

نژاد مالایایی و اندونزیایی (با پوست قهوه ای)

- آیین های ژاپن عبارتند از: مذهب شینتو – کنفوسیوس – بودا و مذهب بومی زاپن شین تائو

- وجود جنگلهای فراوان و بارش های زیاد دو عاملند که نقش اساسی در شکل گیری معماری به ویژه استفاده از مصالح چوبی (بامبو) در معماری سنتی این کشور دارد.

معماری ژاپن پیوند ژرف و منطقی با طبیعت برقرار نموده به گونه ای که تمام مواد و مصالح ساختمانهای سنتی ریشه گیاهی دارند. الوار درختان مخروطی چون صدر و کاج و سرو و صنوبر برای ساخت سازه بنا و از چوب درختان ریز برگ مانند بلوط و شاه بلوط برای آرایه خانه های سنتی استفاده می شده .

کاغذ ساخته شده از چوب درخت توت برای پوشش درهای کشویی (شوجی) مورد استفاده قرار می گرفت

چوب درخت خیزران (بامبو) در ترکیبی از خاک رس و ماسه و کاه برای ساخت دیوار کاربرد داشت.

- کف پوش ژاپنی به نام (تاتامی) به ابعاد 90×180 سانتی متر از پوشال برنج کوبیده شده با نی بافته می شد و مدولی برای ابعاد اتاقها در معماری ژاپنی بود.

از سنگ در شالوده ستونها ی چوبی و از گل رس برای روکش دیوار و از کاشی برای پوشش بام استفاده می گردید

- معماری ژاپن مانند هنر نقاشی و پیکر تراشی با تاثیر از هنر چین به ویژه سبک دوره ی تانگ پدید آمده .

با ورود آیین بودا (552م) که دوران تغییر و تحول اندیشه و برخورد ژاپن با فرهنگ چین و کره است؛ بسیاری از سنتهای کهن ژاپن از هم گسست و هنرهای این کشور با هنر چینی در آمیخت

- معبد هوریوجی در نزدیکی نارا (ژاپن) نمونه بارز معماری معبد بودایی است .

- معبد ایسه شاخص ترین معبد باستانی شینتو در ژاپن است. این معبد در زمینی به مساحت 50×115 متر مربع بنا شده است و بنای اصلی معبد به نام شودن روی تختگاهی با ستونهای چوبی بنا شده و بام کاه گلی دارد. ستونهای سهندوار زرین فام و بدنه ها از چوب درخت سرو است. برج پنج طبقه ای به نام پاگودا در برگیرنده فضای ویژه ی استقرار تندیس خدایان به نام کندو و ساختمان دیگری برای برگزاری مراسم مذهبی با نام (کدو ) میباشد.

هاشیرا گونه ای از زیارتگاه ژاپنی میباشد .از جمله اشیایی که در ان نگه داری میشوند ستونهایی است انسان ساخت که نماد حاصلخیزی می باشند. بخش های اصلی این زیارتگاه عبارتند از :

1-محراب 2-سالن نیایش 3-دالان مرتبط دو فضای یاد شده

خانه های ژاپنی

خانه های سنتی ژاپنی بطور کلی فاقد پارتیشن بندی و تفکیک فضا بوده اند. و تنها در قرن اخیر بعد از آنکه ژاپنی ها به این فکر افتادند که محل خوردن خوابیدن و غذا پختن را از هم جدا کنند از صفحات جدا کننده استفاده کردند. این اسکرین ها معمولا قابل جمع شدن بوده و حداقلی از حریم خصوصی را تامین می کنند. در حومه های شهری و روستاها هنوز از جدا کننده های از جنس کاغذ استفاده می کنند که قابلیت عبور نور را داشته باشد(که شوجی مینامند). این جدا کننده ها براحتی جمع شده و می توان فضاها را در مواقع لازم ترکیب کرد. معماری سنتی ژاپن کلاً برونگراست و فضای اندرونی و بیرونی را همسان می بیند و نه بصورت مجزا. یک فضای انتقال این دو را باهم متصل می کند که همان محل نشستن و تماشای باغچه یا چشم اندازهای پیرامونی است. در واقع توجیه در و بنجره ها و ورودی ها به گونه ای است که بیشترین تسلط دید بر فضای بیرونی برای ناظر در موقعیت نشسته در داخل خانه فراهم شود. کف خانه های ژاپنی ها با حصیرمانندهایی پوشانده می شود که تاتامی نامیده می شود و جالب آنکه تاتامی در تابستان گرم و در زمستان سرد می شود. تاتامی واحد متراژ خانه است و هنگام مراجعه به بنگاه املاک باید تعداد تاتامی مورد نیاز ذکر شود . معمولا ۶ تاتامی برای یک زوج و ۴ تاتامی برای یک مجرد کفایت می کند. خانه های ژاپنی ها در دل باغ قرار می گیرند و باغ ژاپنی تبلوری از زيبايي شناسی طبيعت گرايانه آنهاست. ترکیب باغ و خانه نشان از همزیستی مسالمت آمیز محیط زیست طبیعی با محیط مصنوع دارد که کنار هم در یک نقطه ی زمانی به خدمت بشر درآمده اند. و برخلاف آنچه در توسعه مدرن اتفاق افتاده ساختمان دشمن طبیعت نیست. اصل حفظ بخش‌های ارزشمند فرهنگ گذشته یکی از راهکارهای اصلی توسعه فرهنگی در کشور ژاپن است؛ در این بین مسأله مسکن و معماری مربوط به آن دارای اهمیتی ویژه در زندگی یک ژاپنی است. انسان بدون معماری نمی تواند در این کره خاکی به راحتی زندگی کند. محیط زیست طبیعی و محیط زیست مصنوعی (ساختمان) هر دو محیط زیست هستند و هر دو لازم برای زندگی بشری. ولی وقتی به رابطه میان این دو محیط زیست توجه کنیم متوجه می شویم که معمولا معماری در نقطه مقابل حفاظت محیط زیست طبیعی قرار دارد. هدف از معماری ساختن محیط زیستی بهتر برای انسان و جامعه بشری است. ولی برای رسیدن به این هدف انسان چاره ای جز تخریب طبیعت نداشته، ندارد و شاید نخواهد داشت! این تخریب تا بدانجاست که امروزه صنعت ساختمان سازی یکی از مخرب ترین صنایع جامعه بشری است

بي شك طبيعت گرم و مرطوب ژاپن به معمار آموخته است كه جهت بهره مندي از وزش نسيم بايد سقف را تاحد امكان پايين آورد تا سايه سقف روي كف باشد.گفتنی است فرهنگ نشستن روی زمین یا به حالت نیمه نشسته وارد اتق شدن خود لزوم ارتفاع بیشتر را منع می کند،چرا که در دید کاربری روی زمین ارتفاع به اندازه 50 سانتیمتر نسبت به افق دید فدی نشسته بر روی صندلی کاهش می یابد.

از طرف ديگر بازشوهاي عظيم از جنس كاغذ نازك – shuji – كه ديوار هاي لغزان بنا هستند، همزمان كه وزش باد راميسر می‌كنند، شفافيت ( transparency ) و ارتباط دورن و برون را به غايت می‌رسانند.
اينجا طبيعت بيروني نيست كه ديوار، خط جدا كننده حريم درون خانه باشد از آن، كه طبيعت جزئي از درون است. اكنون درك اين عبارت ساده‌تر می‌شود : «وارد بيرون می‌شويم...» اگر خطوط افقي و لبه هاي بيرون زده بام كه دست در آغوش درختان زده اند همان لغزندگي افقي المان در كارهاي ارگانيك رايت باشد عامل اصلي پيش آمدگي بامها در اينجا ايجاد سايه است بر روي ديوار بنا.
معماري ژاپن معماري كف و سقف است در مقابل معماري غرب كه مهمترين المان آن ديوار است با نهايت درخشندگي نما. اينجا نماي خانه، در هيچ شكلي اسير نمی‌شود، بنا چون رشد يك بافت زنده به هر سمتي كه اتفاق افتد رشد می‌كند : فرم بنا تصادفي است، خطوط دور بنا در طبيعت محو شده اند و هيچ تاكيدي بر جلوه نما ندارند، درست نقطه مقابل نماهاي درخشان معابد يوناني كه تيغ آفتاب حد هر سايه – روشني را به وضوح نشان می‌دهد( CLARTE ).
معماري ژاپن، معماري چوب است، معماري انعطاف پذير و ناپايدار، حال آنكه معماري غرب معماري سنگ است، معماري پايدار و ابدي، يك بار كه معمار می‌آفريند هيچ انسان ديگري حق ندارد چهره شهرسازي پاريس را دگرگون كند. حال آنكه در اين سو، بنا همچون پوست تن يك مار هر گاه به صاحبش تنگ آ يد، تغيير می‌كند.

در غرب مهم چهره است، جلوه، رخ، خطوط پررنگ نما، اين يانگ yang است، خطوط پر ارزشي كه هر گاه انرژي خود رااز دست می‌دهند به يين yin بدل می‌شوند.ايندو اجزاي جوهره هر شي يعني Qi را تشكيل می‌دهند.خطوط محو سازه ژاپني در سايه عميق سقف، خطوط يين yin است، يانگ كه جوهره اصلي معماري غرب است، روشني است، تفكر عقلاني، سختي، علم در مقابل جوهره معماري ژاپني يين كه سايه است، ادراك دروني، لطافت و ايمان.

- چایونو مراسم آیین ذن برای چایخوران است که در باغ خانه ها فضایی به همین منظور اختصاص میافت. اتاق چای بسیار کوچک و ساده طراحی میشود و نوعی معماری ارگانیک دارد .معمولاً یک راه سنگفرش از میان باغ سرسبز به دری می رسد که در آنجا میهمانان پس از شستن دستها در یک چشمه طبیعی از درگاه کوتاهی وارد اتاق چهارگوش میشدند. در آنجا میزبان و گروه چهار نفره میهمانان در فضایی آکنده از سادگی بی پیرایه در کنار یکدیگر برای صرف چایی می نشینند.

در تزیین این اتاق سعی بر احترام به طبیعت شده و مصالح به کار برده شده (چوب) به شکل طبیعی با گره های موجود در بدنه درخت آشکار است.

کاخ ژاپنی

کاخها در ژاپن به این صورت ساخته میشدند که دارای یک بنای اصلی و چند ساختمان فرعی در یک فضای محصورند و راهروهایی سرپوشیده این ساختمانها را که برای واحدهای متفاوت خانواده گسترده شده اند ، به یکدیگر می پیوندند. اتاقها چند منظوره و دیوارهای داخلی و خارجی آنها قابل جابجایی اند تا به راحتی با محیط طبیعی پیرامون یکی شوند .همیشه ارتفاع بنا کم و نوع مصالح به کار رفته سبک انتخاب میشود تا تز زلزله در امان بماند.از نمونه های ابن کاخها میتوان از کاخ ناگویا نام برد.

منبع:http://lajourd.com/HTMLs/japan.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:29 |

معماری رم

رم اشاره به سرزمین‌هایی در اروپا و آسیای صغیر دارد که مدتی در دست امپراتوری روم و امپراتوری رم شرقی بود. معمولاً در منابع عربی و اسلامی قدیم منظور از رم سرزمین‌های آسیای صغیر است. یکی از نام‌های عربی دریای مدیترانه نیز که در جنوب آسیای صغیر قرار دارد، «بحرالروم» به معنی «دریای رم» است.

اتروسک :خاستگاه این سرزمین توسکان بین فلورانس و رم در ایتالیای امروزی بود.

از ساختمان معابد اتروسک تنها شالوده های سنگی بر جای مانده ، زیرا خود بنا از چوب ساخته میشده.

اتروسک ها به دلایل مذهبی کاربرد سنگ را در معماری معابد خود جایز نمی شمردند .

طراحی شهری بر اساس شبکه ی شطرنجی استوار بود.(بر اساس عقاید دینی ایشان که آسمان را بر مبنای چهار جهت اصلی به چهار ناحیه تقسیم می نمودند)

اردوگاههای نظامی محصور به نام کسترا با پلان چهارگوش نیز از شبکه ی شطرنجی برخوردار بوده اغلب تبدیل به شهرها میشدند.

اثرشاخص بر جای مانده اتروسک ها دروازه ی آگوست در پروجا میباشد کخ الگوی معماری معماری رومی قرار گرفت.

ویتروویوس معمارو شهرساز رومی (سده یکم پ.م ) و نویسنده رساله " ده کتاب در باب معماری گاست که در ارتش روم به فرماندهی ژولیوس سزار خدمت میکرد

از دیدگاه او نخستین خانه ها نمونه برداری از شکلهای طبیعی (پناهگاه ، لانه ی پرندگان و غارها ) بوده اند.

به نظر او معماری نخستین "هنر و علمی " است گه ایجاد شده در نتیجه هنر برتر است.

به اعتقاد او معمار باید نظریه پرداز ، نویسنده و دارای دانش گسترده باشد.

آشنایی از هندسه، پرسپکتیو ،قوانین نور ،ریاضیات ، نجوم ، فلسفه ، شناخت موسیقی ، دانش پزشکی (برای اقلیم و سلامت در ساختمان ) و.... برای معمار لازم است.از دیدگاه او معماری باید به سه اصل وفادار بماند : ایستایی (ساختمان و مصالح) ، کارایی ، زیبایی

تاریخ روم با تاریخ شهر رم پیوند دارد و به روایت افسانه گونه شهر رم در سال 753 پ.م به دستور رمولوس ساخته شد.

امپراتوری روم با ایجاد راهها ، قوانین و ارتش توانمند خود ، سیستم حمل و نقل سازمان یافته ای را به وجود آورد که سبب پیدایش شهرها شد.

تمدن شهرگرای رومی (لاتین) با ساخت سدها ، پلها ، جاده ها ، آبراهها ، تئاترها ، میدانها ، حمام ها ی همگانی ، تاقهای پیروزی و سنگ فرش راهها آثار ماندگاری در جهان از اسکاتلند تا خلیج فارس بر جای نهاد .با وجود شکوه شکوه بناها و تندیس ها که هر امپراتور از خود به جا می گذاشت رم را نمی توان شهری یکپارچه در نظر گرفت . موانع طبیعی ( شهر هفت تپه ) و بی توجهی هر امپراتور به آثار ساخته شده دیگران را میتوان علت اصلی آن بشمار آورد.

رومی ها علاقه به ساختمان های بزرگ داشتند ، بنابراین نیاز به مصالخ سنگین ، پایدار ، بادوام ، خشن و محکم. آنها به علت داشتن سیمان پوزولان که بهترین سیمان در جهان بود موفق به ساخت بناهای مطلوب شدند.

رومی ها ابتدا تاقهای نیم دایره ای (تاق آهنگ) که از نظر سازه ای ایستایی زیادی ندارند را پدید آورند ، سپس با روش مبتکرانه ای به تاق مرکب یا متقاطع که عبارت از دو تاق آهنگ عمود بر یکدیگر است دست یازیدند.

محاسن تاق مرکب (متقاطع)

نیروها را در چهار گوشه ی گنبد متمرکز میسازد

امکان حذف دیوارهایی که مستقیماً باربر نیستند

امکان ایجاد پنجره های بزرگ در زیر تاقهای گنبد (گریو گنبد)

امکان ارتباط فضایی زیر گنبدها به یکدیگر

امکان ساخت بلندتر بنا به علت سبکی سازه

آبراهه های رومی ( Aquedues ) برای انتقال آب به شهرها و عبور سواره نظام نیز مورد استفاده بود ، در دو یا سه طبقه ساخته می شد.

حمام های ( thermes ) بزرگ و همگانی به نام کاراکالا مجهز به اب سرد و گرم ، سونا ، کتابخانه ، تئاتر ، سالن کنفرانس و مطالعات ، ورزشگاه ، فضای سبز طبیعی و ... بودند.

کاربریهای اصلی آنها عبارتند از :

- مراسم مذهبی

- امور بهداشتی

- گذران اوقات فراغت و فعالیتهای هنری

- ورزش ، مطالعه و پاتوق اجتماعی

پانتئون

یکی از شاخص ترین بناهای رومی است که به دستور آدریانوس (118- 128 م) ساخته شد. شکل هندسی آن به صورت کروی است که بر روی بنای سنگی استوانه ای قرار دارد . قطر و ارتفاع آن 43 متر و ضخامت دیوارهای جانبی بیش از 6 متر است .

رواق ستون بندی شده در ورودی آن یک فضای افزوده شده با سقف شیبدار به نظر میرسد.

سطح زیرین گنبد به صورت مربع های منظم شکل بندی شده تا از سنگینی سازه آن بکاهد و بر زیبایی سقف بیفزاید .

در مرکز این گنبد بزرگ ، روزنه ای به شعاع بیش از 9 متر نور طبیعی را به درون هدایت میکند.

دیوارها و کف پانتئون از سنگ مرمر سفید نازک پوشش یافته تا آب باران نیز به راحتی کانالیزه شود.

کلوسئوم

واژه کولوسئوم به معنی «جایگاه غول‌پیکر» است

بزرگترین آمفی تئاتر در روم "کلوسئوم " نام دارد که ساخت آن به دستور وسپاسیان (72 پ.م ) آغاز شد و به دست دومیتیان دوازده سال بعد به پایان رسید.

بخش بزرگی از آن تخریب شده ولی آثار به جا مانده برای تجسم کل ساختمان کافی است . این آمفی تئاتر یک بیضی بزرگ به ابعاد 165×190 متر است و صندلی های سنگی بر روی تاق های آهنگ ساخته شده اند.

گنجایش آمفی تئاتر50000 نفر بود ولی در مدت چند دقیقه آمفی تئاتر از حضور آنها تهی می شد .

ردیف صندلی ها به وسیله ی راهروها ی افقی به چهار بخش وابسته به چهار طبقه ی اجتماعی تقسیم می شد. دو ردیف پایین به درباریان و نجیب زادگان . جایگاه امپراتوری در یکی از گوشه های سن و ورودی گلادیاتورها در گوشه ی دیگر آن قرار داشت .

ابعاد سن نمایش 54×88 متر بود و در زیر آن شمار فراوانی اتاق ، انبار ، فضای نگهداری جانوران و اتاقهای تعویض لباس قرار داشت.

سازه ای سبک از جنس پارچه که به آن ولاریوم میگفتند ، هنگام ظهر برای پیشگیری از تابش آفتاب بر فراز کلوسئوم برافراشته می شد

کلوسئوم 48 متر ارتفاع دارد و متشکل از چهار طبقه است : طبقه همکف شیوه ی دوریک ، طبقه یکم ایونیک ، طبقه ی دوم کرنتی و طبقه ی سوم سبک رومی

تاق پیروزی

" تاق پیروزی " از دیگر بناهای شهری روم می باشد که ترکیبی از قوس و ستون است . نوع ابتدائی آن تاق تیتوس (سده ی 1 میلادی) دارای یک دروازه و گونه زیبای آن تاق کنستانتین (سده ی 4 م. ) دارای سه دروازه ( 1 اصلی و 2 فرعی ) میباشد که با شماری آرایه ( تندیس و نقش برجسته ) تزیین شده .

باسیلیکاها

از مهم ترین ساختمان های ویژه معماری رومی ، باسیلیکاها بودند که از عناصر اصلی مرکز شهر رومی به شمهر می آمدند. باسیلیکاها ساختمانی است در بر گیرنده یک سالن ستون دار مسقف با پلان مستطیلی شکل که با بیرون زدگی دایره وار در یک یا دو طرف آن همراه است.ردیفهایی از ستون نیز فضای درونی را به مرکز (صحن اصلی ) و راهروهای جانبی پیرامونی کوچکتر تقسیم میکنند. سقف آنها از نوع متقاطع بوده .

فورم

فورم ( (Forum فضای مرکزی شهر رومی است که در برگیرنده بناهای مهم شهری و جریان زندگی سیاسی ، اجتماعی ، مذهبی ، فرهنگی و اقتصادی شهروندان میباشد.

نمادهای شهری مانند ستون تراژان به بلندی 38 متر در همین محدوده قرار دارد.

فورم ها سه مرحله متمایز را تجربه نمودند : نخست فورم های ارگانیک ، سپس فورم های از پیش اندیشیده شده و از پیش طراحی شده و سر انجام فورم های سلطنتی که در زمین های جدید و با استفاده از طراحی یونانی ها(هیپوداموس) بهره جستند.

سیرک

پیدایش سیرک نوعی ورزشگاه سرگشاده با ظرفیت بیش از 350 هزار نفر است که فضای مناسب ارابه رانی فراهم می آورد.

کاخ بزرگ امپراتور دیوکلسین

کاخ بزرگ امپراتور دیوکلسین بیانگر آغاز ناتوانی امپراتوری روم میباشد.

دو پدیده نوین: در یکی از حیاط های این کاخ شاهد یک سنتوری هستیم که توسط قوسی از میان شکسته شده و بر دو پایه استوار گشته ، نوآوری دیگر ردیف قوس هایی است که بار سقف را نه بر دیوار که بر ستون های پیرامون حیاط وارد میکند.

در پایان سده ی سوم میلادی امپراتوری روم دچار تزلزل گردید . از یکسو یورش ایرانیان و از سوی دیگر آشوبهای بربر ها ناامنی امپراتوری را سبب شد. دیوکلسین سرزمین پهناور روم را به دو امپراتوری غربی و شرقی تقسیم نمود. شهر رم مرکز روم غربی و شهر نوبنیاد کونستانتینوپل (بیزانس ، قسطنطنیه ، استانبول) پایتخت روم شرقی شد. بخش غربی امپراتوری در کوتاه زمان فروپاشید و از پاره پاره شدن آن دولت های امروزی اروپا شکل گرفتند (سال 410 م ).

بخش شرقی امپراتوری تا دوران رنسانس دوام آورد و در سال 1453 م به دست سلطان محمد فاتح تسخیر شد.

منبع:http://lajourd.com/HTMLs/rome.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:27 |
معماری صدر مسيحيت

- امپراتور رم كنستانتين در سال 312ميلادي مسيحيت را پذيرفت

- براي اداره بهتر امور امپراتوري به دو بخش غربي (پايتختي رم)و شرقي (پايتختي كنستانينوپل)دو پاره شد

- امپراتوري رم شرقي بين سالهاي 330تا390م به وجود امد وتا سال 1453م (يورش عثماني ها)دوام يافت.

- در دوران امپراتوري(ژوستي نين)كه نخستين عصر طلايي هنر بيزانس خوانده شده دوباره شاهد يكپارچگي سرزمين رم هستيم.

- پس از ژوستي نين جدايي سياسي و   ديني در ميان دو امپراتوري (شرقي و غربي)منجر به جدايي هنري نيز گرديد

- بر خلاف امپراتوري رم امپراتوري بيزانس به تداوم مرحله ينهايي تمدن باستاني خود ادامه داد

- امپراتورگالريوس( Galerius ) در سال 311م مسيحيت را به رسميت شمرد و در سال 312م در دوره كنستانتين مسيحيان اجازه ي ساختن كليسا را بدست اوردند.

- اغاز ساخت نخستين كليساهاي صدر مسيحيت تقليدي از باسيليكاهاي رمي بود و به كليساي كشيده معروف است.

- طرح باسيليكا ابتدا شامل يك اتريوم   (atrium) جلو خان روباز چهار طرف ساخت است و نقشه بناي ان در برگيرنده دو راهروي باريك كناري و يك راهروي پهن (صحن) مياني مي باشد.بام شيبدار صحن معمولا" بلندتر بوده تا با اختلاف سطح سقف نور طبيعي ان تامين شود. رفته رفته بازويي ها عمود بر صحن اصلي شكل صليبي كليسا را به ارمغان مي اورد.

- استفاده از بتن رمي   وسنگ هاي تزئيني و موزاييك ورنگ ونور و نقاشي به طرح باسيليكا افزوده مي گردد تانخستين كليساهاي صدر مسيحيت پديد ايند. – دو كليساي صدر مسيحيت به نام سن پيترو (st pietro) و st clement) ) از نوع باسيليكايي و كشيده اند و كليساي سن لورنزو و كليساي سانتاكوستانستا از نوع پلان دايره وار و متمركز در وسط ميباشند.

 

تمدن رم شرقي :بيزانس

- امپراتوري رم شرقي را به نام پايتخت ان شهر بيزانس امپراتوري بيزانس خوانده اند.

(330تا1461م) و در بر گيرنده   سه دوره ي مشخص مي باشد:

_ عهد امپراتوري رمي(330-641م) دوره ي فرمانروايي ژوستينين

_ عهد امپراتوري رمي-يوناني (641-1204م)فرمانروايي بازيل دوم

_ عهد امپراتوري تقسيم شده(1204-1461م) همزمان با سقوط كنستانتينوپل(1453)پلو پنز(1460)و طرابوزان(1461).

- دوران شكوفايي سبك بيزانسي كه از تركيب شيوه هاي معماري يوناني و شرقي به وجود امده.

- هنر شرقي موثر در پيدايش شيوه ي بيزانسي معماري ساساني به ويژه بناهاي مداين و فيروز اباد الگوي اصلي است.

- برخلاف گمان برخي   معماري و هنر بيزانسي در خود شهر بيزانس بنيانگذاري نشد بلكه پيشينه ي ان در شهرهاي يو ناني و شرقي به ويژه ايراني پديد امد و سپسشهر بيزانس جايگاه تبلور ان شد.

- در عهد امپراتوري ژوستينين معماران بيزانسي درخشان ترين جلوه هاي هنر و معماري را افريدند:كليساي سن ويتاله در شهر راونا(ايتاليا) و كليساي سانتاسوفيا(اياصوفيه) در بيزانس شاهكار اين شيوه به شمار مي ايند.

کلیسای سن ویتاله

کلیسای سانتا سوفیا

- شيوه ي بيزانسي سپس از راه بالكان به روسيه راه يافت و كليساي بزرگ مسكو به نام سن بازبل در ميدان سرخ نمونه اين سبك است.

- ويژگي طراحي معماري سبك بيزانسي: تركيب كليساي كشيده ي اروپايي با كليساي گرد شرقي در قالب گنبد ايراني كه كليساي گنبد دار بود.

- معماران بيزانسي اصول ساختمان ها و تاق هاي ضربي ساساني و به ويژه عنصر سازه اي ان يعني (سه كنج) را گسترش دادند و زمينه ي نقشه هاي پيچيده معماري بيزانسي را فراهم اوردند.

- گستردگي فضا ي داخلي و درخشش موزاييك ها و شيوه ي دريافت نور طبيعيو كيفيتي ممتاز به اين معماري مي بخشد.

- در حالي كه امپراتوري رم غربي با فروپاشي روبرو بود امپراتوري رم شرقي به پايتختي كنستانتينوپل( (Constantinopole يا بيزانس قدرتش رو به فزوني نهاد.

- در سال 344 ميلادي كنستانتين تصميم به جابجايي پايتخت از رم به بيزانس گرفت و دستور بازسازي اين شهر را صادر نمود.

- فرم خطي كه ريشه در معماري رم داشت به سمت غرب تمايل يافت و سرانجام در كليساهاي سده هاي مياني گسترش يافت.در حالي كه فرم گنبدي به سوي شرق كشيده شد و در گنبدهاي كليساهاي امپراتوري بيزانس گسترش يافته يكي از نشانه هاي معماري ان ميگردد.

- اجزا اصلي معماري بيزانس :شامل سازه وتزيينات وپلان

راهكار هاي جديد ساخت گنبد با استفاده از عناصر سازه اي ساساني (سه كنج)

استفاده از تزيينلت ويژه (موزاييك)

پلان سازگار با نيايش هاي مسيحي (مراسم عشاي رباني)  

- مشكل ساختاري وطراحي براي معمار بيزانسي اين بود كه گنبد مدور را روي فضاي چهار گوش و مربع شكل اجرا كند. زماني كه گنبدي بالاي يك مربع ساخته مي شود اين 4گوش ها به وسيله ي سنگ و اجر يا ساروج به دايره پيوند مي خورد. از دو روش براي اجراي اين سازه بهره برده اند:الف)3كنجي ها ب)تاسچه ها

سيستم ساختماني   در معماري دوره ي بيزانس حجم هاي سنگين را در بخش زيرين وسطوح منحني را در بخش هاي بالاي ساختمان به وجود مي اورد.

اين روش ساخت براي پوشش ديوارها از سنگ مرمر و براي پوشش گنبدها و تاق از موزاييك استفاده مي نمود.

- امپراتوري بيزانس از نظر معادن سنگ مرمر(سفيد خاكستري وسبز )غني بود.موزاييك هم به فرم هاي گوناگون در قطعات 1سانتي به شمار ميليوني وجود داشت.

- برتري موزاييك بر سنگ به 3دليل مي باشد:

پوشش يكدست در ابعاد دلخواه

بينظمي هاي موجمد در سطح با موزاييك بهتر از سنگ پوششداده مي شد

بازشوهاي كوچك و ظريف به راحتي در بين قطعات موزاييك نصب مي گردد.

- كليساي سانتا سوفيا(اياصوفيه):در سال 360م به دستور كنستانتين ساخته شد ولي در شورش هاي سال 532م كاملا" سوخت.در سال 537به دستور ژوستي نين بازسازي شد.پلان مستطيلي شكل ان(91*72متر) در بر گيرنده ستون هاي زيباي مرمرين است.

- قطر گنبد 32متر وبلنداي ان 56متر است كه بر فراز تاسچه ها قرار دارد با 40پنجره در گريو

- پلان كيساتركيبي از كليساهاي محوري (كشيده)و مركزي(گرد) مي باشد.

- فضاهاي كليساي اياصوفيه سيال وهمگي به بيرون و سمت بالا باز مي شوند مانند تالارها   راهروها   تاق ها   گنبد خانه ها

- معماران اين اثر برجسته انتميوس( Anthemius ) از اهالي ترالس وايسيدروس( (Isidorus اهل ميلتوس بودند كه شاهكاري از نور سياليت فضايي ورمز وراز به معماري جهان ارمغان نمودند.

- با پيروزي عثماني ها در سال 1453 كليسا تبديل به يك مسجد شد.سپس با افزودن پشت بند سهند و4مناره تركي پايداي بنا افزايش يافت.اين ساختمان در سده ي 20از حالت يك بناي مذهبي در امد وبه عنوان موزه از سوي مردم سراسر جهان مورد بازديد قرار مي گيرد.

- كليساي سن ويتاله در شهر راونا بنايي 8ضلعي با دهانه گنبد حدود30متر مي باشد.جلوه ويژه سن ويتاله به سبب كاشي هاي رنگارنگ و ستون هاي مرمرين رگه دار رنگي و موزاييك كاري وارايه هاي گوناگون بوده و نفوذ شيوه ي بيزانسي را نشان مي دهد.

- در سده ي 11و12 شاهد شكوفايي دومين عصر طلايي بيزانس هستيم كه اميزش اين هنر با هنر هلني بدست مي ايد.ديگر كليساي برجسته دوره ي بيزانس پسين كليساي سن ماركو در شهر ونيز ايتاليا ست.گنبدها كلاهخود گونه اند و در درون به كمك تيرك هاي چوبي استوار شده اند و سطح بيروني انها با رقه هاي مس پوشش يافته است.شيوه تامين نور طبيعي و ساماندهي فضايي و ارايه هاو تزيينات موزاييك گوياي نفوذ سبك بيزانسي مي باشد.

- نفوذ هنر ومعماري بيزانس در روسيه نيز به ساخت كليساي جامع سن بازيل(عيد بشارت)در ميدان سرخ مسكو مي انجامد كه گنبد هاي ان پياز گونه و رنگارنگ اند.

سده های میانی (كارولنژيان و اتونی ها)

در سال هاي 300 ميلادي بخش بزرگي از جهان دستخوش مهاجرت هاي اقوام گوناگون براي يافتن سرزمين هاي مناسب اسكان بود.در نبود ثبات سياسي در اروپا رهبري مسيحيت(پاپ ها) براي تحكيم قدرت   خود در اروپا تلاش مي نمود.

 

معماری كارولنژيان

در اواخر سده 8م امپراتوري فرانك ها به نام كارولنژيان قدرت را در اروپا به دست گرفتند.در عصر شارل يكم (شارلماني)شاهد باز زنده سازي شكوه رم باستان در قالب مسيحيت و درخشش دوباره فرهنگ و هنر در بخشي از اروپا هستيم.شارلماني بناهايي را به پيروي از معماري رمي بنياد گذارد.نمازخانه كاخ شارلماني در شهر اخن ونيز ديرسن گال

819( st Gall ) (گونه اي شهر كليسا به صورت مجموعه هاي خود كفا براي زيست توليد وعبادت) مربوط به اين دوره مي باشد.

در اين زمان كليسا ها از چوب ساخته مي شوند و نوعي شيوه معماري با عنوان (الواري)رايج ميگردد.اين شيوه منجر به پيدايش مدولي( پيمون)به نام مربع تقاطع شد(از برخورد صحن اصلي با بازوييها)كه در دوره هاي بعد در ساخت مدولار كليسا موثر افتاد.از ديگر اثار كارولنژيان دير سن ريكيه در سنتولا مي باشد كه كليساي ان داراي 6برج است.

 

معماری اتونی ها

از پادشاهان اروپايي مستقر در المان بودند(اوتوي1و2و3)اين دوران هم زمان با اغاز جنبش اصلاح دير ها (كليساها)مي باشد.ويژگي هاي اين دوره دستيابي اروپاييان به علوم مشرق زمين است كه در اثر جنگ هاي صليبي ميسر گشت وبكمك ابزاري نمودن ان علوم(تكنولوژي)بنيان هاي صنعت اروپا شكل گرفت.در عرصه هنر شيوه ي معماري كارولنژيان ادامه يافت.از بناهاي شاخص دوره ي اتوني ميتوان به دير سن ميكايل در هيلد سهايم(1030)اشاره نمود.معماري اوتوني شبكه متناوب ستون بندي وديوار نگهدارنده را جايگزين جرز يا ديوار باربر نمود.

 

معماری رومانسک(رمی وار)

-از حدود سال500م تا سال1000م دوران تاريك تهي يا سده هاي مياني ناميده مي شود.

-سال هاي ميانه سده ي دهم تا پايان سده ي دوازدهم را دوران سبك رومانسك مي گويند.

-هنر رومانسك در هر كشور نام ويژه اي دارد.براي مثال در ايتاليا:لومبارد وتوسكان    در انگلستان:نرمان   در المان:ژرمن   در فرانسه:اكيتن وكلوني_بورگوني

-با استقراربربرها در اروپاي غربي وحدت امپراتوري رم درهم شكست و ازان ميان زبان ايتاليايي و فرانسوي واسپانيولي كه از لاتين ريشه گرفته اند پديدار گرديدند.

-رومانسك دوران فرمانروايي مطلق كليسا و انديشه هاي مسيحي به ويژه در هنر و معماري است.

-نظام هنري رومانسك زير نظر سيستم مذهبي_حكومتي رشد يافت.اين معماري عناصري از معماري رم باستان را اقتباس نمود:

  از باسيليكا فرم خطي را

از فضاي نمايش(تئاتر)تاق و تویزه را

از بناهاي سر پوشيده به ويژه معبد پانتئون گنبدو قوس نيمدايره را

-از ديدگاه سازه اي معماري رومهنسك سنگينو ديوارها ضخيم و قوس ها نيمدايره و به علت باربري ديوارها و محدوديت ايجاد باز شوها فضاي داخلي كم نور است.

-پيدايش تاق هاي 4بخشي كه توسط كمان ها(تركي ها)تاق به 4بخش تقسيم مي شود.

-استفاده از چوب در ساخت كليسا براي در امان بودن از اتش سوزي.

-خاستگاه اين شيوه كشور ايتاليا بود ولي به ساير نقاط اروپا نفوذ نمود.

-در اين شيوه تناسبات هندسي بر اساس (مربع تقاطع) مبناي طراحي معماري وپيمون ان قرار مي گيرد.

-كليساهاي رومانسك بر خلاف گونه هاي كارولنژي واوتوني از تزيينات فراوان بهره مي برند .

-بالكانه به منظور افزايش فضاي داخلي و نيز عنصري سازه اي براي كنترل پيشرانه ها و هدايت نور طبيعي به كار گرفته ميشود.

-كليساي (سن سرنن) در شهر تولوز (فرانسه )يكي از بناهاي شاخص اين سبك به شمار مي ايد.

نقشه ي اين كليسا از نظم هندسي ممتازي بر اساس مربع تقاطع برخوردار مي باشد بالكانه 2 طبقه اين كليساي با شكوه فضاي بيشتري براي انجام مراسم ديني فراهم مي اورد.

-در اين شيوه پس از 600سال پيكرتراشي دوباره با معماري پيوند مي خورد و در سر ستون ها و سر در ها نقش برجسته ها پديدار مي گردد.پيكر ستون هاي يوناني باز زنده سازي شده ولي نقش مردان جايگزين زنان مي شود.

کلیسای سن سرنن

 

منبع:http://lajourd.com/HTMLs/christianity.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:25 |

شیوه ی رنسانس

رنسانس به جنبشی فکری و عقلانی گفته میشود که بین سده های 14 تا 16 از شهرهای شمالی ایتالیا ( به ویژه فلورانس ) آغاز شد و به اوج شکوفایی خود رسید .

رنسانس را تولد دوباره ی هنر و ادبیات کلاسیک باستان مینامند که با مواردی چون کشف جهان و انسان تعریف میشود و تناسبات پیکر انسانی مبنای طراحی معماری قرار می گیرد .

پس از دو شیوه ی معماری دینی ( رومانسک و گو تیک) شیوه ی معماری رنسانس بیشتر به تولیدات معماری غیر دینی می پردازد . معماری رنسانس بر اساس نقشه متمرکز در وسط استوا بود.

ویژگیهای دوره ی رنسانس

حمایت خانواده مدیچی از هنرمندان در فلورانس ، رواج کاغذ در اروپا و اختراع چاپخانه ، فرو پاشی نهاد های سده های میانی ، پیدایش مذهب پروتستان ف کاهش استیلای کلیسای کاتولیک ( پاپها ) و فئودالیسم ، توجه به انسان گرایی و فردگرایی .

در دوره ی رنسانس انسان محور همه چیز قرار گرفت . اندیشمندان بر این باور بودند که دستگاه خلقت پیرامون انسان مداری می چرخد و بشر میتوانذ بر طبیعت چیره شود و هنر ، ابزار حاکمیت او باشد.

از دیدگاه رنسانس ، معمار انسانی است اندیشمند ، پس اگر نیندیشد معمار نیست. نوزایش آغاز مدرنیته در فلسفه است و گونه ای از نگرش انسان به هستی و بر دو اصل استوار است:

1- خود انتقادی ( پرسشگری نا محدود ) 2- اندیشه ابزاری ( فکر فناوری آفرین)

 

فیلیپو برونسکی ( رنسانس پیشین )

در سال 1377 در فلورانس دیده به جهان گشود وی در مسابقه طراحی گنبد کلیسای جامع فلورانس ( سانتا ماریا دل فیوره – 1420م ) رتبه نخست را کسب نمود.

این گنبد دو پوسته با قطر 42 متر از فناوری ساخت ابتکاری برونلسکی برخوردار بوذ. طرح گنبد به صورت لایه های هشت وجهی با مصالح سنگ و اجر و اسکلت فلزی ساخته شد. دو لایه ی مخروطی تا راس هشت وجهی گنبد کشیده شد و در بالا به یک فانوسی خاتمه یافته . فانوسی ابتکار سازه ای بود که افزون بر تامین نور و بلندتر نشان دادن گنبد برای مهار نقطه ثقل نیروهای گریز از مرکز تویزه ها کاربرد داشته است.

طراحی موزه کلیسای سن لورنزو برای خانواده های مدیچی. طرح بر اساس مربع تقاطع صورت پذیرفت ( 1421 م )

طراحی بیمارستان کودکان سر راهی ( 1424 م ) در فلورانس در کنار یک میدان شهری ساخته شد. نمای این ساختمان با رواق کرنتی شکل گرفته . راز کار او در معماری توجه به تناسبات ریاضی بود که ضرب آهنگ موسیقی را پدید آورد.

از دیدگاه او هنر معماری در اوج تکامل خود باید به سمت تناسبات و ریاضیات هدایت شود این تناسبات ، اصول بنیادینی است که در سراسر دستگاه آفرینش نیز تکرار میشود و خاستگاه الهی دارد.

طراحی نماز خانه پاتسی ( 1430 م ) با نمای ابتکاری

طراحی کلیسای سن اسپیریتو در فلورانس بر مبنای مربع تقاطع . دورادور این ساختمان را راهروهای به هم پیوسته فرا کرفته است. برونلسکی در طراحی خود چهار ورودی به جای سه ورودی و سطوح نیمدایره تمام نمای کلیسا را پوشانده بود.هر دو مورد پس از مرگش تغییر داده شد . سطوح تخت نما و سه ورودی رایج جایگزین طرح پیشین شدند.

 

لئون باتیستا آلبرتی

در سال 1404 در جنوا متولد شد و شپس در سال 1428 به فلورانس بازگشت . آ لبرتی مانند ویتروویوس متعقد است که اصول معماری ریشه در کاربردی دارد. آلبرتی برای زیبایی سه معیار را بر میشمارد :

1- عدد 2- تناسب 3- توزیع ( پخشایش )

عدد : تیرها وستونها همیشه زوجند زیرا جانوران همیشه بر روی پاهایی با تعد اد زوج استوارند ذر مقابل شکافها و دریچه ها را به تعداد فرد میسا ختند ، مانند جانوران که یک گوش ، چشم ، حفره ی بینی در هر طرف صورت دارند و شکاف بزرگ دهان در میانه ی صورت جای دارد.

تناسب : قوانین تناسب در معماری با نظیره ی « هم خوانی» یا « هماهنگی » در موسیقی قابل مقایسه و یکسان است.

توزیع: لزوم وجود در طبیعت و موجودات نسبت به یک محور عمودی پدیده ای خوشایند است از دیدگاه آلبرتی زیبایی همانا هماهنگی و سازگاری است. زیرا هماهنگی قانون برتر و قاطع طبیعت است.

طراحی کاخ روچلای در فلورانس ( 1470) نمای سه طبقه کلاسیک این بنا در بر گیرنده سه ردیف نیم ستون های چهارگوش متصل به بدنه میباشد. نمای این بنا ر از کولوسئوم الهام گرفته است.

طراحی نمای کلیسای سامانتا ماریا نوولا در فلورانس ، وی بلندای این بنا را برابر برابر پهنای آن در نظر گرفت ، به گونه ای که کل نمای آن را میتوان در یک مربع گنجاند . بخش بالای نما نیز در مربعی برابر یک چهارم اندازه ی مربع اصلی جای میگیرد.

طراحی کلیسای سن فرانچسکو ( 1450 ) در ریمینی ، بخش زیرین نما یاد آور تاق پیروزی است . نمای سه بخشی ، بازتاب ساماندهی فضای داخلی است که با ستونهای متصل به بدنه مشخص گردید.

طراحی کلیسای سن آندرئا با الهام از نمای معبد کلاسیک و رعایت عناصر معماری باستان چون ستونها ، سرستونها ، سقف تیزه دار و سنتوری ها ، نمای این ساختمان را با معماری تاق پیروزی ترکیب نمود. در این کلیسا بلندا و پهنا نما با هم برابرند.ستونهای متصل به بدنه در درون بنا که تاقها از آن سر چشمه میگیرند ، الگوی طراحی معماری در دها های بعدی قرار گرفت.

 

دوناتوبرامانته ( رنسانس پیشرفته)

در سال 1444 ذر اوربینو ایتالیا به دنیا آمد . در میلان هنر نقاشی را از مئوناردوداوینچی فرا گرفت.

تحول مهم این دوره انتقال مرکز ایتالیا از شهر فلورانس به رم بود ، بدین سان رم به پایتخت هنری اروپا تبدیل گشت.

طراحی تمپیه تو (1499 ) ، نمازخانه ای در محل به صلیب کشیدن قدیس پطرس ، دارای نقشه دایره وار و ستوندار بر فراز سه پله با سر ستونهای دوریک میباشد. با تماشای این نما ، گونه ای احساس حجم در حرکت به بیننده دست میدهد پیمون طراحی در این بنا قطر ستون است. این معماری تبدیل به سبک نوینی به نام برامانتسک گردید

 

طراحی کلیسای سن پیترو جدید

به جای باسیلیکی کنستانتین یا کلیسای سن پیترو قدیمی برامانته ( 1503 ) گرح با شکوهی با نقشه متراکم در مرکز با کارگیری 9 مربع تقاطع به سبک غول اسا ارائه نمود ، اما به هنگام شالوده ریزی مربع تقاطع گنبد اصلی ، برامانته فوت کرد.

در سال 1546 هنگامی که میکل آنز مامور اجرای ساخت کلیسا شد، در طرح کلیسای سن پیترو تحولی ژرف پدید آمد و در نتیجه ی افکار و نقشه های او بود که کلیسای سن پیترو شکل امروزی را به خود گرفت: تبدیل 9 مربع تقاطع به 5 با نقشه مرکز گرا ، گنبد اصلی با گرید بلند ، تک پوسته و تویزه های آشکار مجهز به فانوسی

میکل آنژ

در سال 1475 در نزدیکی فلورانس چشم به جهان گشود و نود سال زندگی کرد او یک مجسمه ساز ، نقاش و معمار بود. وی بنیانگذار سبک مانریسم ( شیوه گرایی یا شیوه گزینی ) بود که سنت شکنی در معماری را دستور کار خود قرار داد.

طرح دهلیز کتابخانه لورنزو ، برای دسترسی به مجموعه ی کتابهای خاندان مدیچی در فلورانس ، طرح کوچک و مشکل دهلیز کتابخانه را با ارتفاع زیاد به همراه عناصری تزیینی همچون ستون نماها و تاق نماهایی به اجرا در اورد. وی با شکستن سنتوری سنت شکنی خود را آشکار میکند و ستونهای متصل به بدنه بارزر نبوده ، ارایه های زیر ستونها نیز نقش تزیینی دارند.

طراحی شهری کامپیدولیو ، پاپ مایل بود تپه ی باستانی کاپیتولینه را که زمانی نماد معنوی و اقتدار روم به شمار می رفت به نماد قدرت رم در عهد حاکمیت پاپ ها تبدیل کند.

بر فراز این تپه دو ساختمان کهن وجود داشت : یکی کاخ سناتورها از سده های میانه در شرق تپه ، و دیگری کاخ شهرداری از سده ی 15 در جنوب تپه. بین این دو ساختمان زاویه 80 درجه وجود داشت.

میکلانژ برای ایجاد تعادل در طرح، ساختمان دیگری ( موزه ) که از نظر نما با بناهای دیگر هماهنگ باشد با همان زاویه 80 درجه ایجاد نمود.وی میدانی بیضی شکل طرح ریزی نمود و تندیسی ( مارکوس آورلیوس ) در میانه آن استوار نمود . چشم انداز پاپ به سوی شهر رم باز گذارده شد.

کاخ فارنزه در شهر رم توسط آنتونیو داسانگالوی جوان (کوچک) به شیوۀ برامانتسک ساخته شد. سپس اشکوب های دیگر این بنا توسط میکلانژ به آن افزوده شد. وی تناسبات ساختمانی را بر مبنای آناتومی پیکر انسان میدانست و میگفت هنرمند باید پرگارش را در چشمانش نگهدارد و نه در دستانش.

 

منیریسم

مانیریسم یا شیوه گرایی یا شیوه گزینی یا سبک پردازی همه به مفهوم پیروی وافر از یک شیوه مشخص است. مانیرست ها معتقدند که هنرمند حق دارد قواعد معماری را به تشخیص خود تفسیر و از آنها الهام بگیرد. در واقع آزادی هنرمند در تفسیر از هنر است. اگر هنر رنسانس با الهام از طبیعت و دانش ها به دنبال دستیابی به تعادل آرام بود ، شیوه ی گزینی در پی ناپایداری و بی قراری است . معماران این سبک عبارتند از : میکلانژ و جولیو رومانو که با ارائه ی بنای پالاتسودلته تمام وازگان معماری شیوه گرایی را فرمول بندی را فرمول بندی نمود . این سبک مجموعه ای از سنت شکنی ها و در هم شکستن تقارن در اصول طراحی کلاسیک می باشد و به گونه ای معماری واسازی را یادآور میشود.

 

آندره پالادیو ( رنسانس پسین )

پالادیو آخرین معمار انسان گرای بزرگ در سال 1508 در نزدیکی ونیز متولد شد.

طراحی تالار شهر ونیز دو طبقه برای شورای شهر در کنار میدان اصلی شهر ( 1546) این بنا با الهام از باسیلیکای رومی پدید آمد.

طراحی ویلای روتوندا

بیشترین محبوبیت او در ساخت ویلاهای چلیپایی است. بارزترین آنها نزدیک شهر وی چنزا بر فراز تپه ای قرار دارد و از نظر نقشه و طراحی به شکل کلاه فرنگی است. نقشه ساختمان متراکم در مرکز این ویلا با چهار نمای همانند و رواق ورودی مشابه که از تک تک این رواق ها میتوان به عنوان یک سکو استفاده کرد، به پیرامون نگریست و منظره متفاوتی را در براب ر خود دید. کارکرد این رواق ها ، بنای گرد و گنبد دار مرکزی آنرا توجیه می کند. او در ترکیب معماری معبد و خانه برای دستیابی به ویلاهای پایدار تر تردید نمینمود. از نظر تناسبات ریاضی و قرینه وار ، معماری پالادیو را مدولار ( دارای پیرامون ) نامند. این ویلا ویژگیهای خود کفایی و کمال مطلوب معماران دوره رنسانس پسین را داراست ( 1554-1550)

کلیسای سن جورجو ماجوره ( 1565 ) در برابر کانال بزرگ آبی که از میدان سن مارکو جاری است قرار دارد ویژگی این کلیسا در ترکیب معماری منیریستی با معماری معابد رومی است واز مشهورترین ساختمانهای ونیز میباشد، زیرا حرکت سایه در سراسر سطوح ساختمان ، بازتاب بنا در آب و رنگ سفید تابنده آن بر سطح دریا و آسمان آبی ، منظره ای بس رنگارنگ و دلپذیر پدید می آورد.

 

نفوذ معماری رنسانس در فرانسه

قدرت و نفوذ بازیافته در فرانسه در سده ی 16 به احداث بناهای شکوهمند در این کشور منجر شد.

کاخ شامبور، در زمان فرانسوایکم (1519) دستور ساخت شکارگاه ییلاقی سلطنتی نزدیک جنگلی در حومه ی پاریس توسط یکی از شاگردان جولیانو داسانگالو با نقشه چهارگوش مرکزی با چهار راهرو در سه طبقه و به صورت آپارتمان های امروزی و مستقل مجهز به چهار برج مدور در چهار گوش بنا خندقی در پیرامون صادر شد و شاهکاری بر آثار دوره ی رنسانس افزوده شد.

کاخ لوور ، طراحی و اجرای کاخ جدیدی در محل قدیمی لوور به همین نام توسط فرانسوا یکم آغاز شد و کار یمه تمام او توسط هانری دوم ادامه یافت. معمار فرانسوی پی یرلسکو به کمک پیکر تراش فرانسوی ژان گوژن سبک کلاسیک رنسانس فرانسوی را با ساخت این بنا پی افکندند و در ساختمان لوور ویژگیهای کلاسی سیستم فرانسوی را ارائه نمودند. هر طبقهکاخ به یک شیوه ی معماری مزین است و کلاه فرنگی ها کاملاً فرانسوی است . ورودی ها با دو ستون چسبیده به بدنه در طرفین و تزیینات فراوان و ارتفاع بلند مورد تاکید قرار گرفته اند ، ساختمان حیاط جنوبی لوور بهترین دستاورد معماری رنسانس فرانسوی میباشد.

منبع:http://lajourd.com/HTMLs/renaissance.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 19:23 |
 

معماری ژاپن

ژاپن از چهار جزیره ی اصلی به نامهای :هنشو، هکایدو ؛ کیوشو و شیکوگو و تعداد فراوانی جزیره کوچک تشکیل یافته است.

بیش از هفتاد درصد کشور را کوهها فرا گرفته اند که فوجی بلند ترین و زیباترین آنها با چشمه های آب گرم معدنی است. آفتاب تابان و طبیعت زیبا جلوه ای به ژاپن داده است.

- ژاپنی ها متشکل از سه عنصر نژادی هستند:

نژاد آینو (سفید پوستان بومی)

نژاد مغولی(زرد پوستان کره ای)

نژاد مالایایی و اندونزیایی (با پوست قهوه ای)

- آیین های ژاپن عبارتند از: مذهب شینتو – کنفوسیوس – بودا و مذهب بومی زاپن شین تائو

- وجود جنگلهای فراوان و بارش های زیاد دو عاملند که نقش اساسی در شکل گیری معماری به ویژه استفاده از مصالح چوبی (بامبو) در معماری سنتی این کشور دارد.

معماری ژاپن پیوند ژرف و منطقی با طبیعت برقرار نموده به گونه ای که تمام مواد و مصالح ساختمانهای سنتی ریشه گیاهی دارند. الوار درختان مخروطی چون صدر و کاج و سرو و صنوبر برای ساخت سازه بنا و از چوب درختان ریز برگ مانند بلوط و شاه بلوط برای آرایه خانه های سنتی استفاده می شده .

کاغذ ساخته شده از چوب درخت توت برای پوشش درهای کشویی (شوجی) مورد استفاده قرار می گرفت

چوب درخت خیزران (بامبو) در ترکیبی از خاک رس و ماسه و کاه برای ساخت دیوار کاربرد داشت.

- کف پوش ژاپنی به نام (تاتامی) به ابعاد 90×180 سانتی متر از پوشال برنج کوبیده شده با نی بافته می شد و مدولی برای ابعاد اتاقها در معماری ژاپنی بود.

از سنگ در شالوده ستونها ی چوبی و از گل رس برای روکش دیوار و از کاشی برای پوشش بام استفاده می گردید

- معماری ژاپن مانند هنر نقاشی و پیکر تراشی با تاثیر از هنر چین به ویژه سبک دوره ی تانگ پدید آمده .

با ورود آیین بودا (552م) که دوران تغییر و تحول اندیشه و برخورد ژاپن با فرهنگ چین و کره است؛ بسیاری از سنتهای کهن ژاپن از هم گسست و هنرهای این کشور با هنر چینی در آمیخت

- معبد هوریوجی در نزدیکی نارا (ژاپن) نمونه بارز معماری معبد بودایی است .

- معبد ایسه شاخص ترین معبد باستانی شینتو در ژاپن است. این معبد در زمینی به مساحت 50×115 متر مربع بنا شده است و بنای اصلی معبد به نام شودن روی تختگاهی با ستونهای چوبی بنا شده و بام کاه گلی دارد. ستونهای سهندوار زرین فام و بدنه ها از چوب درخت سرو است. برج پنج طبقه ای به نام پاگودا در برگیرنده فضای ویژه ی استقرار تندیس خدایان به نام کندو و ساختمان دیگری برای برگزاری مراسم مذهبی با نام (کدو ) میباشد.

هاشیرا گونه ای از زیارتگاه ژاپنی میباشد .از جمله اشیایی که در ان نگه داری میشوند ستونهایی است انسان ساخت که نماد حاصلخیزی می باشند. بخش های اصلی این زیارتگاه عبارتند از :

1-محراب 2-سالن نیایش 3-دالان مرتبط دو فضای یاد شده

خانه های ژاپنی

خانه های سنتی ژاپنی بطور کلی فاقد پارتیشن بندی و تفکیک فضا بوده اند. و تنها در قرن اخیر بعد از آنکه ژاپنی ها به این فکر افتادند که محل خوردن خوابیدن و غذا پختن را از هم جدا کنند از صفحات جدا کننده استفاده کردند. این اسکرین ها معمولا قابل جمع شدن بوده و حداقلی از حریم خصوصی را تامین می کنند. در حومه های شهری و روستاها هنوز از جدا کننده های از جنس کاغذ استفاده می کنند که قابلیت عبور نور را داشته باشد(که شوجی مینامند). این جدا کننده ها براحتی جمع شده و می توان فضاها را در مواقع لازم ترکیب کرد. معماری سنتی ژاپن کلاً برونگراست و فضای اندرونی و بیرونی را همسان می بیند و نه بصورت مجزا. یک فضای انتقال این دو را باهم متصل می کند که همان محل نشستن و تماشای باغچه یا چشم اندازهای پیرامونی است. در واقع توجیه در و بنجره ها و ورودی ها به گونه ای است که بیشترین تسلط دید بر فضای بیرونی برای ناظر در موقعیت نشسته در داخل خانه فراهم شود. کف خانه های ژاپنی ها با حصیرمانندهایی پوشانده می شود که تاتامی نامیده می شود و جالب آنکه تاتامی در تابستان گرم و در زمستان سرد می شود. تاتامی واحد متراژ خانه است و هنگام مراجعه به بنگاه املاک باید تعداد تاتامی مورد نیاز ذکر شود . معمولا ۶ تاتامی برای یک زوج و ۴ تاتامی برای یک مجرد کفایت می کند. خانه های ژاپنی ها در دل باغ قرار می گیرند و باغ ژاپنی تبلوری از زيبايي شناسی طبيعت گرايانه آنهاست. ترکیب باغ و خانه نشان از همزیستی مسالمت آمیز محیط زیست طبیعی با محیط مصنوع دارد که کنار هم در یک نقطه ی زمانی به خدمت بشر درآمده اند. و برخلاف آنچه در توسعه مدرن اتفاق افتاده ساختمان دشمن طبیعت نیست. اصل حفظ بخش‌های ارزشمند فرهنگ گذشته یکی از راهکارهای اصلی توسعه فرهنگی در کشور ژاپن است؛ در این بین مسأله مسکن و معماری مربوط به آن دارای اهمیتی ویژه در زندگی یک ژاپنی است. انسان بدون معماری نمی تواند در این کره خاکی به راحتی زندگی کند. محیط زیست طبیعی و محیط زیست مصنوعی (ساختمان) هر دو محیط زیست هستند و هر دو لازم برای زندگی بشری. ولی وقتی به رابطه میان این دو محیط زیست توجه کنیم متوجه می شویم که معمولا معماری در نقطه مقابل حفاظت محیط زیست طبیعی قرار دارد. هدف از معماری ساختن محیط زیستی بهتر برای انسان و جامعه بشری است. ولی برای رسیدن به این هدف انسان چاره ای جز تخریب طبیعت نداشته، ندارد و شاید نخواهد داشت! این تخریب تا بدانجاست که امروزه صنعت ساختمان سازی یکی از مخرب ترین صنایع جامعه بشری است

بي شك طبيعت گرم و مرطوب ژاپن به معمار آموخته است كه جهت بهره مندي از وزش نسيم بايد سقف را تاحد امكان پايين آورد تا سايه سقف روي كف باشد.گفتنی است فرهنگ نشستن روی زمین یا به حالت نیمه نشسته وارد اتق شدن خود لزوم ارتفاع بیشتر را منع می کند،چرا که در دید کاربری روی زمین ارتفاع به اندازه 50 سانتیمتر نسبت به افق دید فدی نشسته بر روی صندلی کاهش می یابد.

از طرف ديگر بازشوهاي عظيم از جنس كاغذ نازك – shuji – كه ديوار هاي لغزان بنا هستند، همزمان كه وزش باد راميسر می‌كنند، شفافيت ( transparency ) و ارتباط دورن و برون را به غايت می‌رسانند.
اينجا طبيعت بيروني نيست كه ديوار، خط جدا كننده حريم درون خانه باشد از آن، كه طبيعت جزئي از درون است. اكنون درك اين عبارت ساده‌تر می‌شود : «وارد بيرون می‌شويم...» اگر خطوط افقي و لبه هاي بيرون زده بام كه دست در آغوش درختان زده اند همان لغزندگي افقي المان در كارهاي ارگانيك رايت باشد عامل اصلي پيش آمدگي بامها در اينجا ايجاد سايه است بر روي ديوار بنا.
معماري ژاپن معماري كف و سقف است در مقابل معماري غرب كه مهمترين المان آن ديوار است با نهايت درخشندگي نما. اينجا نماي خانه، در هيچ شكلي اسير نمی‌شود، بنا چون رشد يك بافت زنده به هر سمتي كه اتفاق افتد رشد می‌كند : فرم بنا تصادفي است، خطوط دور بنا در طبيعت محو شده اند و هيچ تاكيدي بر جلوه نما ندارند، درست نقطه مقابل نماهاي درخشان معابد يوناني كه تيغ آفتاب حد هر سايه – روشني را به وضوح نشان می‌دهد( CLARTE ).
معماري ژاپن، معماري چوب است، معماري انعطاف پذير و ناپايدار، حال آنكه معماري غرب معماري سنگ است، معماري پايدار و ابدي، يك بار كه معمار می‌آفريند هيچ انسان ديگري حق ندارد چهره شهرسازي پاريس را دگرگون كند. حال آنكه در اين سو، بنا همچون پوست تن يك مار هر گاه به صاحبش تنگ آ يد، تغيير می‌كند.

در غرب مهم چهره است، جلوه، رخ، خطوط پررنگ نما، اين يانگ yang است، خطوط پر ارزشي كه هر گاه انرژي خود رااز دست می‌دهند به يين yin بدل می‌شوند.ايندو اجزاي جوهره هر شي يعني Qi را تشكيل می‌دهند.خطوط محو سازه ژاپني در سايه عميق سقف، خطوط يين yin است، يانگ كه جوهره اصلي معماري غرب است، روشني است، تفكر عقلاني، سختي، علم در مقابل جوهره معماري ژاپني يين كه سايه است، ادراك دروني، لطافت و ايمان.

- چایونو مراسم آیین ذن برای چایخوران است که در باغ خانه ها فضایی به همین منظور اختصاص میافت. اتاق چای بسیار کوچک و ساده طراحی میشود و نوعی معماری ارگانیک دارد .معمولاً یک راه سنگفرش از میان باغ سرسبز به دری می رسد که در آنجا میهمانان پس از شستن دستها در یک چشمه طبیعی از درگاه کوتاهی وارد اتاق چهارگوش میشدند. در آنجا میزبان و گروه چهار نفره میهمانان در فضایی آکنده از سادگی بی پیرایه در کنار یکدیگر برای صرف چایی می نشینند.

در تزیین این اتاق سعی بر احترام به طبیعت شده و مصالح به کار برده شده (چوب) به شکل طبیعی با گره های موجود در بدنه درخت آشکار است.

کاخ ژاپنی

کاخها در ژاپن به این صورت ساخته میشدند که دارای یک بنای اصلی و چند ساختمان فرعی در یک فضای محصورند و راهروهایی سرپوشیده این ساختمانها را که برای واحدهای متفاوت خانواده گسترده شده اند ، به یکدیگر می پیوندند. اتاقها چند منظوره و دیوارهای داخلی و خارجی آنها قابل جابجایی اند تا به راحتی با محیط طبیعی پیرامون یکی شوند .همیشه ارتفاع بنا کم و نوع مصالح به کار رفته سبک انتخاب میشود تا تز زلزله در امان بماند.از نمونه های ابن کاخها میتوان از کاخ ناگویا نام برد.

منبع:http://www.lajourd.com/HTMLs/japan.htm
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:8 |

 

 

لکوربوزیه

معماری بازی است با اشياء در زير نور

 

لوکوربوزیه ( 27 آگوست 1965 – 6 اکتبر 1887 ) ، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت - گریس (Charles Eduard Jeanneret -Gris) است . او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه ، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد . او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت .

لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux -de- Fonds ) ، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه ، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود ، به آموختن مبانی هنر پرداخت .
اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند ، مانند ویلا فالت (Villa Fallet ) ویلا شوآب (Villa Schwob ) و ویلا ژان نرت ( این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود ) . این خانه ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه ، یعنی رشته کوه های آلپ بودند .

لوکوربوزیه دائما ً برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش ، به دورتا دور اروپا سفر می کرد . در حدود سال 1907 به پاریس رفت . در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده ، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد . بین اکتبر 1910 و مارس 1911 برای پیتر بیرنس – معمار و طراح معروف آن زمان – در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد . در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند .هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند

لوکوربوزیه 1887 : شارل ادوارژانره معروف به لوکوربوزیه در ششم اکتبر در شهر لشودفوند در شمال غربی سوئیس پا به عرصه گیتی نهاد. پدرش ساعت ساز و مادرش موسیقیدان بود. 1906. وی در دانشکده هنر پاریس دررشته مبانی هنر به تحصیل پرداخت . 1907 : آغاز کار حرفه ای ، وی همزمان با ادامه تحصیل برای تأمین مخارج زندگی در دفتر ساختمان یک مهندس فرانسوی به نام « آگوست پره » به کار پرداخت . 1910 : لوکوربوزیه پس از پایان تحصیلاتش در پاریس به آلمان سفر کرد و در آنجا دردفتر پیتر بهرنس آلمان به کار پرداخت . او در سال 1965 به خواب ابدی فرورفت . معماران تأثیر گذار آگوست پره : یکی ازاولین پیشگامان استفاده از بتن مسلح در ساخت و ساز بود. لوکوربوزیه برای اولین بار در نزد او با بتن و چگونگی کاربرد و کارایی آن آشنا شد که این آشنایی باعث شد وی در اکثر کارهایش از بتن به عنوان سازه استفاده کند. 1952 : در مسابقات جهانی طراحی مجلس شورای اتحاد شوروی شرکت کرد و طرح وی بعنوان طرح برتر برنده شد. همچنین او عضو انجمن بین المللی معماران مدرن بود. کارهای برجسته خانه دم اینو مکان : فرانسه تاریخ ساخت : 1917 – 1915 میلادی ویژگی : برای اولین بار ازاسکلت و کنسول استفاده شد . و دیوارها دیگر نقشی در ایستایی و سازه ی ساختمان نداشته اند. فرم کلی پروژه مستطیل شکل است و کاربرد ستون های بستی برای نگهداری سقف و کف بدون اتکا به دیوارهای باربر بصورت کامل نشان می دهد.

در این اثر لوکوربوزیه، معماری به اساسی ترین عوامل سازنده ی یعنی ستون ، کف و پله تجزیه شده است ویلا سیتروئن مکان : پاریس تاریخ ساخت : 1920 ویلا فاله مکان : پاریس تاریخ ساخت : 1923-1920 خانه اوزن فانت تاریخ ساخت : 1925-1922 ویلا ساوا مکان : پاریس تاریخ ساخت : 1931 – 1925 ویژگی : این ویلا که شاید مهمترین کار لوکوربوزیه باشد یکی از برجسته ترین کارهای اوست که می توان تمام تمام تفکرات ، اصول ، عقاید و ایده های او را در آن دید . ویلا ساوا در دل طبیعت ولی جدا از آن طراحی شده است و مانند نگین دردل طبیعت خود نمایی می کند و نظر بیننده را به خود جلب می کند درست عکس خانه ی آبشار رایت که در دل طبیعت و همگون در طبیعت اطراف خود است . آپارتمان های مارسی مکان : مارسی تاریخ ساخت : 1952 – 1947 ویژگی : هنگامی که از او برای طراحی مجتمع مسکونی مارسی دعوت بعمل آمد لوکوربوزیه ازاین فرصت برای به ظهور رساندن ایده هایی که 25 ساله روی آن ها تفکر کرده بود ، استفاده نمود. اهالی این مجتمع این ساختمان را صرفاً خانه لوکوبوزیه می داشتند. درا ین آپارتمان ها از رنگ های تند و خالص قرمز ، زرد و سبز استفاده شده است . ولی در نما از آنها استفاده نشده است . این مجتمع برای 1600 نفر ساخته شده است .

طبیعت ولی جدا از آن طراحی شده است و مانند نگین دردل طبیعت خود نمایی می کند و نظر بیننده را به خود جلب می کند درست عکس خانه ی آبشار رایت که در دل طبیعت و همگون در طبیعت اطراف خود است . آپارتمان های مارسی مکان : مارسی تاریخ ساخت : 1952 – 1947 ویژگی : هنگامی که از او برای طراحی مجتمع مسکونی مارسی دعوت بعمل آمد لوکوربوزیه ازاین فرصت برای به ظهور رساندن ایده هایی که 25 ساله روی آن ها تفکر کرده بود ، استفاده نمود. اهالی این مجتمع این ساختمان را صرفاً خانه لوکوبوزیه می داشتند. درا ین آپارتمان ها از رنگ های تند و خالص قرمز ، زرد و سبز استفاده شده است . ولی در نما از آنها استفاده نشده است . این مجتمع برای 1600 نفر ساخته شده است . ویژگی کار او این است که در این مجتمع محلی برای زندگی اجتماعی فراهم شده است . سازه ی مجتمع از بتن مسلح است . 17 پیلوت از بتن آرمه اسکلت ساختمان را تشکیل می دهد . کف ها ، سقف ها و دیوارهای این مجتمع از سازه مستقل اند لذا عایق صوتی کامل است . نمای شمالی این مجتمع پنجره است و سه نمای دیگر بالکن هایی دارند که به واحد های مسکونی تعلق دارند. و پارتیشن های جدا کننده با رنگ های کرم رنگ آمیزی شده است . فاصله ها نیز مدولار بدست آمده اند. جالبترین جنبه ی این آپارتمان های مسکونی فروشگاه آن است که به جای طبقه اول در طبقه ی 7 و 8 قرار گرفته اند و در نمای ساختمان فوراً ایده می شوند چون به جای پنجره آفتابگیرها دارند که با ردیف هایی از پنجره های مربع شکل به نما سرزندگی و حیات می دهد.

برای لوکوربوزیه تراس سقف یک المان مهم در عملکرد اجتماعی آپارتمان تعریف شده است . کلیسای رونشان مکان : نوتردام فرانسه تاریخ ساخت : 1957- 1955 ویژگی : در این کلیسا برای اولین بار باید گفت برخلاف سنت ومعماری همیشگی کلیساها ، از احجام و خطــــــوط متضاد ( منحنی و شکسته ) استفاده شده است و لوکوربوزیه به کمک نیروی قرینگی در پلان سعی داشته است تا این تضاد با سایر کلیسا ها را به تعادل برساند. سازه ی کلیسا از جنس بتن است ، نور کلیسا از سقف و دیوارهای اطراف سالن کلیسا و دو برج استوانه ای تأمین می شود. شکل کلی کلیسا و سقف آن بنا دیدگاه های مختلف شبیه بادبان کشتی و پوسته ی خرچنگ و...می باشد. ویلا شودان مکان : احمد آباد هند تاریخ ساخت : 56-1955 ویژگی : ویلا شودان را می توان سرآمد تفکرات لوکوربوزیه در معمای مدرن دانست چون اصل معماری مدرن را بیان می کند و مانند ویلا ساوا پلان و نمای آزاد را هم می توان در این ویلا دید . فرم ویلاشودان بخوبی با اقلیم حاره ای هند تعامل دارد .

سقف ویلا همانند چتری عمل می کند و سوراخ ها در دل بنا این مکان را می دهند که نسیم خنک از بین آنها و تراس ها عبور کند. مجلس اتحاد شوری مکان : استالینگراد شوروی تاریخ ساخت : 1963 – 1953 ویژگی : در این بنا لوکوربوزیه نشان داد که چگونه می توان سازه وعوامل سازه را به عرصه ها یا فضاهای معماری راه داد واز آنها به صراحت ودلیری در ترکیب معماری استفاده کرد . با ساختمان در این طرح لوکوربوزیه توسط قوس آهنی بسیار بزرگی که در عین حال نقش اساسی در ترکیب معماری آن دارد تحمل می کند. این طرح لوکوربوزیه سالها جلو تر از فن آوری و تکنولوژی آن زمان بود. دیرلاتورت مکان : فرانسه تاریخ ساخت : 1960 – 1957 میلادی دادگاه عالی چاندیگارهند مکان : ایالت پنجاب هند تاریخ ساخت : 1958 میلادی ویژگی : این شهر برای نیم میلیون نفر طراحی شده است . در طراحی این شهر ازسیستم مدولار استفاده شده است و ورودی همه ی ساختمان ها پشت به خیابان ها بود . ویلاشوابتاریخ ساخت : 1959 خوابگاه دانشجویان سوئیس مکان: پاریس تاریخ ساخت : 1960 از دیگر کارهای او می توان ویلافاور، ویلاژاکومه ، ویلا ژان نرت در لشودفوند که برای پدر و مادرش ساخت ، دانشگاه هاروارد چین و کلیسای ساگرافیمیلیا و... نام برد . کارهای او بیشتر از فرانسه و هندوستان بوده است . سبک سبک معماری لوکوروزیه معماری مدرن متعالی است .

این سبک با شروع انقلاب صنعتی و تولید مصالح و تجهیزات جدید مانند بتن ، فولاد ، جرثقیل و ... در صنعت ساختمان سازی موقعیت برای تولید یک سبک جدید به وجود آورد و این سبک زاده ی 2 سبک بودند اولی مکتب شیکاگو ( لویی سایوان ) بود که اصولش :

1. استفاده از بتن برای استراکچر ساختمان

2. نمایش بدون هراس و واهمه ی استراکچر در نمای ساختمان

3. عدم تقلید از سبک های گذشته

4. استفاده نکردن از تزئینات درصنعت ساختمان سازی

5. استفاده از پنجره های عریض و طویل که کل دهانه ی بین ستون ها را پوشش می داد. مکتب آرت نوو که از اروپا شکل گرفت و اصول آن مقابله با سنت گرایی بود.

1. جدایی ازگذشته

2. ابداع فرم های جدید

3. استفاده شدیدازمکتب های تقلیدی

4. استفاده از هنر متناسب زمان

5. استفاده از تولیدات مدرن برای سازه و نما

6. استفاده ازتزئینات و فرم های طبیعی و رمانتیک سبک مدرن متعالی در اواخر قرن نوزدهم و اویل قرن بیستم شکل گرفت و می توان نقطه ی جدایی سبک های قدیمی و کلیشه ای با سبک های جدید دانست و نقطه عطفی درمعماری جهان است ، زیرابرای اولین بار نگرش از سنت گرایی و تاریخ بعنوان منبع الهام درمعماری تغییر کرد و به جای آن آینده و تکنولوژی جای گرفت . معماران این سبک ها در جهت همگن سازی معماری با تکنولوژی روزآمدند.

 

. شاخص های معماری مدرن متعالی

1. عملکرد و کارایی بهتر فضاها

2 . آسان شدن ساخت و ساز با استفاده از مصالح و ماشین آلات روز دنیا

3. استفاده ازعناصر و مصالح پیش ساخته در معماری

4. بوجود آمدن استاندرد ها و قوانین در معماری و مصالح

5. استفاده از علوم جدید ماند ریاضی ، هندسه ، و ... در معماری سبک معماری مدرن شامل جنش های کوبیسم و سوررئالیسم ( توهم گرایی فرا واقع گرایی) پوریسم ( ناب گرایی ) و بروتالیسم ( خام گرایی ) بود. لوکوربوزیه طرفدار بروتالیسم بوده است . ویژگی ها تندیس گرایی، سازه گرایی و بروتالیسم در همه ی آثار او وجود دارند. درآثار نخستین لوکوربوزیه معماری از هر گونه زینت خالی و عریان بود می توان گفت لوکوربوزیه یک شهر ساز ، یک معمار ، یک هنرمند ، یک مجسمه ساز و یک شاعر با حساسیت فوق العاده بود که این 5 شخصیت در شخصیت لوکوربوزیه تجلی یافته بود. لوکوربوزیه توانست در طی فعالیت خود استفاده از شاخص ترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی برساند وکارهای او مورد تقلید جهانی قرار گرفت . لوکوربوزیه استفاده از تیر آهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر آینده ی معماری تقلی کرد . تندیس گرایی و سازه گرایی او مورد توجه بقیه معماران بوده است . در طرح شهرهای لوکوربوزیه تراکم جمعیت در هر هکتار 3000 نفردر نظرگرفته شده است . سیستم طراحی اومدولار است . لوکوربوزیه توانست با استفاده از کنسول ، پلان و سازه را از هم جدا کند ، همچنین از رامپ برای ارتباط طبقات و ارتفاعات مختلف استفاده کرد .

دیدگاهها لوکوربوزیه درطرح های خود بسیار تحت تأثیر فضاهای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود. او از اولین کسانی بود که تأثیر ماشین آلات را انباشتگی انسانها بیان کرد و شهرهای آینده را شهرهایی حاوی آپارتمان ها وآسمانخراش ها ی بزرگ دانست که کنار هم پارک شده اند.وی گفته بود : « بطور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند . » شعار معروف او « خانه ماشینی است برای زندگی » عمدتاً با کج فهمی مواجه شد او معماری را در قالب توانمندی های جامعه ی صنعتی مدرن می دید و علاقه ی خاصی به شهر سازی و قطعات پیش ساخته و استفاده از عناصر ساختمانی استاندارد داشت .

لوکوربوزیه بین سازه گرایی و تندیس گرایی به سازه گرایی تمایل داشت و این گرایش او به بارزترین شکل درکلیسای رونشان تجلی یافت و این کلیسا یکپارچه تندیس است . وی سعی کرد توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به آینده معطوف کند. او ضمن تحسین آسمان خراش های شیکاگو و نیویورک الگو گرفتن از آنها را برای سایر نقاط جهان معرفی کرد . لوکوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی با آسمانخراش های عظیم و مرتفع می دانست . بر اساس این نظریه او دو شهر مهم طراحی و اجرا شد . یکی شهر چاندیگارهند که توسط خودش طراحی شد ، دیگری شهر برازیلیا که توسط لوچیو گوستاو و اسکارنیمایر بعنوان پایتخت برزیل طراحی شد . لوکوربوزیه معماری است که کوشید بازبانی مدرن، نظامی ریاضی و برخاسته از تناسبات انسانی به معماری ببخشد .

سیستم مدولار او بر مفهوم نسبت طلایی درریاضیات استوار است . وی ابعاد انسان را 83/1 در نظر گرفت و بر اساس آن فضای خود را طراحی و تقسیم بندی کرد . او ابتدا به فرم های مستقیم الخط علاقه مند بود ولی به علت پیشرفت صنعتی از سال های بعد توانست ازخطوط منحنی و مایل هم بهره مند شود.

کتاب های لوکوربوزیه

1. بسوی معماری

2. تجزیه و تحلیل لوکوربوزیه

3. زیبایی شناسی معماری

4. منشور آتن

5. بسوی یک معماری نوین : که در این کتاب توجه معماران جوان را به فناوری و حرکت ، همگام با تکنولوژی روزدنیا جلب کرد. ( در این کتاب معماری را با حرفه ی مهندسی مکانیک مقایسه کرده است )

6 . شهر آینده : دراین کتاب لوکوربوزیه سیما و نمایه ی شهرهای آینده را توصیف کرده است .

آرشيتكت لوكوربوزيه(شرح مختصري از تاريخچه زندگي ، سبك ، تجزيه و تحليل آثار ) شارل ادوارد ژانره معروف به لوكوربوزيه ، پدر معماري و يكي از پيشگامان معماري مدرن ،   ( مدرن متعالي ) ، آرشيتكت ، مهندس و معمار معروف سوئيسي فرانسوي ، قرن بيستم ، در 4 مي سال 1897 قدم به عرصه وجود نهاد . او در دفتر دو تن از معروف ترين معماران آن دوره در اروپا، يعني اگوست پره و پيتر بهرنز به مدت چند سال كار كرد و سپس به بالكان، آسياي صغيير ، يونان و رم سفر نمود . لوكوربوزيه هنوز خيلي جوان بود كه به نشر افكار انقلابي خود در باره لزوم تحول در سبك معماري پرداخت و بعد از آن كه افكار خود را با ايجاد بناهايي در گوشه و كنار جهان به مرحله عمل درآورد ، شهرت بين المللي يافت . و در اكثر ممالك بزرگ و كوچك جهان بناهايي از او به يادگار مانده است .

نقش لوكوربوزيه در معماري نو مانند نقش پيكاسو در نقاشي نو بود . او مانند پيكاسو زندگي درويشانه بسيار ساده اي داشت و تا آخر عمر در همان آتيله محقر خود كه در جواني تاسيس كرده بود ، كار كرد. اين آتليه ، اتاق كوچكي بيش نبود و شمار همكاران لوكوربوزيه هرگز از چهار يا پنج نفر بيشتر نشد. گاه اتفاق افتاد كه تنگي جا سبب شود نقشه هاي اجرايي كارها در جايي ديگر رسم شوند.

 

لوکوربوزیه در سال 1921 کتابی را تحت عنوان «به سوی یک معماری» منتشر نمود، که تحولی اساسی در نوع نگرش به معماری به وجود آورد. او در ابتدای کتاب نوشته است:
" عصر بزرگی آغاز شده است. روح جدیدی وجود دارد. انبوهی کار که با این روح جدید طراحی می‌شود در مقابل ما قرار دارد، با این امر به ویژه باید در تولید صنعتی مواجه شد. رسم و عادت معماری را دچار خفقان کرده است. سبک ها دروغی بیش نیستند. سبک وحدت اصل است که به همه‌ی کارهای یک عصر روح می‌بخشد، محصولی از حالتی ذهنی است که خصلت ویژه‌ی خود را داراست. عصر ما روز به روز سبک خودش را تعیین می‌کند. چشمان ما، متأسفانه هنوز قادر به تشخیص آن نیستند."(لوکوربوزیه؛1381: 204)

در قسمتی دیگر، در نقد معماری کلاسیک نوشته است:
"در معماری مبانی قدیمی ساختمان مرده‌اند. ما حقیقت معماری را دوباره کشف نخواهیم کرد، مگر این که مبانی جدید و شالوده‌ای منطقی را برای هرگونه ظهور معماری تثبیت کنیم. دوره‌ای بیست ساله آغاز می‌شود که مشغله‌اش خلق این مبانی خواهد بود. دوره‌ای از مسائل بزرگ، دوره‌ای از تحلیل، از تجربه، همچنین دوره‌ای از سردرگمی عظیم زیبایی شناسی، دوره‌ای که در آن یک زیباشناسی جدید ساخته و پرداخته خواهد شد. ما باید نقشه، یعنی کلید این تحول را مطالعه کنیم."( لوکوربوزیه؛ 1381 : 213)


" تاریخ معماری طی قرن ها به عنوان تغییر در ساخت و تزیین به آهستگی آشکار شده است، اما در پنجاه سال اخیر فولاد و بتون فتوحات جدیدی به بار آورده‌اند که نشانه‌ی ظرفیت بزرگ‌تری برای ساخت و نشانه‌ی یک معماری است که در آن کدهای قدیمی واژگون شده‌اند. اگر با گذشته رویارو شویم خواهیم آموخت که «سبک ها» دیگر برای ما وجود ندارند، بلکه سبکی متعلق به دوره‌ی خود ما از راه رسیده و انقلابی رخ داده است. اذهان ما آگاهانه یا ناآگاهانه این رویدادها را درک کرده‌اند و نیازهای جدیدی، آگاهانه یا ناآگاهانه سر برآورده‌اند. ماشین جامعه، کاملاً خلاص از دنده، میان یک بهبودی با اهمیتی تاریخی و یک فاجعه نوسان می‌کند. غریزه‌ی اولیه‌ی هر موجود انسانی تأمین سرپناهی برای خویشتن است. طبقات مختلف کارگران در جامعه‌ی امروزی دیگر مسکن‌هایی در خور نیازشان ندارد، پیشه وران هم همین طور. مسئله‌ای مربوط به ساختن در ریشه‌ی ناآرامی اجتماعی امروز نهفته است: معماری یا انقلاب."( لوکوربوزیه؛ 1381: 207)

او در تعریف معماری نوشته است:
" معماری بازی استادانه، صحیح و باشکوه توده‌هایی است که در روشنایی با یکدیگر جمع می‌شوند. چشمان ما برای مشاهده‌ی صورت ها (فرم ها) در روشنایی ساخته شده‌اند، نور و سایه این صورت ها را آشکار می کنند، مکعب ها، مخروط ها، کره‌ ها، استوانه ها یا هرم‌ ها صورت های بزرگ اولیه‌ای هستند که نور آن را به گونه‌ای ممتاز آشکار می‌کند، تصویر این صور در درون ما و بدون ابهام متمایز و ملموس است. به همین دلیل است که این ها صور زیبا، زیباترین صور‌اند. همه کس، از کودک گرفته تا وحشی و ما بعد الطبیعه دان با این مطلب موافق است. این امر به ماهیت هنرهای تجسمی مربوط می‌شود.

معماری مصری، یونانی یا رومی، معماری منشورها، مکعب ها و استوانه ها، هرم ها یا کره‌هاست. اهرام، معبد لوکسور، پارتنون، کولیزیوم، ویلای هادریان. معماری گوتیک، دراساس، بر کره‌ها، مخروط ها و استوانه ها استوار نیست. فقط صحن اصلی کلیسا بیان صورتی ساده اما به هندسه‌ی پیچیده‌‌ای از مرتبه‌ی دوم (قوس های متقاطع)

به همین دلیل است که یک کلیسای جامع چندان زیبا نیست و ما در آن به دنبال معوض هایی از نوع ذهنی خارج از هنر تجسمی می‌گردیم. یک کلیسای جامع از نظر ما به عنوان راه اصلی استادانه برای مسئله‌ای دشوار جالب است. اما مسئله‌ای که فرض‌های آن به نادرست بیان شده‌اند، زیرا از صورت بزرگ اولیه (اصلی) ناشی نمی‌شوند. کلیسای جامع یک کار تجسمی نیست، بلکه یک درام است؛ مبارزه‌ای است علیه نیروی ثقیل، که احساس طبیعتی احساساتی است.

این را هرگز در مدرسه نیاموخته اند. نه در تعقیب یک ایده‌ی معماری، بلکه صرفاً تحت هدایت نتایج محاسبه (مشتق از اصول حاکم بر جهان ما) و مفهوم یک ارگانیسم زنده است که مهندسان امروز از عناصر اولیه (اصلی) استفاده می کنند و با هماهنگ ساختن آنها موافق با قواعد در ما عواطف مربوط به معماری را بر می‌انگیزند و بدین وسیله کار انسان را در وحدت با نظم جهانی طنین انداز می‌کنند. بدین گونه با بالابرنده ها و کارخانه های غله‌ی آمریکایی یعنی نخستین ثمرات باشکوه عصر جدید روبرو ایم. مهندسان آمریکایی با محاسبات شان، معماری در حال اختصار ما را مضمحل می‌کنند." (لوکوربوزیه؛ 1381: 207و208)

" چشمان ما ساخته شده‌اند تا ما را به دیدن صورت ها (فرم‌ها) در روشنایی قادر سازند. صور اولیه (اصلی) صوری زیبا هستند، زیرا به روشنی درک می‌شوند. معماران امروز دیگر به چنین صور ساده‌ای دست نمی‌یابند. مهندسان با کار از طریق محاسبه، صور هندسی را به کار می‌گیرند و چشمان ما را با هندسه شان و فهم ما را با ریاضیات شان ارضا می‌کنند. کار آن ها در خط مستقیم هنر خوب است."( لوکوربوزیه؛1381 :203)

" معمار با آراستن صورت ها (فرم ها)یش نظمی را تحقق می‌بخشد که آفریده‌ی محض ذهن اوست؛ او با صور و اشکال، حواس ما را به شدت متاثر و عواطف تجسمی (پلاستیک) را بیدار می‌کند؛ با روابطی که می آفریند پژواک های عمیقی را در ما برمی‌‌انگیزد و معیار نظمی را به ما می‌دهد که احساس می‌کنیم با نظم جهان ما هماهنگ است. او جنبش‌های گوناگون قلب و فهم ما را تعیین می‌کند؛ آن گاه است که ما حس زیبایی را تجربه می‌کنیم." (لوکوربوزیه؛ 1381: 202)

در سال 1926 لوکوربوزیه و پیر ژانره مطلبی منتشر کردند که در آن نتیجه ی مطالعات چند ساله‌شان تحت عنوان «پنج نکته برای یک معماری جدید» مطرح شده است:
" 1- پیلوتی: جستجوهای پیاپی و سرسختانه به پدیده‌های ضعیفی که می‌توان آن را همانند دست آوردهای لابراتور در نظر گرفت، منتهی شده است. نتایج بدست آمده چشم اندازهای تازه‌یی در برابر معماری می‌گشاید. این چشم اندازها می‌توانند در شهرسازی به عنوان ابزارهایی برای مداوای بیماری بزرگ شهرهای فعلی به کار آیند. خانه روی پیلوتی! خانه در خاک فرو رفته و فضاها تاریک و بیشتر نمناک بودند. بتون آرمه پیلوتی را به ما می‌دهد. خانه در فضا و دور از زمین برپا می‌شود. باغ از زیر خانه می‌گذرد. باغ هم روی خانه است، هم روی بام.

2- بام- باغچه: از قرن ها پیش تا زمانی که خانه به وسیله بخاری گرم می شد، شیروانی سنتی، زمستان را با قشری از برف تحمل می‌کرد. با نصب شوفاژ سانترال، شیروانی دیگر مناسب نیست. بام نباید برجسته بلکه باید فرو رفته باشد. آب را باید به طرف داخل و نه به بیرون ریخت. واقعیت غیر قابل انکار آب و هوای سرد، حذف سقف شیبدار را الزامی و احداث بام- باغچه‌ی گود و هدایت آب به طرف داخل را بر می‌انگیزد. سیمان مسلح مصالحی است که ساخت سقف‌های منسجم را ممکن می‌سازد. انبساط بتن آرمه شدید است. انبساط باعث ترک خوردگی ساختمان در ساعات تغییرات شدید آب و هوایی می‌شود.
به جای سعی در تخلیه سریع آب باران باید سعی در نگاهداری رطوبت ثابت روی بتون بام و حفظ حرارت منظم در بتون آرمه کرد. عامل حفاظتی خاص، ماسه پوشیده از «دال» های ضخیم سیمانی با فواصل باز است. در این فاصله ها چمن کاشته می‌شود. ماسه و ریشه ها باعث کندی نفوذ آب می‌شوند. بام- باغچه ها از گل، درختچه و درخت ها و چمن سرشار می‌شود. دلایل فنی، اقتصادی و آسایش و دلایل احساسی، ما را به انتخاب بام مسطح بر می‌آنگیزد.

3- پلان آزاد: تا امروز دیوارهای باربر از زمین آغاز شده، بر روی یکدیگر قرار گرفته و طبقات را از همکف تا زیر شیروانی تشکیل می‌دادند. پلان، اسیر دیوارهای باربر است. بتون آرمه، پلان آزاد را به خانه می آورد. طبقات دیگر بوسیله‌ی دیوارها بر هم منطبق نیستند، طبقات آزادند. صرفه جویی زیاد در حجم ساخته شده، استفاده جدی از هر سانتی متر، صرفه جویی در هزینه… راسیونالیسم آسان پلان جدید.

4- پنجره های طولی: پنجره یکی از عناصر اصلی ساختمان است. پیشرفت، آزادی را به ارمغان می‌آورد. بتون آرمه، انقلابی در تاریخ پنجره به پا می‌کند. پنجره ها می‌توانند از سویی تا سوی دیگر نما قرار گیرند. پنجره نمونه عنصر مکانیکی خانه است. برای تمام خانه های باشکوه، تمام ویلاها، تمام خانه های کارگری و خانه های اجاره‌ایی…

5- نمای آزاد: ستون ها با فاصله از نما و در درون خانه و سقف به صورت کنسولی امتداد می‌یابد. نماها تنها اعضای سبکی تشکیل شده از دیوارهای محافظ و یا پنجره ها هستند. نما آزاد است و پنجره ها بدون قطع شدن می‌توانند از یک سو تا سوی دیگر نما قرار گیرند. " (بنه ولو: 1377؛ 66)

لوکوربوزیه در مورد مفهوم خانه نوشته است:
" مسئله‌ی خانه، مسئله‌ی این عصر است. تعادل جامعه‌ی امروز به آن وابسته است. نخستین وظیفه‌ی معماری در این دوره‌ی بازسازی، بازنگری ارزش ها و بازنگری عناصر سازنده‌ی خانه است. تولید انبوه مبتنی بر تحلیل و تجربه است. صنعت در مقیاس وسیع باید به ساختمان توجه کند و عناصر خانه را بر پایه‌ی تولید انبوه استوار سازد. ما باید روح تولید انبوه را خلق کنیم. روح ساختن خانه های تولید انبوه. روح زندگی درخانه های تولید انبوه. روح درک خانه های تولید انبوه. اگر از قلب ها و ذهن های مان همه‌ی مفاهیم مرده درباره‌ی خانه را بزداییم و به مسئله از دیدگاهی انتقادی بنگریم، به «خانه – ماشین»، به خانه‌ی تولید انبوه خواهیم رسید، که همان گونه سالم (از نظر اخلاقی نیز) و زیباست که ابزار و وسایل کارآیی که همراه زندگی ما هستند، زیبایند."( لوکوربوزیه؛ 1381: 206)

" هواپیما محصول گزینش دقیق است. درس هواپیما در منطقی قراردارد که بر طرح مسئله و تحقق آن حاکم بود. مسئله‌ی خانه هنوز مطرح نشده است. مع هذا یقیناً معیارهایی برای خانه‌ی مسکونی وجود دارد. ماشین آلات در خودش حاوی عامل اقتصاد است که به سوی انتخاب سوق می‌دهد. خانه ماشینی است برای زندگی کردن در آن."( لوکوربوزیه؛ 1381: 204)

او در نهایت عناصر تشکیل دهنده ی معماری را چنین معرفی نموده است: "عناصر معماری نور و سایه، دیوارها و فضا هستند. انسان با چشم‌هایش که 5 فوت و 6 اینچ (165 سانتیمتر) از زمین فاصله دارند به آفرینش معماری نگاه می‌کند. شخص فقط می‌تواند با اهدافی که چشم می‌تواند درک کند و مقاصدی که عناصر معماری را به حساب می‌آورند سر و کار داشته باشد. اگر مقاصدی جلوه گر شدند که به زبان معماری سخن نمی‌گویند، شما با توهم نقشه روبرو می‌شوید. شما از قواعد حاکم بر نقشه، از طریق خطای درک یا از طریق تمایلی به سوی نمایش تهی، تخطی می‌کنید."( لوکوربوزیه؛ 1381: 205) "جامعه‌ی انسانی نمی‌تواند تحمل بکند که خانواده ها از نور آفتاب محروم بوده و به این طریق محکوم به بی حالی و بی جانی گردند. طرح هایی که حتی یک واحد مسکونی را در مجموعه‌ی خانه‌هایی که در بر می‌گیرند، به علت رو به شمال بودن از آفتاب محروم می‌کنند و یا آپارتمانی را در سایه‌ی بناهای مجاور قرار داده و سبب محرومیت آن از نور آفتاب می‌گردنند، می‌بایست قویاً مردود شناخته شوند. لازم است که از همه‌ی سازندگان بناهای مسکونی خواسته شود که نمودار آفتاب گیری اتاق های منازل طرح‌های خود را در ساعات مختلف کوتاه ترین روز سال و تغییر فصل ارائه بدهند و ثابت کنند که این منازل امکان حداقل دو ساعت آفتاب گیری را دارند.

هرگاه این امر صورت نگیرد، نمی‌بایست اجازه‌ی ساختمان داده شود. داخل کردن نور آفتاب در خانه های مسکونی، یک وظیفه ی نو و دستوری بزرگ برای آرشیتکت می‌باشد."(لوکوربوزیه؛ 1355: 104)

او در مورد معیار های داوری فضاهای شهری هم نوشته است:"چهارمین کنگره‌ی بین المللی معماری مدرن که در آتن تشکیل شد این اصل را تثبیت کرد. آفتاب، سبزه و فضای باز سه عنصر اصلی شهرسازی هستند. تبعیت از این اصل امکان می‌دهد که وضع موجود را قضاوت کنیم و پیش نهادهای تازه را، از یک دیدگاه حقیقتاً انسانی، مورد ارزیابی قرار دهیم."(لوکوربوزیه؛ 1355: 91و92)

 

مختصری از سبك معماري لوكوربوزيه

سبك معمار لوكوربوزيه ، معماري مدرن متعالي است. و لي بهتر است قبلا توضيحاتي در رابطه با سبك كلي معماري مدرن داده شود. معماري مدرن كه سبكي غالب و جهانگير در قرن بيستم ميلادي بوده ، ريشه در تحولاتي دارد كه خاستگاه آن شهر فلورانس در شمال ايتاليا ، در حدود چهار صد سال پيش از ظهور معماري مدرن بوده است. ولي بايد توجه داشت كه معماري مدرن بصورت يك مكتب معماري با مباني نظري مدون و ساختمانهاي ساخته شده بر اساس انديشه مدرن،از اواخر قرن 19 ميلادي شكل گرفت. خاستگاه اين معماري در شهر شيگاگو ، و در اروپا شهرهاي پاريس ، برلين و وين بود. و همچنين قابل ذكر است كه معماري مدرن ، نقطه عطفي در تاريخ معماري غرب و يا به عبارت ديگر ، در تاريخ معماري جهان بود. زيرا براي اولين بار ، نگرش از سنّت و تاريخ و گذشته ، بعنوان منبع الهام معماري تغيير جهت داد و آينده و پيشرفت ، بعنوان موضوع و هدف اصلي معماري مطرح شد.

معماران و نظريه پردازان مدرن سعي كردند ، معماري را با علم ، تكنولوژي و جهان در حال تحول همگون سازند.

به هر حال اگر بخواهيم اعضاي خانواده معماری مدرن را نام ببريم شامل سه دوره اصلي ، معماري مدرن اوليه ، معماري مدرن متعالي و معماري مدرن متاخّر ، خواهد بود كه هر كدام از آنها نيز داراي زير مجموعه هايي هستند. ولی همانطوری که قبلا اشاره شد ، سبک معماری لوکوربوزیه ، معماری مدرن متعالی بود که به اختصار به شرح این نوع سبک میپردازیم.

معماری مدرن متعالی و یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول و دوم ، یعنی عمدتاَ در دهه های 20 و 30 میلادی در اروپا و آمریکا مطرح بود. در دوره معماری مدرن اولیه ، کماکان سبک های تاریخ گرایی , همچون نئوکلاسیک ، رمانتیک و بالاخص التقاتی ، بعنوان  سبک های مهم و رایج در غرب ، حائز اهمیت بودند. مانند مکتب شیگاگو ، که بعد از یک دوره نسبتاَ کوتاه بیست ساله ، در مقابل سبکهای تاریخ گرایی نتوانست دوام بیاورد. نهضت هنر نو نیز در اروپا بلا رقیب نبود و بسیاری از ساختمانهای مهم ، به سبک های مختلف تاریخی در اروپا ، همچنان احداث میشد. ولی با پایان جنگ جهانی اوِّل و نیاز شدید به ترمیم خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان ، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا استفاده از تکنولوژی روز، مصالح مدرن ، پیش ساختگی ، عملکرد گرایی و دوری از سبکهای پر زرق و برق تاریخی ، مورد توجه قرار گرفت .

در این دوره معماری مدرن بعنوان تنها سبک مهم در غرب مطرح شد و دامنه نفوذ آن بصورت یک سبک جهانی ، در اقصا نقاط گیتی گسترش یافت.

یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره مدرن متعالی ، مسئله صنعت ، تولیدات صنعتی و تکنولوژی بود. تمامی معماران صاحب نام ، در این دوره به نوعی با مسئله تکنولوژی درگیر بودند. و معماران دیگری مانند والتر گروپیوس و میس ونده رو ، که همفکر با لوکوربوزیه بودند ، سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن ، به گذشته و تاریخ گرایی داشتند. و بجای آن خواهان جایگزینی تکنولوژی و عملکرد ، بعنوان منبع الهام معماری شدند. و گروهی دیگر نیز مانند فرانک لوید رایت و آلوار آلتو خواهان استفاده از امکانات مدرن ، برای رسیدن به یک معماری همگون با طبیعت بودند.

و اما در رابطه با کارهای این معمار بزرگ ، با توجه به اینکه در اواخر قرن نوزدهم که مصادف بود با تحولات سریع تکنولوژی ، مخصوصاَ بتن که میتوانست نقش بسیار مهمی در صنعت ساختمان سازی ، که هنوز در چارچوب فنون گذشته باقی مانده بود ، باشد.

لوکوربوزیه توانست در طی فعالیت حرفه ای خود ، استفاده از شاخص ترین مصالح ساختمانی مدرن ، یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت.

لوکوربوزیه استفاده از تیرآهن و بتن و پیش ساختگی را ، مسیر آینده معماری تلقی مینماید. وی عنوان میکند که برای پرهیز از انقلاب اجتماعی ، باید با استفاده از تکنولوژی جدید ، بصورت گسترده ، برای اقشار مختلف جامعه خانه سازی کرد. وی سعی مرد توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به سمت آینده معطوف کند. او ضمن تحسین آسمانخراشهای شیگاگو و نیویورک ، الگو قرار دادن آنها را برای سایر نقاط جهان معرفی کند. و معتقد است که تنها راه حل شهرهای آینده ، بلند مرتبه سازی و پیش ساختگی است.

 

الگوی شهر طراحی شده لوکوربوزیه

یک مرکز اداری وسیع برای استقرار ساختمانهای ایالتی و تعدادی محلات مسکونی در اطراف آن. بعلاوه خیابانهای عریض ، پارک های وسیع و مغازه های بزرگ برای این شهر در نظر گرفته شد.

لوکوربوزیه خود چند ساختمان مهم ایالتی، از جمله ساختمانهای پارلمان و ساختمان دادگاه عالی را با بتن نمایان طراحی کرد. این شهر از سال 1952 آغاز شد.

دومین شهری که توسط عقاید لوکوربوزیه طراحی شد ، شهر برازیلیا ، پایتخت برزیل بود که توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر در سال 1957 طراحی شد. نمایر خود با لوکوربوزیه ، در طراحی ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال 1936 همکاری کرده بود.

ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال 1936 همکاری کرده بود.

همچنین ساختمان طراحی شده توسط نورمن فاستر ، معمار سبک های-تک ، بنام برج هزاره توکیو 1989 در ساحل شهر توکیو را میتوان نمونه کاملی از برج های چند منظوره نظریه لوکوربوزیه تلقی کرد.

لوکوربوزیه در سال 1926 آنچه را که به اعتقاد او " پنچ اصل معماری مدرن " بشمار میرفتند بیان کرد. تعبیرات او ، همانطوری که قبلاَ اشاره شد ، تا حد زیادی منتج از ظهور بتن مسلّح در ساختمان بود. که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. این نوع ساختمان و بخصوص کاربرد ستونهای بتنی برای نگهداری قطعات سقف و کف ، امکانات جدیدی را برای تعریف فضا های یک بنا بوجود آورد.

 

آثار لوکوربوزیه

طرحها و پروژه های لوکوربوزیه در بسیاری از کشورها به اجرا در آمد . ولی بیشترین کارهای او در فرانسه و هندوستان بود که به اختصار به قسمتی از آثار او، میپردازیم.

با توجه به تاریخ شروع اولین پروژه ایشان ، شاید بتوان گفت که وی جزو یکی از فعالترین معماران در عرصه معماری بوده است. چرا که پروژه خانه دم اینو را در سال 1914 و درست در17 سالگی، طراحی و اجرا کرده است.

 

خانه دم- اینو

مکان : فرانسه
تاریخ ساخت : 1917 – 1915 میلادی

ویژگی : برای اولین بار ازاسکلت و کنسول استفاده شد . و دیوارها دیگر نقشی در ایستایی و سازه ی ساختمان نداشته اند . فرم کلی پروژه مستطیل شکل است و کاربرد ستون های بستی برای نگهداری سقف و کف بدون اتکا به دیوارهای باربر بصورت کامل نشان می دهد. در این اثر لوکوربوزیه، معماری به اساسی ترین عوامل سازنده ی یعنی ستون ، کف و پله تجزیه شده استطرح اين خانه هاي پيش ساخته را در نظر مهندسين مورد توجه قرار داد .

– فرم کلّی این پروژه بصورت مستطیل بوده و کاربرد ستونهای بتنی ، برای نگهداری سقف و کف بدون اتَکا به دیوارهای باربر را بصورت کامل نشان میدهد.

 

ویلا سيتروئن Citrohan House

مکان : پاریس
تاریخ ساخت : 1920
خانه را براي کارگران طراحي کرد ولي در حد پروژه باقي ماند . استفاده کردن از بام به عنوان حياط و ساختمان به صورت پيلوتي .

 

آپارتمان مسکوني مارسي United Habitation

اين ساختمان 18 طبقه با نام خانه لوکوربوزيه معروف است و وي به خاطر اين ساختمان جايزه لژيون ولور را گرفت . 1925 ساختمان براي 1600 نفر با 337 آپارتمان ، يک اطاقه تا آپارتمانهايي که براي خانواده هاي 8 نفره هستند . فروشگاهها در 2 طبقه مياني و انعکاس آن در نماي ساختمان . فروشگاهها عبارتند از مغازه هاي خواربار فروشي و سرويس دهي ، دفتر پست ، در طبقه 17 يک رستوران و مهد کودک براي 150 کودک و استخري کم عمق ، تراسي به ابعاد 24 در 165 متر مخصوص ورزشو امور اجتماعي است . صاف کاري نکردن محل قالبهاي بتن در نماي ساختمان به خاطر طبيعي ديده شدن آن و زبر پيلوتي .
ویژگی : هنگامی که از او برای طراحی مجتمع مسکونی مارسی دعوت بعمل آمد لوکوربوزیه ازاین فرصت برای به ظهور رساندن ایده هایی که 25 ساله روی آن ها تفکر کرده بود ، استفاده نمود. اهالی این مجتمع این ساختمان را صرفاً خانه لوکوبوزیه می داشتند. درا ین آپارتمان ها از رنگ های تند و خالص قرمز ، زرد و سبز استفاده شده است . ولی در نما از آنها استفاده نشده است . این مجتمع برای 1600 نفر ساخته شده است . ویژگی کار او این است که در این مجتمع محلی برای زندگی اجتماعی فراهم شده است . سازه ی مجتمع از بتن مسلح است . 17 پیلوت از بتن آرمه اسکلت ساختمان را تشکیل می دهد . کف ها ، سقف ها و دیوارهای این مجتمع از سازه مستقل اند لذا عایق صوتی کامل است .

نمای شمالی این مجتمع پنجره است و سه نمای دیگر بالکن هایی دارند که به واحد های مسکونی تعلق دارند. و پارتیشن های جدا کننده با رنگ های کرم رنگ آمیزی شده است . فاصله ها نیز مدولار بدست آمده اند . جالبترین جنبه ی این آپارتمان های مسکونی فروشگاه آن است که به جای طبقه اول در طبقه ی 7 و 8 قرار گرفته اند و در نمای ساختمان فوراً ایده می شوند چون به جای پنجره آفتابگیرها دارند که با ردیف هایی از پنجره های مربع شکل به نما سرزندگی و حیات می دهد. برای لوکوربوزیه تراس سقف یک المان مهم در عملکرد اجتماعی آپارتمان تعریف شده است .

 

ویلا شودان

مکان : احمد آباد هند
تاریخ ساخت : 56-1955

ویژگی : ویلا شودان را می توان سرآمد تفکرات لوکوربوزیه در معمای مدرن دانست چون اصل معماری مدرن را بیان می کند و مانند ویلا ساوا پلان و نمای آزاد را هم می توان در این ویلا دید . فرم ویلاشودان بخوبی با اقلیم حاره ای هند تعامل دارد . سقف ویلا همانند چتری عمل می کند و سوراخ ها در دل بنا این مکان را می دهند که نسیم خنک از بین آنها و تراس ها عبور کند .

 

کلیسای رونشان Chapel Of Ronchamp

مکان : نوتردام فرانسه
تاریخ ساخت : 1957- 1955
ویژگی : در این کلیسا برای اولین بار باید گفت برخلاف سنت ومعماری همیشگی کلیساها ، از احجام و خطــــــوط متضاد ( منحنی و شکسته ) استفاده شده است و لوکوربوزیه به کمک نیروی قرینگی در پلان سعی داشته است تا این تضاد با سایر کلیسا ها را به تعادل برساند. سازه ی کلیسا از جنس بتن است ، نور کلیسا از سقف و دیوارهای اطراف سالن کلیسا و دو برج استوانه ای تأمین می شود. شکل کلی کلیسا و سقف آن بنا دیدگاه های مختلف شبیه بادبان کشتی و پوسته ی خرچنگ و...می باشد .
اين کليسا در ستايش تحت تاثير معماري آکروپليس يونان ، از يک شيب پايين به بالا مي آيد و اين امر باعث مي شود ساختمان به صورت تنديس گونه به نظر بيايد . ديوارهاي رمانسک ، سازه باربر ، پنجره هايي بدون هيچ تناسبات و معياري در نما کار شده و سقف به صورت صدف است .

خانه ی تووین ۱۹۲۷

این خانه در مجموعه ی ویسنهوف اشتوتگارت واقع است. این خانه، که به واقع دو خانه ی متقارن و مشابه است، از سه طبقه تشکیل شده. طبقه ی همکف ورودی، تراس، اتاق مستخدم و دسترسی به طبقه ی اصلی ـ اول ـ است . در طبقه ی اول همه ی اجزای خانه قرار گرفته اند: نشیمن و خواب و آشپزخانه و سرویس ها. طبقه ی دوم، تراس و باغ ـ بام است .

این بنا بر روی زمین می نشیند. بنابراین، زمین وجه مغفول آن است. عرصه های این بنا همکف، اول و طبقه ی تراس ـ بام است. پیلوتی، این امکان را داده تا همکف خود را رها کند و خانه بر "روی" زمین استوار شود. بدین سان، حجم خانه در طبقه ی اول جمع می شود و همه ی فضا ها در این سطح انباشته می شوند: آشپزخانه، نشیمن، و سرویس ها. به همین دلیل است که حجم میانی منسجم تر، یکنواخت تر، و یکدست تر است، تا عملکرد درون را به انجام برساند. اما پشت بام آزاد و رها است. این رهابودگی را خط آسمان متنوع و تورفتگی ها تایید می کنند . از دیگر سو، این رهابودگی نشان از آن دارد که عملکردی "سخت" بر آن مترتب نیست . بنابراین، افراشت ِ بنا از درونی متفاوت حکایت دارد. چند پله ما را به بالا رفتن و رسیدن به همکف، یعنی اولین سطح بنا فرا می خوانند .

راهرو به اندازه و دقیق است. جایی برای طی کردن و دیگر هیچ. در این راهرو تنها می شود با احتیاط حرکت کرد و به مقصد رسید. مدولاسیون حاکم بر فضا است. این راهرو، دو نقطه را دقیق به هم متصل می کند. نور هم به "قدر کافی" تا مین شده است .

دید از اتاق بچه ها به اتاق نشیمن و خواب والدین. عملکردها در هم فشرده اند. همه چیز محاسبه شده است . اتاق نشیمن با اتاق خواب والدین یکی است. تخت خواب ها جمع می شوند و در طول روز در کمدها مخفی می شوند. تخت خواب کودک هم همینطور. خانه ی روز از خانه ی شب کاملا جداست. کودکان هم از این سخت گیری مستثنی نیستند. "اندازه ها" مسلط بر فضایند. نور یکدست و کافی را پنجره ی سرتاسری فراهم می کند .

پنجره ی افقی که تازه از "بار دیوار" رها شده، هم فاصله ی درون و برون را می کاهد و هم نوری یکدست و یکنواخت را عرضه می کند. این پنجره، "تفاوت" قایل نمی ود. آشپزخانه و نشیمن و خواب برایش یکی است. از همین رواست که "اتفاق" ای در درون آن خانه نیست .

از همه جای فضا نهایت استفاده می شود. گوشه ها برای کمدها. کمد تا جایی که لازم است ارتفاع دارد. سقف راهروی پشتی هم تا جایی است که برای قد آدم لازم است. بقیه ی آن در اختیار فضای این سو .

این خانه کمابیش یک گونه و یک روح است. دیوارها، تنها تیغه هایی جداکننده اند که وظیفه شان تقسیم شب خانه از روز آن است. فضاها بی خصلت اند، چرا که به راحتی به همدیگر تبدیل می شوند . همه چیز دقیق و محاسبه شده است .

اتودهای معار نشان می دهد که او همه چیز را تحت کنترل خود دارد. رنگ دیوارها و سطوح مشخص شده اند. او به همه چیز اندیشیده است .

حرکت در خانه افقی است و در همان طبقه ی اول متمرکز می شود. پله ها چندان آدم را به بالا و پایین رفتن نمی خوانند. پله ها کمابیش بی رمق و ناتوانند. حضور آنها در فضای بیرون از بخش اصلی خانه، بر این بی رمقی افزوده است. بنابراین حرکت عمودی عقیم مانده است. از این رواست که کالبد در این خانه "حرکت" نمی کند .

شاید عالی ترین بخش این خانه پشت بام آن باشد. همان تراس یا باغی که معمار ما وعده اش را داده بود. پشت بام به حیاطی دل انگیز تبدیل شده است. این عرصه خرده جها نی را آفریده که در آن انسان قادر است تا از "سختی" تحمل ناپذیر فضای سکونت بگریزد و خود را "زیر آسمان" و "روی زمین"، گشوده به طبیعت و چشم انداز، دمی در دامن خیال و تصور رها کند. این عرصه انسانی ترین عرصه ی خانه است. سایه روشن ها، رنگهای تند و جذاب، فضای سبز، قاب ها ی تعبیه شده، همه و همه به انسان احترام می گذارند و او را به خود فرا می خوانند .

سکونت، در این خانه سخت و نامنعطف است. همانطور که "آقای معمار" گفته. قطعیت فضا، آن را سرد و بی روح کرده است. حتی نور یکدست پنجره هم چندان از این قطعیت نمی کاهد. فضا مشخص است، پس تن، تن به کشف و جستجو نمی دهد، چرا که همه چیز روشن و آشکار است. پس و پیش و بالا و پایین هم چندان احساس نمی شود. کالبد در حد تن فرومی کاهد. در این جا خانه دقیقا ماشین زندگی است. ماشینی که همه ی اجزایش به دقت کنار هم قرار گرفته، محاسبه شده، و تنظیم گردیده است. می گویند اجاره نشین خانه، برای گریز از "سختی" آن، این دو خانه را به بهای یک خانه اجاره می کند، دیوارها را برمی دارد، فضای شب را از روز جدا می کند، تا دمی از دست معمار ِ خشن و دستورالعمل هایش بیاساید، و بدین سان این خانه را قابل زیست کند

 

ویلا ساوا - لوکوربوزیه
Villa Savoye 1928-1931

     لوکوربوزیه طراح و نظریه پرداز معماری ساختمان و معماری مدرن را با این جمله معرفی می کند " خانه ماشینی است برای زندگی " این جمله از آن سال به بعد اساس تفکر لوکوربوزیه را نشان می دهد. لوکوربوزیه برای خانه های مدرن ۵ خصیصه را مطرح می کند که عبارت بودند از :

ستون ها ساختمان را از روی زمین بلند می کنند (ساختن پیلوت در همکف (

بام مسطح و باغ در بام

پلان آزاد

پنجره های طویل و سرتاسری

نمای آزاد و ساختن کف و دیوارها به صورت کنسول

    سایت ویلا ساوا چمنزار وسیعی است که درختان بسیاری دور تا دور آن را فرا گرفته اند. ورودی اصلی سایت در جنوب قرار دارد و راه دسترسی به بنا در ضلع شمالی قرار دارد. پیش بینی شده است که این مسیر با ماشین طی شود. لوکوربوزیه با این کار قصد داشته است تا مخاطب خود را دور ویلا بچرخاند و با این کار ویلا ساوا در همان برخورد اول خود را به ساکنان نشان می دهد .  

حجم ویلا ساوا همانند مکعبی سفید و سبک (به جهت ارتفاع از سطح زمین) در میان درختان سبز است. این سبکی با استفاده از نمای آزاد ) کاذب و بدون پلان) و وجود تراس در بام تشدید شده اند. راه دسترسی و دیوارهای طبقه همکف نیز از جنس شیشه می باشند که این خود باعت ارتباط بصری بین داخل و طبیعت خارج شده است .

دید باز به کمک شیشه و انتقال احجام و خطوط (در پلان) به خارج از خصوصیات معماری نیم طبقه بالایی می باشد که توانسته است پلان آزاد و نمای آزاد را برای لوکوربوزیه به خوبی ایجاد کند .

 منبع:http://www.lajourd.com/HTMLs/lecorbosie.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:5 |

 

                                                        هوشنگ سیحون

Houshang Seihoun

هوشنگ سیحون در سال 1299 شمسی در یک خانواده هنرمند در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در سال 1319 در تهران به پایان رساند. او از کودکی عشق و علاقه زیادی به نقاشی داشت، بطوری­که به گفته خودش از زمانی که ­توانست قلم و زغال به دست بگیرد، نقاشی را آغاز نموده است. به خاطر همین عشق و علاقه زیاد به نقاشی، پس از گرفتن دیپلم درصدد بود تا در رشته­ای مطابق با استعدادش ادامه تحصیل دهد، تا اینکه در آن سال، یعنی سال 1319، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط عده­ای از آرشیتکت­ها، باستان­شناسان و نقاشان فرانسوی و چند نفر از شاگردان کمال­الملک تأسیس شد. او با استفاده از این موقعیت، به تحصیل در رشته معماری این دانشکده پرداخت و در سال 1323 با نمره عالی از این رشته فارغ­التحصیل شد.

  فارغ­التحصیلی سیحون مصادف بود با پایان جنگ جهانی دوم که به گفته خودش، این مقطع تاریخی از چندین جهت یکی از مقاطع سرنوشت­ساز زندگی او به شمار می­رود: اول از این جهت که چون ایران به عنوان پل ارتباطی برای حمل تسلیحات متفقین از خلیج فارس به روسیه، نقش مهمی در پیروزی متفقین داشت، متفقین پس از پایان جنگ ایران را به عنوان پل پیروزی معرفی و نشان افتخارآمیزی به دولت و راه­آهن ایران اعطا کردند. راه­آهن ایران نیز به مناسبت این افتخار بزرگ تصمیم گرفت در ایستگاه تهران ساختمانی بسازد که طراحی آن را به مسابقه گذاشت و طرح سیحون برنده و در نهایت با تغییراتی، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اینکه انجمن آثار ملی که سال­های جنگ را بصورت مخفی گذرانده بود، با پایان جنگ فعالیت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی تصمیم به ساخت آرامگاهی برای او در همدان گرفت که طراحی این آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون به عنوان برنده این مسابقه انتخاب گردید. و بالاخره فرانسه یکی از فاتحین اصلی جنگ جهانی دوم به شمار می­رفت، دولت فرانسه پس از پایان جنگ، جهت ترویج فرهنگ فرانسه در تمام دنیا، تصمیم به پذیرش تعدادی بورسیه تحصیلی از کشورهای مختلف گرفت. رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا، آندره گدار، نیز سیحون را که شاگرد اول دانشکده شده بود، به عنوان بورسیه معرفی کرد. بدین­ترتیب سیحون به فرانسه رفت و بعد از چهار سال تحصیل مجدد در رشته معماری به ایران بازگشت.


سیحون حتی انتخاب مصالح ساخته های خویش را منطبق با خصوصیات شخصیتی و زندگی هر یک از آن بزرگان انجام می دهد، او در کتاب « نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می نویسد: « ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می داند».
او در ادامه می نویسد: « شکل کلی و مقبره ی نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی می کند، دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می کرد».
آرامگاه حکیم بوعلی سینا در همدان نیز، یکی از شاهکارهای هنر معماری معاصر است که با الهام از معماری قدیم بنا شده است، که برداشتی از برج قابوس بن وشمگیر در گنبد قابوس است، و هر یک از ستون های سنگی و مدور جلو آرامگاه بوعلی سینا، نشان دهنده گذشت یک قرن از تولد ابن سیناست.
هوشنگ سیحون، پیشرو و صاحب سبک در هنر معماری معاصر ایران است؛ و دومین مرحله شکوفایی و درخشش معماری ایران با آثار وی آغاز می شود.
او در سال 1347 طراحی و اجرای ساختمان موزه توس در مشهد را به کارنامه درخشان خود می افزاید؛ و اما این همه فقط آثاری بود که جزء میراث فرهنگی ایران محسوب می شود.
پدر معماری نوین ایران، ساختمان های متعددی را طراحی کرده که هنوز در نوع خود بی نظیر است، از جمله می توان ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران را با نمایی از بتون نام برد.
پروفسور هوشنگ سیحون در سال 1972 به همراه نقاشان صاحب نامی از جمله، پیکاسو و سالوادر دالی، در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست شرکت کرد و با سبکی منحصر به فرد، کلافه های خط را به صورت تابلویی زیبا در معرض نمایش گذارد که توجه منتقدین آمریکایی را به خود جلب کرد، سبکی که با مدد گرفتن از خطوطی موازی و پر پیچ و تاب، که هیچ همدیگر را قطع نمی کنند، انسان را در روزمره اش وادار به تفکر می کند؛ اینگونه که هنوز کسی پیدا نشده است، مشابه طرح های نقاشی سیحون را خلق کند.
هوشنگ سیحون هنوز در میان ماست، او یکی از عشاق هنر ایران است و به قول ِ خود او: « کلام آخر من ایران است».
- اهداء عنوان شهروندی افتخاری فرانسه و لوح افتخار شهرداری لوس آنجلس ازاین گذشته،دانشگاه هایی چون، ام آی تی ، هاروارد، واشنگتن یونیورسیتی و برکلی، مجموعه ای از نقاشی های سیحون را گردآوری و نگهداری می کنند؛ نام هوشنگ سیحون را در دو دانشنامه روسیه و کمبریج ثبت نموده اند،
اویی که ذخایر فرهنگی دورافتاده ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری شان را به خود ایرانی ها نشان داده است.
ختم کلام اینکه، نگذاریم هنرمند ایرانی، جامعه خودش را دور بزند تا بعد، جامعه ی خویش را متوجه حضور خود کند.
هوشنگ سیحون امروز هشتاد و دو ساله است.

سیحون که می­توان او را متعلق به نسل اول معماران مدرن در ایران دانست، در آثار متعدد خود توانسته است به بیانی نوین در تلفیق معماری سنتی ایران و معماری مدرن دست یابد. همچنین او علاوه بر فعالیت در عرصه معماری، ذخایر فرهنگی دورافتاده­ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری­ آنها را به خود ایرانی­ها نشان داده است.

 

بررسی آثار هوشنگ سیحون 

آرامگاه شيخ ابوعلي سينا

توصیف مجموعه از زبان استاد هوشنگ سیحون :

هيئت موسسان انجمن آثار ملي در سال 1324با پيش فرض برتري تلفيق معماري قديم و جديد،يك مسابقه معماري بين معماران آن دوره ترتيب داد كه با نظر گدار و فروغي طرح هوشنگ سيحون به عنوان بهترين طرح برگزيده شد.جايزه بهترين طرح اجراي ساختمان بود.بعد از تصويب نهايي در سال 1326انجمن آثار ملي تصميم به ساخت مقبره ابوعلي سينا گرفت.

سيحون در آن زمان براي تكميل تحصيلات خود در پاريس به سر مي برد و پس از آگاهي از تصميم انجمن در خرداد ماه 1327طرح نهايي را كه در اصل به عنوان پايان نامه خود در پاريس ارائه كرده بود،در سال 1328قراردادساخت مقبره به پيمانكار شركت ابتهاج و شركا واگذار شد.

محمد تقي مصطفوي در رابطه با ايده اصلي مقبره مينويسد:

اختلاف عمده كه برج آرامگاه بوعلي سينا با گنبد قابوس دارد دو چيز است:يكي اينكه به مناسبت موقعييت و محدود بودن فضاي آرامگاه بوعلي و هم چنين توجه به ميزان مخارجي كه پيش بيني مي گشت ابعاد برج آرامگاه بوعلي نصف ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفته شده و در حالي كه در ابتداي امر چنين تصميمي نگرفته بودند. اختلاف عمده ديگر اين است كه فاصله بين ترك هاي آرامگاه بوعلي سينا باز و گشاده است درصورتي كه بناي گنبد قابوس تا بالا جز در ورودي و روزنه كوچكي در پايين گنبد هيچ گونه منفذي به خارج ندارد و به سبك آن دوران چون دخمه تاريك و فاقد روشنايي است و اين ابتكار يعني باز گذاردن فواصل ترك ها در برج آرامگاه بوعلي علاوه بر آنكه با وضع اقليمي همدان و بادهاي شديد آن سرزمين عمل بسيار مفيد و مناسبي محسوب مي شود.

سيحون در باره ايده ي اصلي طرح خود مي گويد:

اولين بناي ياد بودي كه با طرح اين جانب برپا شد بناي ياد بود و آرامگاه ابوعلي سينا در همدان است.

تمام عوامل بنا از اشكال هندسي و نمادين تشكيل شده و هر كدام مفهوم خاص خود را دارند.مربع اساس و پايه ي اين بناست.خود آرامگاه در وسط تالاري مربع شكل قرار گرفته كه پله مدور و پايه هاي دوازده گانه برج يادبود به دور دايره پله مزار را احاطه كرده. شكل بنا از خارج داراي دو قسمت است يكي قسمت زيرين كه در برگيرنده ورودي،مقبره،كتابخانه،تالاراجتماعات و پذيرايي است و ديگري قسمت بالا كه

كه برج يادبود بناست در ميان باغي در اطراف آن.قسمت زيرين بنا ازطرف ورودي داراي ايواني است با ده ستون كه هر ستون علامت يك قرن است و ده قرن اشاره به هزاره بوعلي است. از طرف ديگر بوعلي دانشمندي است بلند پايه با دانش هاي متعدد،فلسفه،حكمت،پزشكي،موسيقي،كيميا وغيره كه بعضي ها اورا متفكر دوازده دانش دانسته اند.

ستون بندي وديوار پر در قسمت زيرين نماي اصلي اشاره اي است به معماري يونان قديم وبرج دوازده ترك در بالا از طرفي اشاره بهبناي همزمان بوعلي يعني گنبد قابوس است و بر دانش هاي دوازده گانه بوعلي را تداعي مي كند.هم چنين فلسفه ايران را بر پايه ي فلسفه يونان نشان مي دهد.

اين ايوان ده ستوني و برج بتني بازمجموعا در نما داخل يك مربع بزرگ با ضلع 28.5متر جا گرفته كه البته خود مربع ديده نمي شود ولي ضلع افقي آن كف ايوان وضلع عمودي از كف زمين تا راس برج است و نماد انسان ايستاده با دست هاي گشاده كه خود بوعلي است تداعي مي كند. يعني انساني در راه كمال.هم چنين از مشتقات اين مربع خطوط مهم نهاد در منتهي اليه به دست مي آيد.با دقت به جزييات اين بنا مشخص مي شود كه شكل مربع چه در نقشه چه در نما به صورت مختلف به كار رفته .از جمله در قسمت ورودي پنجره هاي كتابخانه و سالن اجتماع هر كدام داراي سه قسمت مربعي شكل هستند كه باز هم با شبكه هاي سنگي مربع به اجزائ كوچكتر تقسيم شده اند.سقف ايوان در فاصله ستون ها داراي فرو رفتگي مربع شكل است.چراغ ها از اجزائ مربع شكل ساخته شده اند؛تالار آرامگاه نقشه مربع دارد؛خود سنگ مزار در داخل يك مربع مرمري جا گرفته.در بالا مصطبه برج ياد بود مربعي شكل است.استل برتري(مكعب چهارگوش)وسط آن مربع است و اقطارش در قسمت پوشش چهار مثلث به وجود آورده اند؛كه راس آن ها بالاترين نقطه (استل)است.در هاي ورودي با جزييات بزرگ و كوچك مربع ساخته شده اند.به طور كلي بيش از 500مربع با ابعاد وموقعيت هاي مختلف در اين بنا گنجيده شده كه قبلا به خواص هندسي و نمادين آن اشاره كرديم.

  

طراحي كه در سطح پايين يعني هم كف و چه در سطح بالا كه تماما خاك ريز شده بر اساس باغ ايراني با سنگ آب يك پارچه از سنگ خارا و چشمه سارهاي مخصوص انجام گرفته است.ساختمان تماما از سنگ خاراي همدان و برج ياد بود و پوشش ها تماما از بتون مسلح نمايان ساخته شده اند.

مساحت اراضي محوطه مقبره حدود هفت هزار متر مربع ،طول بناي آرامگاه 64متر و رو به خيابان بو علي است و نماي آن از سنگ خارا پوشيده شده است. سطح حياط با سه پله سراسري به ايوان متصل است.ايوان به طول 30متر و عرض 3متر در شرق ساختمان قرار دارد؛ده ستون به ارتفاع 4.1متر به صورت كم وبيش مخروطي(قطر پايين ستون ها 95سانتي متر و در بالا75 سانتي متر است)ساخته شده است.نماي كلي ايوان يادآور معابد باستاني است.ايوان با دري به ارتفاع 3.24متر و عرض 1.9متربه سرسراي آرامگاه متصل است.طول سرسرا 8.8متر و عرض آن 6.3متر به ارتفاع 4.19متر طراحي شده.در طرف راست و چپ سرسرا سنگ قبر قديم ابوعلي سينا و ابوسعيد دخدوك بر روي پايه هايي از سنگ خارا قرار دارد .

محوطه اصلي مقبره 4گوش و هر ضلع آن 11.5مترو مساحت آن 132.5متر مربع است .دوازده پايه ي برج آرامگاه در اين محوطه 4گوش قرار داردو قبر ابن سينا در ميان پايه هاي برج محصور است.در دو طرف سرسرا دو تالار قرار دارد،يكي در جنوب كه تالار سخنراني و اجتماعات است و يكي در شمال كه كتابخانه آرامگاه است.طول تالار كتابخانه 9.45متر و عرض آن5.75متر است .در سمت غرب تالار كتابخانه ،مخزن كتاب .در قسمت جنوب شرقي ساختمان پلكاني تعبيعه شده كه رو به جنوب بالا مي رود و پس از رسيدن به يك پاگرد رو به شمال يعني در جهت مخالف بالا مي رود و به جايگاه مي رسد. اين پلكان 32 پله دارد.همچنين دو پلكان در سمت جنوب ساختمان و انتهاي جبهه ي اصلي بنا قرار گرفته كه هر كدام 34پله دارد؛اين سه پلكان به سطح فوقاني(به مساحت 1480 مترمربع با ديواره هايي به ارتفاع 85سانتي مترو قطر 75سانتي متر) ساختمان منتهي مي شود.برج دوازده ترك آرامگاه 23متر از روي سقف مقبره و28.5متر از كف بناارتفاع دارد.

در وسط برج صندوق چهارگوش مفرغي كه علامت بالاي مرقد است بر كف فوقاني آرامگاه نصب شده است.طول هر ضلع قسمت پايين اين صندوق 1.12متر و طول هر ضلع قسمت بالاي آن 1مترو ارتفاع 37سانتي متراست.بر چهار بدنه آن كتيبه عربي به خط ثلث برجسته بسيار شيوا نوشته شده كه در باره ي مرگ آدمي از نظر ابن سيناست.

پس از سال 1349 شهرداري همدان با واگذار كردن چند قطعه زمين به آرامگاه و طراحي باغچه ها ميدانگاهي با فضاي سبز به وجود آورد.در سال 1350ساختمان هاي جديدي در جنوب آرامگاه شامل دو اتاق براي دفتر،گلخانه،اتاق فروش بليط،انبار،مهمانسرا(دو اتاق با سرويس بهداشتي)با نماي سنگ گرانيت به مجموعه اضافه شد.

آرامگاه نادر شاه افشار

 در ادامه ساخت وسازهاي انجمن آثار ملي،طرح مقبره نادر شاه در اسفند 1333به مسابقه گذاشته شد.در مرداد1334،طرح هوشنگ سيحون به عنوان برنده مسابقه اعلام شد.همزمان با ساخت مقبره طرح مجسمه نادر شاه به استاد ابالحسن صديقي سفارش داده شد.

ساختمان آرامگاه نادر شاه افشار در استان خراسان رضوی و شهر مشهد ، شامل تالار مقبره ، دو موزه یکی برای جنگ افزار زمان نادر و یکی جهت اسلحه زمان ماقبل نادر و برج مرتفعی برای برپا کردن مجموعه مجسمه نادر سوار بر اسب قزل باش ها که اشاره به سپاهیان نادر است.

این ساختمان بر اساس دو شکل اصلی هندسی یعنی مربع و مثلث طراحی شده است و طرح راهنما مبنای آن را تشکیل می دهد که چهل و اندی سال پیش در مشهد و به کل از سنگ خارای مشهد با قطعات بزرگ ، اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه ، به وجود آمده است.

تالار آرامگاه به شکل مربع از دو دیوار قرمز رنگ سنگی بسته و در قسمت ستون بندی باز تشکیل شده است که سنگ مزار نادر در گوشه این مربع در پناه دو دیوار جای دارد و به طرف بیرون نگاه می کند.

این زاویه و پناه و باز بودن تالار حالت صحنه جنگ و دفاع و حمله را تداعی می کند . رنگ قرمز دو دیوار به مفهوم جنگ است و برجستگی های با ابعاد متفاوت سنگی که از دیوار بیرون آمده اند ، نبردهای مختلف نادر را نشان می دهند. ستون های اطراف تالار از نقشه مربعهای قاعده و بالای ستون به ترتیبی که 45 درجه نسبت به هم چرخش دارند طرح شده که در نتیجه هشت مثلث با چهار قاعده در بالا و چهار قاعده در پایین ، نشانه ای از کلاه نادر است.

تراش همه سنگ ها از داخل باشد و این به معنای ایجاد قدرت تجسمی و تصویری بیشتر است. فقط در قسمت موزه کوچک سه ناودان عظیم سنگی از متن بیرون آمده اند که بیشتر جنبه زیبایی دارند.

بنا کلا روی سکویی که از کف زمین در حدود 2 متر بالاتر است قرار گرفته است.

در نمای ورودی به طرف چپ نزدیک موزه بزرگ روی تراس یک حوضچه با سنگابه یکپارچه از خارا ساخته شده است.سنگابه از بالا شکل یک مثلث متساوی الاضلاع را دارد و از نماهای جانب شش مثلث بزرگ و کوچک یک در میان حجم آن را به وجود آورده اند.

پوشش بنا در کل از بتن مسلح نمایان انجام شده است. در تالار آرامگاه یک پوشش مربع شکل بزرگ با تراش های مثلثی از داخل و بیرون و مرتفع تر از قسمت های دیگر طوری ساخته شده که چهار مثلث بزرگ مشرف به ستونهای هشت گانه ی داخل تالار با نقش هندسی مخصوصی از سنگهای مرمر نازک یزد ، نور زرد رنگ ملایمی به داخل آرامگاه پخش می کند.دربهای فلزی داخل برای موزه ها و فضای زیر برج و همچنین نرده های دورتادور باغ شکل تبرزین نادر را تداعی می کنند. برای طراحی باغ نیز اشکال مربع و مثلث استفاده شده ، آبریزها و حوضها و جویبارها همه بر پایه ی باغ ایرانی طراحی شده ، در یک گوشه ی باغ ، بناهای فرعی برای تالار اجتماع و کتابخانه و سرویس و گلخانه در نظر گرفته شده که در حالت هماهنگی با خود بنای آرامگاه می باشد. مجموعه مجسمه ها توسط آقای ابوالحسن صدیقی در رم ساخته و با برنز ریخته شده اند.

مساحت كلي باغ و آرامگاه حدود 14هزار مترمربع است. باغ از 4طرف به 4خيابان متصل است و به ديواري با سنگ گرانيت و با تلفيق نرده داي آهني به نقش تبرزين دور مقبره كشيده شده.

بناي اصلي آرامگاه به مساحت 12هزار متر مربع ،سه ايوان شرقي،جنوبي وغربي متصل به يكديگر و سه راهرو وپله دارد؛اصل بنا چهار قسمت دارد:تالاري به طول و عرض 15.5در 8.4متر كه هفت پنجره بزرگ به طرف جنوب دارد.

فضاي اصلي مقبره 15در15متر و دو طرف آن به عرض تقريبي 4متر و ارتفاع 2.5متر؛16ستون يكپارچه سنگي به ارتفاع 2.26در اطراف مقبره قرار دارد؛سقف مقبره بيش از 6متر ارتفاع دارد.

آرامگاه خيام در نيشابور

این بنای جادویی مبتني بر اصول رياضي و مثلثاتي خيامي،محاسبه و طراحي شده؛سير در دهليزها و طاق و ايوان مقبره،خود سفري ست به جهان بي نهايت معاني خيام. كه در مرداد 1335 انجمن آثار ملی در نامه ای به مهندس سیحون نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام نیست و انجمن در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد .از سیحون خواسته شد طرح و نقشه جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند . محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در ((گوشه شمالی باغ)) مورد تایید انجمن قرار گرفت و در پی آن طرح پیشنهادی سیحون در 1337 به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاده شد.مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده هنرهای زیبا در نامه بعد از گزارش فروغی به انجمن سیحون در اسفند 1337 متعهد شد نقشه های قطعی و نقشه های اجزای کار را شامل مقبره اصلی - سکو بندی اطراف و آبنماها و بناهای تابعه آن وهمچنین نظارت کار را هرچه زودتر برای ساخت مقبره به انجمن تحویل دهد .

سیحون مشخصات فنی بنا را چنین توضیح می دهد :"استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود در قسمت سقف نوعی شیشه های ضخیم الوان و در متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزیین خواهد شد.زیر سازی بنا با بتون و کرسی و پله ها با سنگ گرانیت و بدنه دیوار مجاور آبنماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود ."
سیحون و حسین جودت اعلام کردند :
" طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که روکار آن با آلومینیوم پوشیده شود پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که روکش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد .از این رو تصمیم گرفته شد

که کار با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از 12 متر به 22متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند ."
آنها متذکر شدند :
" ارجاع کار به یک شرکت پیمانکار خارجی جهت ساخت مقبره مستلزم تحمل هزینه زیاد است و از طرفی شرکت ساختمانی کا.ژ.ت تعهد نموده که در صورت نیاز متخصصین خارجی را جهت نظارت و اجرای درست کار استخدام نماید و از طرفی به اثبات رسیدن شایستگی شرکت کا.ژ.ت در ساخت مقبره نادرشاه بر همگان آشکار شده است و شایسته است که ساخت مقبره خیام نیز به شرکت مزبور داده شود ."
در 1338 ساخت آرامگاه شروع شد و دراین سال قسمتهای عمده کار از جمله گود برداری بتن ریزی های بنا و طرح محوطه به اجرا در آمد.در سال 1341 پس از سه سال کار مداوم کار ساختمان آرامگاه به پایا ن رسید .
مقبره خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است .
ارتفاع مقبره 22 متر است و استخوان بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است.شکل بنا در پایین تقسیم بندی ده گانه دارد و فاصله پایه ها 5 متر است.اضلاع بنا مستقیما به سمت بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا میکنند

و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده شبه گنبدی را در بالا به وجود می آورند که قسمت عمده آن مشبک وتو خالی و یادآور ستاره ای است که نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می شود .
سطح داخل و خارج مقبره با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است.روکار بنا معرق کاری سنگی استو با قطعات نازک سنگهای محکم و شفاف ساخته شده است.در کنار آرامگاه هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ای رنگ ساخته شده است .

حال می پردازیم به شرح بنای یادبود خیام.در چهار مقاله نظامی عروضی آمده است :شنیده بودم که خیام گفته بود : ( من آرزو دارم مزارم در جایی باشد که در بهاران برگ گل روی مزارم بریزد )
بنابراین بنای یادبود و آرامگاه باید طور ی ساخته می شد که باز باشد و این خواسته خیام انجام شود. در منتهی الیه محور نامبرده که فاصله نسبتا قابل توجهی با امام زاده محروق داشت در میان درختان کاج تنومند و زرد آلو محل مناسب بنا در نظر گرفته شد در اینجا اختلاف سطحی در حدود 3 متر وجود داشت که در فصل بهار شکوفه های زرد آلو روی مزار میریزد . از همین وضعیت استفاده شد و مجموعه بنا شامل یک برج و چشمه سارهای اطراف آن به دور یک دایره بزرگ طراحی شد به طوریکه برج هم کف زمین و چشمه سارها در اختلاف سطح قرار گیرند .

خیام در واقع سه شخصیت دارد : ریاضی دان است- منجم و شاعر که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد . دایره کف به ده قسمت تقسیم شد به طوری که برج یادبود بر 10 پایه مستقر باشد. عدد 10 اولین عدد دو رقمی ریاضی است و پایه اصلی بسیاری از اعداد است .
از هر یک از پایه ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می کند به ترتیبی که با تقاطع این تیغه ها حجم کلی برج در فضا ساخته می شود و چون تیغه ها مورب اند خطوط افقی آنها باید ناظر به محور عمودی برج باشد . پس تیغه ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می کنند تا با هم تلاقی کنند و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسیاست. این شکل با عدد 10 هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است.بر خورد تیغه ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی وبه خصوص در بالا ستاره های درهمی را به وجود می آورند که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد ستاره ها کوچکتر می شوند تا درآخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل میکند.این ستاره ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد . و اما برخورد تیغه ها با هم ده لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشی کاری پر شوند. بهترین تزیین خود رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و در هم به روش(( سیاه مشق)) های خطاطان بزرگی مانند میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوش انتزاعی سرتاسر لوزی ها را پر کند .به تقاضای(( انجمن آثار ملی)) شادروان استاد جلال همایی بیست رباعی به این منظور انتخاب کردند و استاد مرتضی عبدالرسولی با نظر اینجانب که به صورتیکه می خواستم, این خطوط در هم و تزیینی باشند زیبا نویسی ها را انجام دادند که با کاشی معرق آماده و به شکل کتیبه های تزیینی به ارتفاع حدود 14 متر داخل لوزی ها نصب شد که باید گفت در تاریخ معماری ایران اولین بار بود که خط شکسته در تزیینات بنا به کار رفت . از داخل نیز قسمت های پر از جمله همین لوزی ها با نقش گل و برگ و پیچک باز از هم با کاشی معرق تزیین گردیدند و تماما اشاره به شخصیت شاعری خیام است .
دور تا دور برج در قسمت اختلاف سطح چشمه سارها در اطراف یک دایره وسیع به مرکز خود برج ساخته شد.همه از سنگ گرانیت با اجزا مثلثی شکل و تورفتگی و برون آمدگی هایی که تا اندازه ای شکل خیمه را تداعی میکنند واین اشاره به نام خیام است .
چون پدرش خیمه دوز بود نام او به همین مناسبت انتخاب شد . از طرف دیگرحوض ها با کاشی فیروزه که در مجموع قسمتی از ستاره را نشان می دهند به تعداد هفت پر به مفهوم هفت فلک و هفت آسمان و هفت تپه باز اشاره به افلاک و نجوم دانش دیگر خیام است.روی هم رفته مجموعه در یک حال و هوای شاعرانه با درختان تنومند در اطراف ساخته شد .و همان طور که خواست خود خیام بوده کاملا باز است و مزارش بهاران گل افشان.در قسمت دیگر باغ بناهای دیگری جهت کتابخانه و مهمانسرای موقت با ملحقات برای مستشرقین و محققین ساخته شده است که از شرح جزییات صرف نظر میشود .

آرامگاه كمال الملك در نيشابور

سيحون همزمان با طرح آرامگاه خيام طرح بازسازي و مرمت آرامگاه عطار وطرح بناي جديد آرامگاه كمال الملك را به انجمن آثار ملي پيشنهاد داد.به گزارش انجمن در اسفند1337سيحون در قراردادي با انجمن تعهد كرد طرح مقبره خيام و بازسازي مقبره عطار و طرح بناهاي آرامگاه كمال الملك را به صورت كامل به انجمن آثار ملي تحويل دهد.سيحون متعهد شد طرح مقبره كمال الملك را در دو ماه تهيه كند و به عنوان ناظر انجمن كار نظارت پروژه را به عهده بگيرد.كار در سال 1338 به شركت كا.ژ.ت واگذار شد و پي سازي آرامگاه،نصب استخوان بندي آهني و كاشيكاري بنا تهيه و نصب سنگ مزار و نقش برجسته ي نيم تنه سنگي كمال الملك كار استادابوالحسن صديقي و احداث دو حوض در محوطه مقبره انجام گرفت و در سال1342رسما گشايش يافت.مقبره كمال الملك در ضلع شمالي مقبره عطار با بتن مسلح بنا و با زيربناي 28متر مربع ساخته شده است؛شش ايوانچه مقعر با پوشش كاشي معرق به رنگ هاي لاجوردي،سفيد و...تزيين شده است.

سيحون در رابطه با ايده مقبره مي نويسد:

از باغ خيام بعد از طي نزديك به دو كيلومتر به سمت غرب،به باغ ديگري مي رسيم كه مدفن شيخ فريدالدين عطار است و يك بقعه قديمي آن را در بر دارد.در جوار آرامگاه عطار با فاصله محل به خاك سپردن نقاش مشهور كمال الملك است كه طرح بناي يادبودش نيز به عهده اين جانب قرار گرفت.اين بنا در نقشه از دو مربع تشكيل شده و تناسب يك بر دو دارد؛براي هر واحد يعني هر ضلع مربع در نما يك قوس درنظر گرفته شد كه در چهار ضلع كه در چهار ضلع مستطيل 6قوس زده شد.علاوه بر اين دو قطر هرمربع دو قوس ديگر را تشكيل مي دهند كه از داخل با هم تلاقي مي كنند.پس چهار قوس هم از داخل زده شده كه مجموعا مي شود ده قوس.برخورد اين قوس ها و پوشش ها آن ها در بالا اشكال هندسي مخروطي شكلي را به وجود آورده اند كه ابتكاري است هندسي با تزيينات كاشي معرق روي آن ها.سنگ روي مزار از گرانيت مشهد و از دو قسمت مرتفع و خوابيده ولي يكپارچه تراشيده تشكيل شده است كه روي قسمت مرتفع چهره كمال الملك به صورت نقش برجسته حجاري شده.بنا و پوشش آن از بتن مسلح است.

منبع:http://www.lajourd.com/HTMLs/Seihun.htm

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:2 |

جغرافیای مصر
مصر سرزمینی است در شمال شرقی قاره افریقا که با مساحت 449.001.1کیلومتر مربع.بیست و هشتمین کشور بزرگ جهان محسوب میشود.
در شمال مصر دریای مدیترانه و در مشرق ان دریای سرخ قرار دارد.از سمت جنوب با سودان و از سمت غرب با کشور لیبی همسایه است.از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز ارتباط دارد.پایتخت مصر شهر قاهره است واز دیگر شهرهای ان می توان به اسکندریه.اسوان.جیزه.فیوم و پرت سعید اشاره کرد.شهرهایی مانند سلوم.بردیا.سیدی برانی.مطروح العلمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم در انها به وقوع پیوست مشهور شده اند.در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره سینا قرار دارد که تا قبل از قرن نوزدهم به خاک مصر متصل بود.اما در این قرن کانا سوئز را حفر کردند که ان را از خاک مصر جدا و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می کرد.این کانال 168 کیلومتر طول دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا.آسیا وآفریقا ست .از اهمیت بالایی بر خوردار است
سرزمین مصر به سه قسمت تقسیم می شود:
-صحرای شرقی با عربی.
- شبه جزیره سینا و اراضی نیل .
- صحرای غربی

مصر آخرین کشوری است که رود نیل از آن می گذرد وسپس به در یای مدیترانه می ریزد.در محل پیوستن نیل به دریا. دلتای نیل به وجود آمده که سرزمین اصلی کشاورزی این کشور است.در اطراف این رود نیز کشاورزی رونق بسیار دارد

تاریخ و تمدن مصر

مصر یکی از قدیمترین کشور های جهان است و تمدن آن که در حاشیه رود نیل شکل گرفته در زمره کهنترین تمدنها محسوب میشود .چرا که ازحدود 4 هزارسال قبل ازمیلاد بهوجود آمده است. مصر باستان سرزمین فراعنه بود واثارتاریخی مهمی چون اهرام ثلاثه ومعابد بزرگ را ازآن دوران به یادگار دارد.بسیاری از پیامبران بزرگ مانندحضرت یوسف و حضرت موسی نیز در همان دوران در سرزمین مصر ظهورکردند دولت قدیم مصر در سال 524ق.م به دست ایرانیان سقوط کرد .در سال 332 ق.م اسکندر این سرزمین را تصرف کرد وتا سالها بعد سلسله بطاسهکه از جانشینان اسکندر بودند.بر آن حکمفرما بودند در سال 641 میلادی (19 هجری قمری) در زمان خلیفه دوم عمر.مسلمانان این کشور را فتح کردند.

از آن زمان مصر همواره از سرزمینهای مهم برای حکومت اسلامی بوده و تا سال 1517 میلادی که دولت عثمانی بر مصر تسلط یافت در دست خافای اموی وعباسی وفاطمی بود .در سال 1798 ناپلئون به آنجا لشکر کشید و در سال 1805 میلادی محمد علی پاشا از طرف دولت عثمانی حاکم آنجاشد و سلسه جدید مصر را تشکیل تشکیل داد.مصر تامدتها تحت الحمایه انگلستان بودولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم . انگستان استقلال مصر را اعلام کرد .

مصر گنجینه آثار معماری است که در نوع خود نظیر ندارد.آثار معماری به جا مانده از تمدن مصر باستان با توجه به مصالحی که در ساخت آنها به کار رفته است به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند .

دسته نخست بناهایی هستند که مصالح به کار رفته در آنها آجر نپخته بوده است. از این نوع آجر در ساخت خانه‌های مصری در طول تمدن‌های فراعنه، یونانی، قبطی و اسلامی استفاده می‌شده است و امروزه در ساخت خانه‌های روستایی کاربرد دارد .

نوع دوم معماری سنگی است. مصر از ذخیره غنی معادن سنگ‌هایی نظیر بازالت، آهک، مرمر و گرانیت برخوردار بود. بهره‌برداری از معادن سنگ زیر نظر دولت انجام می‌گرفت .

این امر از یک طرف به دلیل اهمیت پروژه‌های ساختمانی در آن زمان بود از طرف دیگر کارگران تا اتمام کار مجبور بودند در مجاورت معدن سنگی که بنای مورد نظر باید با آن شکل می‌گرفت، زندگی کنند در نتیجه حراست از مصالح با ارزش این بناها مهم شمرده می‌شد. از نکات جالب توجه‌ای که در ساخت بناهای شگفت‌آور مصر شایان ذکر است ساده بودن ابزار کارگران آن دوران در مقابل خلق این بناهای اعجاب‌آور است .

در واقع این مسأله بیش از پیش بیانگر نبوغ و خلاقیت معماران آن دوران بوده است. در دوران فراعنه وجود یک طرح معماری پیش از اقدام به ساخت یک بنا ضروری محسوب می‌شد. نمونه‌هایی از این طرح‌ها را می‌توان روی کوزه‌ها و سنگ‌ها دید. در واقع در مصر باستان صنعت‌گرانی که مهارت‌های خاصی در ساخت بنا و ارایه طرح آن داشتند در قالب یک متخصص تجربیات خود را نسل به نسل منتقل کردند و شاهکارهایی را که ما امروز شاهد آن هستیم از خود به جا گذاشتند .

ساخت مقبره‌های سلطنتی در قدیم بسیار اهمیت داشت در واقع توجه به ساخت این مقبره‌ها به اوایل تمدن مصر باستان باز می‌گردد. علاوه بر این مقبره‌ها که اوج هنر معماری در آنها به کار گرفته می‌شد، ساخت زیارتگاه‌ها نیز ارزش زیادی داشت. دولت بهترین مصالح، معماران و هنرمندان خود را وقف ساخت این بناها می‌کرد

مصري ها زندگي كوتاه اين جهان را فاني و مرگ را آغاز يك حيات نوين و جاويدان در دنياي ديگر مي شناختند. به همين دليل منازل خود را با مصالحي مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامي مانند سنگ مي ساختند. بر اساس اعتقاد و تفكر آنان هر انسان علاوه بر جسم داراي يك روح بنام «بع»، ويك پيكر شبه گونه بنام «كا» است. «بع» پس از مرگ در زمين مانده و هر شب به جسد باز مي گردد ولي «كا» مي تواند مابين اين دوجهان در حركت باشد. به اعتقاد اينان، شرط جاودانه بودن زندگاني آن بوده كه بع و كا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همين علت براي از بين نرفتن اجساد مردگان آنان را موميايي كرده و كليه اشيا و متعلقات آنان را در كنار شان قرار مي دادند. هم چنين براي محافظت از جسد، مقابررا محكم و غير قابل نفود مي ساختند تا «كا» بتواند در آنجا سكونت كند و از بلاهاي طبيعي و سرقت اموال در امان باشد. درهاي كاذب در كنار مقابربه منظور ورود و خروج «بع» و «كا» ساخته شده بود تا آنها بتوانند تردد كنند . هر چقدر مقام مردگان بالاتر بود، مقبره بزرگتري براي او ساخته مي شد.
مصريان قديم اعتقاد داشتند كه فراعنه پس از مرگ به خدايي مي رسند و بنابراين مقابرشان مي بايست بسيار عظيم و غيرقابل نفوذ ساخته مي شد. چهار مثلث جانبي هرم در اهرام مصر به گونه اي طراحي شده اند كه پرتوهاي خورشيد بر جسد فرعون تابيده شود و رابطه جاوداني او را با خداي آفتاب كه «رع» نام دارد، حفظ كند.

سبک جدیدی از معماری در قالب ساخت ساختمان‌های ویژه خیریه همچون خانه فقرا و مخزن عمومی آب در دوران مملوک (غلامانی که در مصر به پادشاهی رسیدند) رواج پیدا کرد. شکی نیست که قاهره بعد از اسلام تا پایان دوران عثمانی کماکان شاهکار معماری جهان محسوب می‌شد که دیوارهایی دور تا دور آن را محصور کرده بود از دروازه‌های باشکوهی که برای تردد به این شهر در بین این دیوارها ساخته شده بود تنها دروازه‌های باب‌النصر، باب‌الفتوح و باب‌الزویلا باقی مانده است سرزمین مصر هنوز هم با معابد فراعنه، بناهای یونانی، کلیساها و مساجد خود یکی از مراکز شگفتی‌های عالم محسوب می‌شود .

 

انواع مقبره ها در مصر باستان(روند ایجاد مصطبه)

شکلگیری مصطبه (مصطبه ساختمانی است که بر روی چاه یا همان گودال مربوط به دفن مرده ساخته میشود و در عربی به معنی سکو است)

دفن سطحی تنها ایجاد یک گودال در زمین

دفن چاهی (عمقدار کردن گودال )

ایجاد چاه بهمراه یک یا چند اتاقک

مقبره پلکانی( ایجاد پلکان هدایت کننده به اتاقک خاکسپاری)

شکلگیری مصطبه (مصطبه ساختمانی است که بر روی چاه یا همان گودال مربوط به دفن مرده ساخته میشود و در عربی به معنی سکو است)

اهرام ثلاثه

در (جیزه)گيزا، غرب قاهره امروزي، سه هرم از فراعنه سلسله چهارم به نامهای خوفو يا خئوپوس ( Cheops ) (به معنای کسی که به افق تعلق دارد)، خفرع ( Khafre ) يا خفرن (يعنی بزرگ) و منكورع ( Menkaure ) يا موكرينوس (به معنای ملکوتی) وجود دارد. هرمهای سه گانه، عظيم ترين و باشکوهترين بناهای دوره پادشاهی کهن هستند که جزو عجايب هفت گانه جهان باستان نيز محسوب می شوند. اين هرمها كه از حدود سال 2550 پيش از ميلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهاني ارتباط پيدا كرده اند و نمادهای "حکمت ازلی"، "سرزمين مصر"، "پايداری ابدی" و "فنون جادوگری" بودند. اهرام چيزه نقطه اوجي در تكامل شيوه معماري مقابر مصر در دوره پادشاهی کهن است كه با ساختن مصطبه ها ، مقابر اوليه مصريان که غالباً آجری يا سنگی بودند ، آغاز وبا هرم پلکانی زوسر پیشرفت کرد.

برای ساخت اهرام، تعدادی شيب راهه آجر فرش احداث گرديد و تخته سنگهای آهکی را که از معادن آن سوی نيل با قايق به آنجا منتقل می شدند، احتمالاً با استفاده از غلطکهای چوبی (در آن زمان هنوز چرخ اختراع نشده بود) روی اين شيب راهه ها به بالا منتقل می کردند. در جلوی هر هرم، معبد کوچکی قرار داشت که با گذرگاهی سنگفرش به معبدی ديگر که در دره نيل، در حاشيه مزارع واقع بود، می پيوست. ورود به معبد واقع در دره از طريق مجرايي از رود نيل ممکن بود و هنگام جاری شدن سيل، با قايق به آنجا رفت و آمد می کردند.

در دو سوی اهرام، هرمهايي کوچک با طرحی منظم و دقيق وجود داشت که ويژه اعضای خاندان سلطنتی بود و تعدادی مصطبه نيز به مقامهای بلندپايه درباری اختصاص داشت. جهت هرمهای سه گانه، شمالی – جنوبی است؛ هرمهای خوفو و خفرع نيز بر روی محوری مايل در امتداد يکديگر ساخته شده اند.

هرم خوفو

خوفو (خئوپس)، دومين پادشاه سلسله چهارم بود که از حدود سال 2551 پيش از ميلاد به مدت نزديک به ربع قرن بر مصر حکومت نمود. وی مجموعه گيزا را در چهل کيلومتری شمال داشور، نزديک قاهره مدرن و شهر تاريخی و کهن ممفيس، پايه گذاری کرد. اين مجموعه دارای پنج عنصر اصلی است: اهرام خوفو، خفرع و منکورع، تنديس ابوالهول و معبد دره ای هرم خفرع. از اهرام سه گانه چـيزه، هرم خـوفو، كهن ترين و بزرگترين است و تاريخ ساخت آن به حدود سال 2570 پيش از ميلاد باز می گردد. اين بنای يادمانی سنگی بسيار عظيم, به «هرمی که مکان طلوع و غروب خورشيد است»، شهرت داشت.

به استثناي اتاقك تدفين، توده غول پيكري از بنايي با سنگ آهك يا كوهي از سنگ است كه مطابق همان اصول ساختماني هرم پله دار پادشاه زوسر در سقاره ساخته گرديده. لازم به ذکر است که تمامی سنگهای بکار رفته در ساخت اهرام، بدون ملات در کنار يکديگر کار گذاشته شده اند.


زاويه شيب پهلوهای هرم خوفو 54 درجه و 54 دقيقه است که ضابطه ای برای ساخت هرمهای بعدی در مصر شد. طول ضلع هر قاعده اين هرم 364/230 متر، طول هر يال 217متر، بلندای اصلی آن حدود 75/145 متر و ‌ارتفاع كنوني آن حدود 18/137 متر است و قاعده هرم, 37/5 هکتار زمين را فرا گرفته است. در ساخت اين بنای عظيم نزديک 000/300/2 قطعه سنگ در 210 رديف سنگ چين بکار رفته که هريک وزنی بين 2 تا 15 تن داشته اند

هرم خفرع

خفرع، چهارمين پادشاه سلسله چهارم و پسر (يا برادر؟) خوفو بود. وی دومين هرم بزرگ گيزا و تنديس عظيم ابوالهول را احداث نمود که اين دو در حدود سال 2530 پيش از ميلاد ساخته شدند. خفرع از حدود 2558 پيش از ميلاد به مدت 26 سال بر مصر حکومت کرد.

هرم خفرع که در جنوب غربی هرم بزرگ خوفو واقع گرديده، 5/136 متر ارتفاع دارد (درحاليکه بلندای اصلی آن 5/143 متر بوده)، طول هر قاعده آن 8/215 متر و زاويه شيب هرم 53 درجه و 20 دقيقه می باشد. در تصاوير، هرم خفرع به دليل واقع شدن بر سطحی بلندتر نسبت به هرم بزرگ خوفو، مرتفعتر به نظر می رسد.

در دوران پادشاهی کهن، ساخت ورودی در بخش شمالی اهرام، رو به سوی ستاره قطبی، بخشی از مقررات دينی بوده است. در تمامی هرمها اين موضوع رعايت شده؛ تنها استثناء، هرم خفرع است که در پهلوی شمالی دارای دو ورودی می باشد.

پس از ساخت قاعده اهرام، بدنه آنها را با سنگهای آهک سفيد و براق می پوشاندند؛ پوشـش از رأس هرم رو به پايين صورت می گرفت. بدين ترتيــب که قطـعات سـنگ آهـکی را روی پـله ها قرار می دادند و بيـــن آنهـا را پـر می کردند، سپس آنها را می تراشيدند و رو به پائين صاف می کردند تا زاويه مناسب پيدا کند و ظاهرشان براق شود. تمامی اهرام بجز هرم پلکانی زوسر، ميدوم و منکورع، دارای پوشش بوده اند. هنوز بخشی از پوشش آهکی رأس هرم خفرع موجود است، اما سنگهای پوششی هرم خوفو را در قرون وسطی برای استفاده در ساخت بناهای قاهره کنده اند.

سط سنگها 5/2 تن می باشد). در برخی منابع که در رابطه با ويژگيهای منحصر بفرد اين بنای عظيم منتشر گرديده، جرم هرم خئوپس را برابر يکصد ميليونيوم کره زمين تخمين زده اند.

هرم منکورع

منکورع، پنجمين پادشاه سلسله چهارم و پسر خفرع بود که از حدود 2532 پيش از ميلاد به مدت بيست و نه سال بر مصر حکمرانی کرد. وی کوچکترين هرم را در فلات گيزا احداث کرد که سومين هرم از مجموعه اهرام سه گانه است. اين هرم، 5/66 متر بلندا داشته که امروزه به 62 متر تقليل يافته است. زاويه شيب هرم 51 درجه و 20 دقيقه و طول قاعده آن 5/108 متر می باشد و در بخش جنوب غربی دو هرم عظيم همجوار خود جای گرفته است. هرم مذکور نيز حدود سال 2510 پيش از ميلاد بنا گرديد.

هرم منکورع دارای سنگهای دو رنگ می باشد: نيمه بالايي آن توسط سنگ آهکی سفيدی پوشيده شده، درصورتيکه در بخش زيرين آن از سنگهای گرانيتی سرخ فام منطقه آسوان استفاده گرديده است. اين هرم بسيار شـايان توجه می باشد، چون تنها هرم سلسله چهارم پادشاهی مصر است که دارای 16 رديف سنگچين از جنس گرانيت می باشد و چنين پيش بينی شده بود تا سطح اين هرم با سنگـهای گرانيتی پوشيده شود، اما به دليل مـرگ ناگهانی منکورع اين امر هرگز تحقق نمی يابد و هرم مذکور فاقد روکش باقی می ماند

اینکه چرا هنوز در تهیه و تدارک وسایل انوازه گیری لنگان لنگان به دنبال انسانهای ماقبل تاریخ هستیم،چگونه این تمدن درخشان ، هرمهای مصر در برهه ای از زمان درخشیده وسپس ناپدید شده است ، بر ما امر پوشیده ای است.هنوز کاملا مشخص نیست که آیا این قدرت علمی و هنری که انسان امروز تنها گوشه ای از آن را دریافته است ، از یک مغز فوق انسان یا منبع فکری فوق العاده است. این امکان را هم مذهب هم عرفان تاکیید میکند. امکان رسیدن این تمدن پیشرفته از خارج کره زمین به ساکنان زمین است و یا البته لزوما نمیتوان گفت که یکی از اینها صحیح است.با توجه به اینکه بشر امروز هنوز در تنگنای این تمدن سردرگم است و می اندیشد که این امر یک مساله خارق العاده و خاص می باشد ولذا سبب آن نیز خاص است. در هر حال منبع این ظرافت هنری و علمی در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هر چه باشد این حقیقت به جای خود باقی استکه این ساختمان از چنان نبوغ عظیمی برخوردار استکه در طول تاریخ نظیر آن مشاهده نشده استو هر جسم یا ساختمان هرمی شکل که دقیقا با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شودو در امتداد شمال و جنوب مغناطیسی زمین قرار بگیرد میتواند به پیرایش ، انعکاس و تمرکز های میدانهای انرژی منتهی شود. از آزمایش های بسیاری که درباره اجسام هرمی شکل با ابعاد چند سانتی متر ییا چند متر انجام شده این نتیجه حاصل گردیده است که نوع جسم یا ماده ای که در ساختمان این اهرام به کار می رود به هیچ وجه در ماهیت میدانهای انرژی که در درون آنها متمرکز میشود تاثیری ندارد.
"نتایج آزمایش های انجام شده "

- غذاهای فاسد شدنی تا مدتها مدید بدون فساد در درون هرم باقی می ماند

- آب های آلوده ، تصفیه و عاری از میکروب می شوند

- نباتات با سرعت بیشتری رشد می یابند

- فلزات زنگ زده ، جلا و صیقل اصلی خود را باز می باند

- انسان ها به استراحت بهتری دست یافته و نیز به قدرت اندیشه آدمی افزوده می شود

- آرامش و درمان امراض روانی با سهولت بهتری انجام می شود

 

هرم پادشاهي زوسر ( Zoser )

در ساكارا ، سال 2680 B.C

اولين مرحله ي تشكيل اهرام در تب ( Thebes ) در ساحل غربي رود مصر در الي القصر( Luxor ) ، زماني است كه فرورفتگي و محراب كوچك درون مصطبه ، به معبد تبديل شد.
نخستين هرم در اوايل سال 2680 B.C ، در ساكارا ( Sakara ) – منطقه اي بين منفيس و رود نيل – ساخته شد كه در حقيقت نه يك هرم واقعي بلكه مصطبه اي در مقياس بزرگ تر و تكامل يافته تر بود.هرم مذكور، محل دفن زوسر ، ( Zoser ) ، فرعوني در سلسله ي سوم پادشاهي است.در قلب هرم ، در يك اتاق كوچك پوشيده و مهر شده كنار هرم ، مجسمه ي نشسته ي عبوس زوسر با چشماني از مرمر سبز قرار داشت.

معبد هتشپسوت

در ديرالبحاري ( Deir-el-Bahari )

افزودن نماهايي عظيم ( براي پيوند ميان مقبره و معبد ) ، عملي اجتناب ناپذير بود . به هر حال در روش به كار گرفته شده ي جديد ، معابد با مقياس بزرگ در كنار رود نيل ساخته م شدند. نمونه ي آن را مي توان در معبد هتشپسوت ( Hatshepsut ) ، در ديرالبحاري مشاهده كرد. ملكه هتشپسوت ، سال هاي زيادي بر سراسر مصر حكومت راند . معبد محل دفن وي در كوهي در ديرالبحاري قرار دارد. اين معبد، مجموعه اي در مقابل پرتگاه است : نكته ي مهم درباره ي ديرالبحاري ، اين است كه تكميل آن از چشم انداز آرماني پيروي مي كند. تعداد كمي از خط هاي افقي با خطوط عمودي پرتگاه ، ايجاد كنتراست مي كند. اين معبد که در حدود سال 1500 پيش از ميلاد در مجاورت خطوط معبد منتحوتپ از پادشاهي کهن ساخته شد ولي هرم آن را در حياط جلويي نداشت، از سطح کف دره تا سه طبقه ستوندار با خرپشته هاي اتصالي از پايين به بالا قد برافراشته است. نکته قابل توجه، تناسب بصري معبد با محيط طبيعي خود است. سنگها دراز عمودي و افقي ستون بنديها و توالي رنگ سياه و سفيد يا روشن و تاريک، با تقارن انسان – ساخته اش، الگوي صخره اي پرتگاههاي بالا را تکرار مي کنند. تک تک ستونها، که يا چهار گوش ساده اند يا به صورت يک شانزده ضلعي يخ دار تراشيده شده اند، تناسب و فضايي هنري با يکديگر پديد مي آورند. تقريباً نزديک به دويست پيکره نقش برجسته همه جانبي در ارتباط با معماري اين معبد ساخته شده بوده اند. نقشهاي نيم برجسته با رنگهاي درخشان و خيره کننده اي که سراسر ديوارها را پوشانده بودند و بقايايشان را امروزه هم مي توان مشاهده کرد،

معبد کارناک

در كارناك مجوعه ي كاملي از معابد وجود دارد و تمامي اين معابد ، در محوطه ي مقدس با درياچه اي مقدس شامل پرندگان مهاجر مقدس ( لك لك گرمسيري ) ، واقع هستند. هسته ي مركزي كه بقيه معابد در اطراف آن رشد كردند ، معبد آمون است0(1290 B.C )ساخت آن در زمان سلسله ي هفتم آغاز شد. معمولا معبدها ، كه معبد آمون نمونه ي بزرگ آن است ، داراي يك راهروي اصلي است . در هر طرف راهروي اصلي ، فضاهاي ستون دار ديگري وجود دارد كه نست به راهروي اصلي ، كوتاه تر مي باشد.
يعني سقف محوطه ي مركزي ، حدود 20 فوت ( حدود 6 متر ) بلندتر از سقف محوطه ي كناري است. اين بدان معنا است كه اختلاف سطح بين ديوار و سقف ( كه مي تواند از محل قرارگيري پنجره باشد ) ، به وسيله ي شبكه اي از سنگ هاي بزرگ ، روشنايي روز را به داخل مي آورد.اين روش نورپردازي ، اشكوپ روشنايي ( Celere Story ) ناميده مي شود. .محدوده این معبد با 134 ستون در حیاطی با 338 فوت طول و 170 فوت عرض مشخص می شود.ستونهای مشخص کننده راهرو وسط 69 فوت ارتفاع دارند در حالی که بقیه آنها 422 فوت هستند , این اختلاف ارتفاع با سنگهایی مشبک و تعدادی پنجره بام پرشده است.ستونها و آثاری که روی آنها حکاکی شده تقریبا دست نخورده باقی مانده و میتواند در تاریکی سحر بیننده را مجذوب خود کند.

معبد رامسس دوم(ابو سمبل)

حدود 1257 ق.م تندیسهای غول پیکر تقریبا 18 متر

معبد تخته سنگی غول پیکر رامسس دوم , آخرین فرعون بزرگ و جنگاور مصر , که کمی پیش از خروج قوم یهود از مصر به پیشوایی موسی از مصر زندگی میکرده است , در ابو سمبل بر ساحل چپ رود نیل ساخته شده است رامسس که از پیکارهای بسیارش برای زنده کردن امپراتور ی مصر برخود می بالد , با قرار دادن چهار تندیس شبیه سازی شده غول اسای خودش در نمای معبد , به ستایش از عظمت خویش پرداخت و در آن اغراق کرد.

محوطه ي جلوي ساختمان ، به يك سدر بزرگ با 119 پايه ي عريض و100 پايه بلند منتهي مي شود. اين سردربا 4 مجسمه ي نشسته ي غول پيكر از رامسس( Rameses ) تراشيده شده است.هر 65 پايه ي بلند ، ممكن است تنها به وسيله ي تراش آن ها از ميان صخره ي كامل ساخته شوند. در سال 1968 , کل بنای معبد برای آنکه زیر آب دریاچه سد جدید الحداث آسوان نرود , به نقطه دیگری انتقال داده شد.در دوره های بعد , افتخارات شاهان و عظمت امپراتوران را نیز باساختن بناهای عظیم و پرشکوه گرامی دانسته اند , گویا گرایش به ساختمانها و پیکره های غول اسا از مختصات هنر بیش ندارند زیرا هر گونه ظریف کاری فدای بزرگتر کردن اندازه ها شده است.بزرگی مقیاسها در داخل معبد نیز به اجرا در آمده است.پیکرههای غول آسای پادشاه که به قالب ستون تراشیده شده اند , در دو سوی دالان باریک معبد رو به یکدیگر ایستاه اند و جسامت اغراق آمیزشان ظاهرا با فضای معماری آن تناسب دارد.ستونها نگه داشته شده اند یعنی از دل صخرههای موجود تراشیده شده اند.و هیچ نقشی در تحمل فشار سقف ندارند و از این لحاظ مشابه ستونهای مقابر نبی حسن هستند.پیکره ستونی با استفاده از پیکره مرد و زن به جای ستون کاریاتید بعدها ذر معماری یونان پدید آمده و حضور آن در ابو سمبل را می توان نخستین شکل کاربرد آن دانست.

معبد هوروس

این معبد در دوره پادشاهی نو ساخته شد. دارای سردری به ارتفاع 36 متر و همچنین دارای 10 طبقه میباشد. سرستونهایی با طرح نیلوفر آبی و خطوط تصویری هیروگلیف ( نوعی خط با اشکال رنگی ) این معبد را شاخص ساخته است.

روند معماری خانه های مصری

فرم سه اتاقه

ایجاد حیاط مرکزی

خانه های سه سویه (فرم ساده )

خانه های سه سویه (فرم تکامل یافته )- کاربرد ستون

 
     
 
منبع:http://lajourd.com
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:3 |
(به فرانسوی: Tour Eiffel) برجی فلزی واقع در «Champ de Mars» در کنار رود سن در پاریس می باشد. برج ایفل امروزه به عنوان نماد جهانی فرانسه شناخته می شود و یکی از شناخته شده ترین ساختمان ها در جهان است. بنای برج ایفل از سال‌ ۱۸۸۷ شروع و در ۳۱ مارس ‌‌۱۸۸۹ میلادی به اتمام رسید.در ابتدا برج ایفل برای نمایشگاه بین المللی بهبرج ایفل (به فرانسوی: Tour Eiffel) برجی فلزی واقع در «Champ de Mars» در کنار رود سن در پاریس می باشد. برج ایفل امروزه به عنوان نماد جهانی فرانسه شناخته می شود و یکی از شناخته شده ترین ساختمان ها در جهان است. بنای برج ایفل از سال‌ ۱۸۸۷ شروع و در ۳۱ مارس ‌‌۱۸۸۹ میلادی به اتمام رسید.در ابتدا برج ایفل برای نمایشگاه بین المللی به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد. در ابتدا این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و 300 نفر که در بین آنها می توان از امیل زولا، موپسان، شارل گارنیه( معمار اپرای گارنیه)و هم چنین دوما نام برد به ساخت آن شدیداًٌ اعتراض نمودند. مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد. در ابتدا این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و 300 نفر که در بین آنها می توان از امیل زولا، موپسان، شارل گارنیه( معمار اپرای گارنیه)و هم چنین دوما نام برد به ساخت آن شدیداًٌ اعتراض نمودند.
منبع:http://wwm.blogfa.com/post-44.aspx
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:44 |
آغاز «فوتوريسم»

در دوره ي رنسانس برخي از نقاشان تصور فضائي آن زمان: پرسپكتيو را در كارهاي خود بيشتر با خطوط مصور مي كردند و برخي ديگر بيشتر با رنگ.در دوره ي ما نيز تصور فضائي جديد: فضا – زمان در كار هنرمندان كوبيست با پژوهش در ايجاد «تركيب »هاي فضائي به منصه ي ظهور رسيد و در كار هنرمندان «فوتوريست» با پژوهش در حركت.

به گفته ي «ياكوب بوركهاردت» در ايتاليا «سكوتي مرگ بار» وجود داشت. اين كشور پناهگاه آنهايي بود كه از حقاي قزمان حاضر مي گريختند. هنرمندان «فوتوريست» شرمگين از اين وضعيت كوشيدند با كارهاي خود اين سكوت را در هم بشكنند. هدف اين هنرمندان بيرون آوردن هنر از انبارهاي ظلمت زده ي موزه ها و دادن حياتي تازه به آن بود. حياتي كه از افكار جديد مايه مي گرفت و به زبان اصيل آن عصر ترجمه مي گشت. «زندگي» شعار آنان بود و در تمام مظاهر آن از سياست  و جنگ تا هنر و زيبائي حركت، عمل و دليري مورد توجه شان بود و از همين رو بي دليل نبود كه خود را «نخستين جوانان ايتاليا پس از قرن ها» مي خواندند.

بدين ترتيب كار اين هنرمندان از ابتدا با ستيز شروع شد و با مبارزه به تبليغ عقائد خود پرداختند. نقاش «مارينتي» كه بر در و ديوار خانه اش در رم حتي تا به امروز شعارهاي «نهضت فوتوريسم» آويخته است در تاريخ 20 فوريه ي 1909 در نشريه ي هنري پاريس، «فيگارو» چنين نوشت: «ما اعلام مي كنيم كه سرعت، زيبائي تازه اي بر جهان افزوده است و جلال آن را دو چندان كرده است.» به سال 1912 در «دومين بيانيه ي نقاشي فوتوريست» كشف اساسي هنرمندان اين مكتب توضيح داده شد: « حركت اشياء در فضا درست مانند نوسانات نور يا صوت سبب افزايش و يا تغيير شكل آنها مي شود.» اين اصول هنري در تابلوهاي هيجان انگيز نقاشان «فوتوريست» مصور است.

كار هنرمندان «فوتوريست» در نقاشي، مجسمه سازي و معماري حركت را در فضا مصور مي دارد. يكي از بهترين هنرمندان «فوتوريست» و بي ترديد بهترين مجسمه ساز اين مكتب موسوم به «اومبرتوبوچني» كه از قضا به جواني در گذشت به سال 1916 به واضح ترين صورت ممكن مقاصد اين هنرمندان را بيان كرد. در كوششي براي فهم عميق نقاشي وي به جستجوي تعابير و مفاهيمي بود كه گاه تاريك و گاه روشن و متكي به تجارب، اصولي را كه بعدها در فيزيك اتمي به منصه ي بروز رسيد پيش بيني مي كند. وي مي نويسد:« كار هنرمند بايد از هسته ي مركزي يك شي – جايي كه شي مي خواهد خود را به وجود آورد – آغاز شود تا به كشف فرم هاي جديد موفق آيد؛ فرم هايي كه نا آشكار شي را به «شكل پذيري » آشكار و «شكل پذيري» دروني آن مرتبط مي كند. اين «شكل پذيري » در هر دو حال امكانات بي پايان دارد.»

فوتوريسم و كوبيسم - نكات مشترك و متباين :

قبلاً خاطر نشان كرديم كه اساس شيوه ي «فوتوريسم» بر اين بود كه : «حركت اشياء در فضا درست مانند نوسانات نور يا صوت سبب افزايش و يا تغيير شكل آنها مي شود. «بوچني» نيز با اين كلمات كوشيد معناي «شكل پذيري» جديد را كه با حركت اشيا» در فضا به وجود مي آيد توصيف كند. اين توصيف در مجسمه اي موسوم به «بطري در فضا شكل مي گيرد» كه وي آن را در سالهاي 12 - 1911 ساخت مجسم است. اين مجسمه كه در واقع يكي از چند شاهكار معدود اين عصر است نشان مي دهد كه ابداع هنري معنايي را كه در ذات يك شي معمولي نهفته است عيان مي كند. در برخي اوقات و از جمله در اين مجسمه كارهاي شيوه ي فوتوريسم و كوبيسم كه براساس تصور فضائي واحدي به وجود آمده اند با يكديگر رابطه اي نزديك دارند.

نقاش فرانسوي «مارسل دوشان» كه نه به مكتب كوبيسم و نه به مكتب فوتوريسم متعلق بود در همين زمان (1912) تابلوي «زن عريان در هنگام پايين آمدن از پله» را رسم كرد و در آن به دقت رياضي سير و توالي «حركت» را مشخص داشت؛ با اين همه تابلو از معناي بسيار هنر جديد كه به تعبير منطقي نمي شود آنها را توصيف كرد برخوردار بود.

معمولاً ذات «حركت» موضوع كارهاي هنرمندان «فوتوريست» است : في المثل «الاستي سيته» كار «بوچني» 1911؛ ديناميسم عضلات، «سيمولتانئيته» «كارا» 1912، «سرعت» «بالا» 1913. و يا حركت بدن و اشياء در فضا: في المثل «رقص پان – پان » كار «جينوسوريني» كه در آن رقص صرفاً از نظر حركت در ميان جمع مطالعه شده است؛ «سگي در حال راه رفتن» «بالا» 1913؛ « درشكه با چرخ هاي لنگ» «كارا» 1913.

بدعتي كه هنرمندان «فوتوريست» و كوبيست در افزايش وسعت ديد گذاشتند قبل از سال 1914 و قبل از جنگ جهاني اول صورت گرفت. اما به هر صورت در اين نو آوري هنرمندان كوبيست متين تر و آرام تر بودند و به اصطلاح «فوتوريست» ها «مبارز» نبودند، بلكه به مطالعه و تحقيق در خلوت كارگاههاي خود مشغول بودند و طبل و سرناي «فوتوريست» ها را كه نشان زبان هنري عصر ما شده است نداشتند. «براك» و «پيكاسو» كتابهاي مفصل در توضيح تئوري خود ننوشتند و حتي بر چسب «كوبيسم» از جانب ديگران به كارهاي آنان زده شد. كار اينان نقاشي ذات «حركت» و يا ديناميسم عضلات و اتومبيل نبود بلكه با تابلوهاي «طبيعت بي جان» خود كوشيدند اشياء معمولي را با تصور فضائي جديد مصور دارند و درست به همين دليل كارهايشان به رشته هاي مختلف هنر رسوخ يافت. كارهاي اين هنرمندان انديشمند وسيله اي شد كه تصور فضائي جديد به عرصه ي معماري راه يابد.

معماري:

كوشش هنرمندان «فوتوريست» در استفاده از اصول اين مكتب مستقيماً در معماري، براساس اين هنر تأثيري نگذاشت. «آنتونيوسانت اليا» هنرمند ايتاليائي كه قبلاً از او ياد كرده ايم در پروژه ي خود يك «شهر جديد» كه مشتمل بر خانه هاي چندين طبقه و راه هاي زير زميني و هوائي در طبقات مختلف بود كوشيد اصول «حركت» را به عنوان عامل هنري در طرح شهرهاي معاصر معمول دارد. تازه در حدود سال 1960 كه اهميت مسئله عبور و مرور دانسته شد و براي حل آن ناگزير ساختن جاده ها و خيابانها در طبقات مختلف پيشنهاد شد اصول پروژه ي «سانت اليا» و كارهاي مجسمه مانند «مالويچ» جاني تازه گرفت. «سانت اليا» به سال 1916 در گذشت و بر ما روشن نيست اگر زنده مي ماند دنباله ي نظريات خود را پيشتر مي برد يا خير و اگر چه پيش بيني وي مستقيماً معماري را تحت تأثير قرار نداد اما وي در زماني طرح خود را رسم كرد كه معماران ديگر تازه در جستجوي راهي نو بودند. حتي «لوكوبوزيه» معمار معاصر وي به پختگي خود هنوز نرسيده بود. «سانت اليا» در بيانيه ي خود به تاريخ 14 ژوئيه ي 1914 كه به مناسبت گشايش نمايشگاهي در ميلان از طرح هاي وي منتشر شد اعلام داشت كه بايد در معماري استفاده از تمام مصالح ساختماني جديد از آهن و بتن مسلح گرفته تا منسوجات كارخانه اي و مقوا معمول شود. اما قصد اصلي وي از اين اعلاميه اين بود كه حركت و تحول اساس معماري است؛ اساسي كه به معماري همان تحرك و «سبكي » مجسمه سازي را مي دهد. قصد وي در جمله اي از خود او در اين بيانيه خلاصه مي شود: «هر خانه بايد مناسب زمان خود ساخته شود»

مشكلات:

برخي اوقات مرد محقق ناگزير بايد كتاب و «آزمايشگاه» خود را ترك گويد و براي حقانيت كارهاي خود به ستيز به كوي و خيابان رود. گاهي اين ستيز عاقلانه است اما معمولاً كار محقق را به خطر مي اندازد.

شايد هنرمندان «فوتوريست» در كوشش براي بسط عقائد اين مكتب به تمام فعاليتهاي انساني، افراط كردند و در نتيجه نهضت آنان كه تاءثيرش بر هنر عصر ما انكار ناپذير است – اگر چه خوش درخشيد ولي ديري نپائيد. جاي تأسف است كه برخي از بهترين هنرمندان اين مكتب بجواني در گذشتند و برخي ديگر تسليم حوادث شدند و جز چند كار نخستين آنها كه در پيشرفت هاي بعدي مؤثر بود بقيه ي كارهايشان معمولي و تكراري است.

«فوتوريسم» از فرصت نهضت كوبيسم هرگز برخوردار نشد. نهضتي كه در تمام مراحل پيشرفت هنر نوپايداري ماند و وابستگان آن تجارت هنري فراوان اندوختند تا در يك لحظه مناسب با قدرت كامل ناگهان ظاهر شد. ظهور ناگهاني قدرت كوبيسم در يك شاهكار از «پيكاسو» - «گوئرنيكا» آشكار مي شود

منبع:http://wwm.blogfa.com/post-20.aspx

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:37 |

 

۱- پل شاپوری ( طاق پل شکسته ی):  رومشكان يكي از مناطق باستاني لرستان محسوب مي‌شود كه در منطقه‌ي طرهان واقع در شمال غربي لرستان واقع است و وجه‌تسميه نامگذاري آن را به اين دليل مي‌دانند كه در دوره ساساني لشكر روم در اين منطقه از سپاه ايرانيان شكست خورد و بسياري از نفرات لشكر روم اسير شده و در اين منطقه و ساير لرستان پراكنده شدند . پل شاپوري محل عبور لشکريان ايران و روم بوده و چند طاقه از اين پل از سمت قبرستان شهر به خوبي عظمت و ابهت آن قابل مشاهده است.

 این پل در دو كيلومتری جنوب باختری شهر خرم آباد و در باختر شهر قديمی «شاپور خواست» يكی از شاهكاری های معماری باقی مانده از دوره ساسانی است. اين پل بيست و هشت تاق در جهت خاوري- باختری داشت كه امروزه تنها شش تاق آن باقی مانده است. پايه ها و موج شكن بقيه تاق ها هنوز پابرجا هستند. سطح هر پايه 66 متر (6×11) و فاصله بين دو پايه 6/7 متر و ارتفاع كنونی آن 16 مر است. سنگ هايی به ابعاد 60×60×58 سانتی متر در پايه ها به كار رفته اند. تاق ها نيز با سنگ های حجاری شده ساخته شده اند. مصالح تمام بنا از سنگ و ملاط است و ملاط آن تركيبی است كه اكنون نيز جدا كردن آن از سنگ ها به سختی امكان پذير است.

امروزه در خرم‌آباد و اطراف آن خانواده‌هايي با نام فاميلي « رومياني » زندگي مي‌كنند كه به احتمال زياد بازماندگان همان روميان در استان لرستان مي‌باشند.

 

 

۲- پل تاریخی کشکان : اين پل بين خرم آباد و انديمشک و بر روی رودخانه کشکان رود قرار دارد و قسمتی از آن خراب شده است بر طبق کتيبه آن که به خط کوفی است ساختمان آن در سال 399 به اتمام رسيده است. اين پل دارای 13 دهانه بوده است. ارتفاع آن درحدود 20 متر است سنگ های پايه آن بسيار بزرگ و تراشيده می باشد. بنای اصلی اين پل را به دوره ساسانيان منسوب است. کتيبه ای به طول و عرض يک متر و ضخامت 75 سانتي‌متر بر روی پل نصب بوده است.

۳- آتشکده ری ( تپه میل ) : در سمت راست جاده ری به ورامین در جنوب شرقی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در نزدیكی روستای قلعه‌نو بر فراز تپه‌ای بلند، بنایی كهنه از دوره ساسانیان خودنمایی می‌كند. این بنای قدیمی بقایای آتشكده بزرگ ری است، یكی از مهمترین آتشكده‌های پیش از اسلام كه به روایت تاریخ از آن قدیمی‌تر وجود ندارد. 
این آتشكده محل نگهداری آتش مقدس بوده است.  این آتش مقدس همان است كه زرتشتیان معتقدند از آسمان فرستاده شده و تاكنون خاموش نشده و آتش دیگر آتشكده‌ها در ایران زمین نیز از آن گرفته شده‌است.

از آنجا كه ری در دوران پیش از اسلام محل استقرار موبد موبدان بود، آیین‌های مهم مذهبی زرتشتیان در این آتشكده برگزار می‌شد كه بر ارزش آتشكده ری می‌افزاید. بخشی از بنای آتشكده ری در زمان حمله اسكندر به ایران خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهارطاقی و زیبای این آتشكده به صورت دو میل باقی ماند.
از این رو بقایای به جای مانده از آتشكده ری را كه بر تپه‌ای واقع شده تپه میل می‌خوانند.

بنای آتشكده از سنگ، لاشه و آجر با ملات ساروج ساخته شده كه در ساختمان آن از خشت نیز استفاده شده‌است.آنچه از پوشش بنا در زمان حاضر بر جاست یك جفت قوس هلالی با نقطه بیضی است، در راستای محور اصلی تالار راهروی كم عرض تونل مانندی سراسر طول تالار را از زیر طی می‌كند كه از منتهی‌الیه غربی راهروی هم عرض دیگری بر آن عمود می‌گردد و ورودی اصلی راهروی زیرین در جبهه شرقی ، زیر ایوان اصلی است. بنای چهارطاقی آتشكده دارای چهار دالان سرپوشیده بوده كه آتش مقدس را برای حفاظت از آب، خاك و باد از این دالان‌ها عبور می‌دادند.

در اكتشافات انجام شده تنها یكی از این دالان‌ها پدیدار شده است. در كتاب مروج‌الذهب مسعودی، احداث آتشكده ری را به فریدون نسبت می‌دهد و راویان روایت كرده‌اند كه اعراب در فتح ری چون با مردم آنجا صلح كردند آتشكده را باقی گذاردند.به جای ماندن قسمتی از طاق‌های این آتشكده در عصر حاضر گواهی است بر اینكه آتشكده ری در زمان صدر اسلام خراب نشده است.

آتشکده ری

 

۴- کاخ ساسانی سروستان : مجموعه تاریخی سروستان که قدیمی ترین گنبد آجری کشور را در خود جای داده در زمان بهرام گور ساخته شده و به عنوان کوشکی شکاری مورد استفاده قرار می گرفته است. کاخ سروستان در استان فارس و در 9 کیلومتری جنوب شهر سروستان در دشتی وسیع جای گرفته است. این کاخ از سنگ و گچ ساخته شده است و کل مجموعه 25 هکتار وسعت دارد. این بنا که از با شکوه ترین کاخ های ساسانی است در آن زمان مقدس بوده است. بخش های مختلف این بنا شامل یک ایوان ورودی و گنبدی در مرکز و حیاط است. این کاخ نسبت به دیگر بناهای این دوره از فن معماری و پلان های پیچیده و کامل تری برخوردار است.

کاخ سروستانکاخ سروستان

۵- ستون های یادبود بیشابور : در مرکز شهر بیشابور و در قسمتی که دو خیابان اصلی شهر به یکدیگر میرسند بنایی قرار دارد معروف به بنای ستون یادبود. این بنا دارای دو ستون به شیوه رومی به همراه دو آتشدان کوچک در جلو . بایه ستون ها و یک بایه مکعبی شکل در میان آتش دان ها است. این ستون ها دارای ارتفاعی برابر با 6/70 متر میباشند که بر روی یک بایه ستون مکعبی شکل بلکانی قرار گرفته اند. بر روی یکی از بایه ستون های این بنا کتیبه ای وجود دارد در 16 خط و به زبان بهلوی اشکانی و بهلوی ساسانی که سند رسمی شهر محسوب می گردد. در این کتیبه ذکر گردیده است که معمار این شهر فردی به نام ( ابسای دبیر) از اهالی حران کشور سوریه فعلی بوده که ستون های یاد بود را به هزینه شخصی خود احداث و به شاهپور تقدیم کرده است و زمانی که شاهپور از آن بازدید نموده بسیار مورد توجه شاه قرار گرفته و به ابسای زر و سیم و بندگان و باغات بسیاری بخشیده است.

ستون های یادبود بیشابور

 

 

 ۶- پل بند شادروان : پل بند شادروان در شهرشوشتر بر روی شطیط احداث شده است. این پل بند از سنگ و ملات ساروج و در زمان شاپور اول ساسانی ساخته شده است.بقایای این پل بند هم اکنون در نزدیکی شوشتر وجود دارد.

منبع:http://wwm.blogfa.com/post-118.aspx

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:28 |

دیکانستراکشن در فارسی به ساختار شکنی ترجمه شده است . از آنجایی که مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب ، برای استنباط معماری دیکانستراکشن ، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن و مهم تر از آن ، زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.

معماری دیکانستراکشن

معماری دیکانستراکشن

در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود . ژان پل سارتر ( 1980 - 1905 ) فیلسوف فرانسوی  ، پایه گذار این مکتب است . او خرد گرایی مدرن ، که توسط دکارت ، کانت و سایر بزرگان مدرن مطرح و تبیین شده بود ، را اساس فلسفه خود قرار داد . سارتر معتقد  به خرد گرایی استعلایی ( Transendental Mind  ) است . از نظر وی ، " فرد ماهیت خویش را شکل می دهد و نباید از این عامل در مسیر شخصیت فرد غافل ماند ... سارتر آزادی بی قید و شرط را از امکانات ذهن آدمی دانست . به نظر او آدمی آزاد است هر چه می خواهد اختیار کند و به همین جهت است که باید او را مسئول انتخاب های خود دانست . "
از نیمه دوم قرن اخیر ، فلسفه مدرن و مکتب اصالت وجود و خرد باوری از طرف مکتب جدیدی به نام مکتب ساختارگرایی مورد پرسش قرار گرفت . این مکتب در ابتدا توسط فردیناند دو سوسور ، زبان شناس سوییسی و لوی استراوس ، مردم شناس فرانسوی ، مطرح شد . ساختارگرایی واکنشی در مقابل خرد استعلایی و ذهنیت مدرن است . ساختارگراها معتقدند که عاملی مهم تر از ذهن وجود دارد که پیوسته مورد بی مهری قرار گرفته و آن ساختار زبان است . از نظر اندیشمندان ساختارگرا ، می باید ساختارهای ذهن بشری را مطالعه کنیم و این ساختارها بسیار مهم هستند . ساختار ذهن مبنایش زبان است . انسان بوسیله زبان با دنیای خارج مرتبط می شود .
اگر به عقیده دکارت همه چیز آگاهانه شکل می گیرد ، به نظر استراوس ، ساختارهای فرهنگ ، اساطیر و اجتماع آگاهانه نیست ، همه آنها در ساحت ناخود آگاه شکل می گیرد و مولفی ندارد . استوارس استیلای سیصد ساله ذهن استعلایی را زیر سوال برد . اگر از دوره دکارت ، انسان موجودی است خردورز ، از نظر استوارس موجودی است فرهنگی و ماهیت انسان در بستر فرهنگ شکل می گیرد . لذا جهت رهیافت به ماهیت بشر ، باید زبان ، فرهنگ و قومیت را مطالعه کنیم .به طور کلی ، " روش ساختارشناسی ، یافتن و کشف قوانین فعالیت بشری در چهار چوب فرهنگ است که با کردار و گفتار آغاز می شود . رفتار و کردار نوعی زبان است . به همین دلیل ساختارگراها ، ساختار های موجود در پدیده ها را استخراج می کنند . " چنانچه ژان پیاژه ( 1980- 1896 ) ، روان شناس فرانسوی ، مطالعات وسیعی در مورد ساختارهای رشد ذهن کودک و شخصیت کودک انجام داد .
مکتب دیکانستراکشن که یکی از شاخه های مهم فلسفه پست مدرن محسوب می شود ، نقدی به بینش ساختارگرایی و همچنین تفکر مدرن است .

معماری دیکانستراکشن

مکتب دیکانستراکشن توسط ژاک دریدا (    - 1930 ) ، فیلسوف معاصر فرانسوی ، پایه گذاری شد . دریدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است که وقتی  ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیر ها غافل می مانیم ، فرهنگ و شیوه های قومی هر لحظه تغییر می کند ، پس روش ساختارگراها نمی تواند صحیح باشد . دریدا از سال 1967 ، یعنی زمانی که سه کتاب او منتشر شد ، در مجامع روشنفکری و فلسفی غرب مطرح گردید . این سه کتاب عبارتند از :
گفتار و پدیدار ، نوشتار و دیگر بودگی و نوشتار شناسی .
از نظر دریدا فلسفه غرب دچار نوعی ورشکستگی است و در حال حاضر پویایی خودش را از دست داده است .
به عقیده دریدا ، یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمی کند ، زیرا مولف آن متن حضور ندارد و هر خواننده و یا هر کس که آن را قرائت کند ، می تواند در یافتی متفاوت از قصد و هدف مولف داشته باشد . " نوشتار مانند فرزندی است که از زهدان مادر ( مولف ) جدا شده . هر خواننده ای می تواند برداشت خود را داشته باشد . "

منبع:http://wwm.blogfa.com/post-136.aspx
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:21 |
طاقِ کسری (تاق خسرو) یا ایوان مداین

طاق كسری، در شهر مدائن و در 35 كیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است.

 این طاق  بقایای تالار بزرگ عهد ساسانی در محل تیسفون، در عراق کنونی، که جزء کاخ سلطنتی بزرگ معروف به ایوان کسری بوده‌است، طول و عرضش به ترتیب حدوداً ۳۶۵ و ۲۷۵ متر تخمین زده‌اند. این ایوان در محلهٔ جنوبی تیسفون موسوم به اسفانبر یا اسانبر واقع بود، و بانی آن را شاپور اول ساسانی شمرده‌اند، که پس از وی خسرو انوشروان به ترمیم و تجدید بنای آن اقدام کرد.

مدائن در حقيقت همان تيسفون پايتخت سلسله ساساني است كه با حمله اعراب و تصرف آن توسط آن‌ها به مدائن تغيير نام يافت.

فردوسی می‌گوید در برابر ایوان تیسفون پرده بسیار مجللی آویزان کرده بودند که جواهرنشان بود و عسکریان عرب آن را قطعه قطعه کرده میان خود قسمت کردند. باز همان فردوسی چنین نقل می‌کند که در روز بارعام قبلاً شاهنشاه روی تخت طلای خود جلوس می‌کرد و چون تاجی که باید برسر بگذارد بسیار سنگین بود آن را به زنجیری از طلا در بالای سر شاهنشاه از بالای طاق طوری آویزان می‌کردند که در بالای سر وی قرار گیرد. همین کارها را در همین اواخر برای پادشاهان قاجاریه انجام می‌دادند و این نشانه این است که این عادات و رسوم از دهان به دهان تا دوره‌های جدید ادامه یافته‌است.

سپس اعیان و طبقات مختلف مملکت در بیرون پرده صف می‌کشیدند و با انجام مراسمی پرده را کنار می‌زدند و شاهنشاه ایران با شکوه و جلال مخصوصی روی تخت خود پدیدار می‌گشت و به طبقات مختلف بار می‌داد.

اين شهر در روزگار خود از چنان زيبايي‌اي برخوردار بود كه اعراب ساده سپاه اسلام وقتي آن را فتح كردند به چنان حيرتي دچار شدند كه گفتند تيسفون همان بهشت موعودي است كه پيغمبر وعده‌اش را به ما داده بود. بعد از آن اين شهر تبديل به تل ويرانه‌اي شد كه زيبايي گذشته خود را هرگز باز نيافت.

اين كاخ بعد از حمله اعراب به كلي نابود شد و جز ويرانه‌هاي طاق آن كه ارتفاعي در حدود 70 متر دارد و تعدادي از ديوارهاي كاخ هيچ چيز باقي نماند.
در گذر زمان شهر پويايي خود را باز يافت. قرن‌ها بعد اين مكان به يك تفرج‌گاه زيبا براي مردم تبديل شد كه همه ساله پذيراي خيل عظيمي از مردم عراق بود كه با وجود هواي بسيار خوش و باغ‌هاي وسيع به آن‌جا سفر كرده و اوقات خود را در كنار بقاياي طاق كسري و ديوارهاي اطراف آن مي‌گذراندند. مردم عراق و اعراب منطقه از اين بنا نه به سبب پشتوانه تاريخي، بلكه به خاطر سنديت اسلامي كه گفته مي‌شود روزي كه حضرت پيغمبر (ص) به دنيا آمد، طاق بلند آن شكاف خورد، از آن ياد مي‌كنند.

قدیمی‌ترین تصویر عکاسی شده از طاق کسری، مربوط به ۱۸۶۴ میلادی
اين مكان تا اواخر دهه حكومت رژيم بعث عراق به عنوان يكي از مهم‌ترين تفريح‌گاه‌هاي اعراب شناخته مي‌شد، اما رژيم بعث كه تاب اين استقبال را نداشت اقدام به تخريب بيشتر اين مكان كرد. در ابتدا به دستور صدام حسين موزه‌اي از عكس‌هاي او به شيوه‌اي مدرن در نزديكي اين مجموعه تاريخي ساخته شد كه هدف از آن تغيير مكان تجمع مردم از ايوان مدائن به آن مكان بود. اما اين موزه نتوانست جايگاه با ارزش ايوان مدائن را در نزد مردم تغيير دهد. از اين رو صدام دستور به تخريب برخي از مكان‌ها و ديوارهاي باستاني اين مجموعه داد. او حتي در نوشته‌هاي سنگي قديمي مجموعه دست برد و به عمد اسم خود را وارد آن‌ها كرد تا با خدشه‌دار كردن مجموعه مردم را از تجمع در آن باز دارد. اين عمل او باعث شد تا يونسكو با ارسال نامه‌اي از اين اقدام دولت عراق شكايت كرده و پس از آن طاق كسري و ايوان مدائن را از فهرست آثار ثبت شده يونسكو حذف كند. بعد از مدتي رژيم بعث طي اقدامي سفر به اين مكان را ممنوع اعلام كرد و با گذشت يك سال از ممنوعيت سفر به آن صد و هفتاد تن از متخلفين را به جرم رفتن به اين مكان اعدام كرد.

بازدید کنندگان امروزی طاق اغلب سربازان، زایران ایرانی و مسافران هندی هستند.ترک‌های طاق نسبت به گذشته افزایش یافته و هم اکنون خطر فروپاشی طاق را تهدید می‌کند. هم اکنون باستان شناسان توصیه کرده‌اند که بازدید کنندگان طاق در زیر آن نایستند.در پی اعلام خطر نابودی این مجموعه تاریخی ارزشمند در عراق، مقامات میراث فرهنگی ایران اعلام كردند قصد دارند با كمك یونسكو، این مكان تخریب شده را بازسازی كنند و دوباره آن را به جمع آثار ثبت شده در اسناد میراث فرهنگی یونسكو بازگردانند.
روزانه ایرانیان بسیاری با هدف زیارت به کشور عراق سفر می‌کنند، با وجود این، درصد اندكی از آنان حتی می‌دانند یکی از با شکوه ترین آثار معماری ساخته دست پدرانشان، در این کشور واقع است.
تا هنگامی که خودمان جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی سرزمینمان کوشا نباشیم، نه تنها دیگران برای حفظ و نگاهبانی از داشته‌های فرهنگیمان دل نمی‌سوزانند، چه بسا، در جهت نابودی هر آنچه در منطقه به نام آثار ایرانی وجود دارد، همه ابزارهای خود را به کار گیرند.

به جایی بر نمی‌خورد اگر از بودجه‌های هنگفتی که برای سازندگی عراق سرازیر می‌شود، مبلغ ناچیزی نیز به حفظ، نگهداری و مرمت طاق کسری و توسعه زیرساخت‌های گردشگری این بنای ایرانی اختصاص یابد.


منبع:http://kohandiara1.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:35 |
کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر

به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.

این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.

این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند

اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.

فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.

هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند

همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد. 

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد

 منبع:kohandiara1.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:30 |
کعبه زرتشت, دقیق ترین گاه شمار تاریخ

کعبه زرتشت نام بنایی است مکعب مستطیل شکل درنقش رستم دراستان فارس. این بنا در زمان هخامنشیان و به احتمال در عصر پادشاهی داریوش بزرگ ساخته شده است

این بنا دارای تنها یک مدخل بالاتر از سطح زمین و بازمانده پلکانی برای دسترسی به تنها ورودی آن است. تا سال 1316 شمسی، ثلث پایینی بنا در زمین دفن شده بود. تنها در این سال و با آغاز کاوشهای باستان شناسی بود که مشخص گردید که بنا در سه سمت خود (بجز ورودی) دارای سکو است. همچنین در درگاه ورودی جای چرخش پاشنه دری سنگین و کلفت، نشان از دربسته بودن بنا می‌دهد. این ساختمان تماماً ازسنگ اهکی سفید و سیاه ساخته شده است.

درباره کاربرد این بنا، نظرات گوناگونی ابراز شده است. متاسفانه دانشمندان تاکنون کاربرد بی شک و تردید آن را کشف نکرده‌اند.

زمان حمله اعراب به ايران نام «کعبه زرتشت» را به آن دادند. زيرا کاربرد آن را نمي دانستند. از آن جا که فکر مي کردند هر ديني مي بايست براي خود بتکده يا مرکزيتي براي خود داشته باشد با ميل خود گفتند حتما اين بنا هم مرکزيت يا کعبه زرتشتيان است

بخشی از کاربردهایی که به این بنا منسوب شده‌است، چنینند:

آرامگاه دائمی داریوش که بعدها انصراف پیدا کرده است.

آرامگاه موقت (فقط تا پوسیده شدن اجساد)

جایگاه آتش مقدس(اتشگاه)

جایگاه نگهداری اوستا و کتب دینی

جایگاه پرچم‌های شاهی

پژوهشگر «رضا مرادی غیاث آبادی» که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته، راز این بنا رادر کتابی به نام «نظام گاهشماری در چارطاقی های ایران» توسط انتشارات نوید شیراز به چاپ رسانده و  منتشر کرده است

غیاث آبادی با تحقیقات خود ثابت کرد این بنا با مقایسه با تمامی بناهای گاهشماری (تقویم) آفتابی در سرتاسر جهان، پیشرفته ترین، دقیق ترین، و بهترین بنای گاهشماری آفتابی جهان می تواند باشد. در صورتی که تا قبل از این بنا «چارطاقی ها» در نقاط مختلف ایران احداث شده بودند و همین وظیفه را با شیوه ای بسیار ساده اما دقیق و حرفه یی بر عهده داشتند. تمامی بناهای گاهشماری آفتابی در جهان فقط می توانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص کنند و یا حتی با سال خورشیدی تنظیم نیستند. اما این بنا با دقت و علمی که در ساخت آن اجرا شده قادر است بسیاری از جزئیات روزهای مختلف سال و ماهها را مشخص کند که زرتشتیان با استفاده از این بنا می توانستند بسیاری از مناسبت ها و جشن های سال را روز به روز دنبال کنند و از زمان دقیق آنها آگاه شوند.



این یک گاهشمار تمام سنگی ثابت در جهان است که می بایست سازندگان آن از بسیاری از نکات علمی جغرافیایی و نجومی و سال کبیسه و انحراف کره زمین نسبت به مدار خورشید و تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی و مسیر گردش زمین به دور خورشید و... را در 2500 تا 3000 سال پیش در دوران حکومت هخامنشیان آگاهی می داشتند

 منبع:http://kohandiara1.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:23 |
عمر خیام
 

حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷خورشیدی - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۷ خورشیدی)  او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شُعرای بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و دارای لقب حجةالحق بوده‌است، ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند،ادوارد فیتز جرالد  رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک شاه سلجوقی (۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش  نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است.

خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.

آرامگاه خیام نیشابور :

تندیس خیام در بخارست رومانی

ترانه‌های خیام در زمان حیاتش به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده و تنها بین یکدسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته یا در حاشیهٔ جنگها و کتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده، و پس از مرگش منتشر گردیده است.
نخستین تصحیح معتبر رباعیات خیام به دست صادق هدایت انجام گرفت. وی از نوجوانی دلبستهٔ خیام بود تدوینی از رباعیات خیام صورت داده بود. بعدها در ۱۳۱۳ آن را مفصل‌تر و علمی‌تر و با مقدمه‌ای طولانی با نام ترانه‌های خیام به چاپ رسانید.احمد شاملو نیز روایتی از ۱۲۵ رباعی خیام در کتابی به نام ترانه‌ها روایت:احمد شاملو ارائه داده است.

رباعیات خیام  به زبان های  سوئدی ، انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی  و بسیاری  از زبان های زنده ی دنیا ترجمه شده است .

 اين کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند ســر زلف نــگاری بــوده است

ايــن دسته کــه بر گردن او می بـینی

دستی است که بر گردن ياری بوده است


*********

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفيق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو اين راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

 *********


امروز ترا دسترس فردا نيست

و انديشه فردات به جز سودا نيست

ضایع مکن این دم ار دلت بیدار است

کاین باقی عمر را بقا پيدا نيست

منبع:/kohandiara1.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:16 |
موزه ایران باستان
 

موزه ایران باستان، اولین موزهٔ ایران، در ابتدای خیابان ۳۰ تیر، درخیابان امام خمینی تهران واقع است. ساخت این موزه در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۱۳ ه.ش. به دستوررضاه شاه توسط معمار فرانسوی،آندره گدار، شروع شد. ساختمان موزه در سال ۱۳۱۶ به اتمام رسید و موزه برای بازدید عموم افتتاح شد. زمین اختصاص یافته به این موزه ۵۵۰۰ متر مربع بود که ۲۷۴۴ متر مربع زیربنای آن است.

در حال حاضر موزه ي ملي ايران با دو موزه ي ايران باستان و دوره ي اسلامي زير بناي بيش از بيست هزار متر مربع در زميني به مساحت ١٨٠٠٠متر مربع و با حدود ٠٠٠/٣٠٠ هزار شئ تاريخي از زمان هاي مختلف تاريخي ايران، بهترين موزه در جهان درارتباط با فرهنگ، هنر و تاريخ ايران است. قديمي ترين اثري كه نشانگر حضور انسان در فلات ايران است، مربوط به ششصد هزار سال پيش است كه در اين موزه نگهداري مي شود. اشياي مختلفي كه در طي ساليان گذشته به صورت علمي و غير علمي كشف شده اند در قسمت زيرزمين موزه ي ايران باستان قراردارند كه پس از كارشناسي و تحقيقات علمي به تالارهاي اصلي نمايش آثار منتقل مي شوند

موزه ي ايران باستان  اشياي قابل توجهي از ساير محوطه هاي پيش ازتاريخ ايران همچون شهر سوخته، تپه يحيي، تل ابليس و تپه سنگ چخماق را نيز در خود دارد.

 

 

از آثار مربوط به استان خوزستان كه از تنوع چشمگيري برخوردارند مي توان به مجموعه ي گاو سفالي معبد چغازنبيل اشاره كرد. اين گاو به دستور پادشاه ايلام از گل پخته ي لعاب دار ساخته شده و به عنوان نگهبان بر دروازه ي معبد چغازنبيل نصب شده است.

يكي از منحصر به فردترين نمونه هاي موجود دوره ي اشكاني، بقاياي نيم تنه ي مردي است كه در سال ١٣٧٢ به طور اتفاقي به همراه چند قطعه استخوان، يك لنگه چكمه به همراه ساق پاي درون آن، يك سنگ ساب، چند سفال، يك چاقوي آهني، يك سنجاق نقره، يك شلوارك پشمي، چند قطعه پارچه و يك عدد گردو وجود داشت. اين نيم تنه پس از كشف به مرد نمكي معروف گرديد.

در سال ۱۹۷۲ میلادی و در جریان حفاری‌های باستان‌شناسی در شوش، یک مجسمه سنگی بدون سر از داریوش اول به دست آمد. روی پایه این مجسمه علاوه بر استفاده از خط میخی (به پارسی باستان، ایلامی و آکدی) از خط هیروگلیف مصری نیز استفاده شده است.

در چند جای این مجسمه با استفاده از علائم هیروگلیف نام داریوش تکرار شده است. مجسمه که پیکر پادشاه را در جامه پارسی، با خنجری حمایل کمر و دستی مشت شده روی سینه نشان می‌دهد، از قسمت سینه به بالا شکسته است.مجسمهتحقیقات هیات فرانسوی نیز روی جنس سنگ به کار رفته در تندیس نشان داد که از نوعی سنگ که در معادن سنگ وادی حمامات مصر یافت می‌شود، ساخته شده است و سپس به ایران و به شوش انتقال پیدا کرده و در کنار دروازه ورودی کاخ سلطنتی نصب شده است.
با این حال نوشته‌های روی مجسمه، نشانگر این است که قرار بوده مجسمه در مصر باقی بماند، اما مشخص نیست به چه دلیل به ایران آورده شده است.
روی پایه مجسمه نمادهایی از ملل تحت تسلط داریوش حکاکی و نام آن‌ها نیز با هیروگلیف درج شده است. در بخش مرکزی این قسمت نماد «هاپی» خدای رودخانه نیل تصویر شده است.

متن پارسی باستانی تندیس سنگی داریوش اول-شوش، سده 6 پیش از میلاد:

خدای بزرگ است اهورا مزدا، که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی برای مردم آفرید، که داریوش را شاه آفرید
این پکیره سنگی، که داریوش شاه دستور داد در مصر ساخته شود، از آن جهت، که از این پس هر ان که آنرا دید بداند که مرد پارسی مصر را در دست دارد
من ،داریوش ،شاه بزرگ ،شاه شاهان، شاه کشورها، شاه در این زمین بزرگ، پسر ویشاسپ هخامنشی
داریوش شاه گوید، اهورا مزدا بپا باد هر آنچه کرده شد

در طبقه ي دوم موزه ي ايران باستان، گنجينه ي نفايس دوران پيش از تاريخ قرار دارد كه در بر گيرنده ي آثار منحصر به فردي چون جام طلاي مارليك، جام طلاي حسنلو، جام خشايار شاه، ريتون طلاي همدان، الواح زرين و سيمين از كاخ آپاداناي تخت جمشيد، زيور آلات مكشوفه از زيويه ي كردستان و ... است.

 

از سكه هاي سلاطين هخامنشي و سلوكيان تا سكه هاي ضرب شده توسط سلسله ي ساساني تا شكل گيري سكه هاي با نقش اسلامي، و از سكه هاي بني اميه، عباسيان، طاهريان و صفاريان تا سامانيان، سلجوقيان و صفويان تا زنديان و قاجاريان و تا امروز، از تمامي اين دوران ها،نمونه ي سكه هايي در موزه ي ملي ايران گرد آمده كه به نمايش گذاشته شده است.

منبع:kohandiara1.blogfa.com

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:10 |
کاخ آپادانای شوش
 
هنگامی که سخن از مجد و عظمت هخامنشیان و یادگارهای این دودمان به میان می آید بی درنگ ویرانه های شکوهمند تخت جمشید در ذهن ما نقش می بندد.نقوش برجسته و درگاههای سنگی و ستونها و در یک کلام معماری شگفت انگیزش از همان دوران باستان تا به امروز بازدیدکنندگان را محسور خود کرده است.شاید این دلیلی بر فراموشی دیگر یادمانهای شکوهمند هخامنشی برای گردشگران و سیاحان باشد.ستونهای پارسه هنوز هم سر به آسمان می سایند ولی دیگر پایتختهای هخامنشیان مدتهاست از دید گردشگران ناپدید شده اند.این در حالیست که می دانیم پارسه یا تخت جمشید تنها یکی از مراکز سیاسی یا معنوی این سلسله بوده است.شوش،بابِل و اکباتان دیگر پایتختهای هخامنشیان هم عمارات شاهانه و پرشکوهی داشتند.به ویژه شوش این شهر کهن و افسانه ای،پایتخت با عظمت ایلامیان که در دوره هخامنشیان پایتخت سیاسی بود.از شوش بود که فرمان لشگرکشی ها صادر میشد.در شوش بود که سفرای یونان به حضور پذیرفته می شدند.این شهر شوش بود که با رسیدن خبر فتح آتن آذین بندی شد و جشن گرفت.این کاخ شوش است که در باب هفدهم تورات توصیف شده است.آری یکی از شاهکارهای معماری سلطنتی خاورمیانه باستان آپادانای شوش است. این مجموعه در زیر سایه تخت جمشید کمتر مورد توجه مردم ما و یا دیگر علاقه مندان بوده و اینکه متاسفانه از این کاخ تقریبا چیزی بر جای نمانده است.کسانی که به موزه لوور رفته اند یا تصاویر آن را دیده اند و تزئینات کاخ داریوش و ستون و سر ستون سنگی عظیم را از نظر گذرانده اند با شگفتی از عظمت آثار تخت جمشید در این موزه برای دوستان و آشنایان میگویند غافل از اینکه این ها آثار کاخ شوش است و نه تخت جمشید

آپادانا نام یک قلعه نیست، بلکه نام باستانی بناهایی است که با تالارهای ستون‌دار شناخته می شدند. بهترین نمونه‌های آپاداناها را در تخت جمشید و کاخ شوش می توانید ببینید و یکی از این بهترین آپاداناها در شوش دانیال وجود دارد.

کاخ آپادانای شوش در زمان داریوش اول و در حدود سال‌های ۵۱۵ تا ۵۲۱ قبل از میلاد ساخته بر روی آثار و بقایای عیلامی شد. داریوش شوش را به این دلیل انتخاب کرد که در عصر عیلامی کانون بزرگ مذهبی و بعد از ساخته شدن کاخ هم پایتخت زمستانی هخامنشیان شد. دیوارهای این کاخ از خشت با نمای آجری ساخته شده و ستون‌های آن از سنگ است. دیوارهای داخلی آن را هم با آجر لعاب‌دار پوشانده اند که نقش‌ سربازان گارد جاویدان، شیر بالدار و گل نیلوفر آبی را روی آنها می توانید ببینید. کاخ آپادانای شوش، شامل دروازه، کاخ پذیرایی، کاخ اختصاصی داریوش، تالار بار عام، اقامتگاه نظامیان و خدمه و سه حیاط مرکزی است.

بخش‌های مهمی از این کاخ در زمان اردشیر اول دچار آتش‌سوزی شد و در زمان اردشیر دوم بازسازی شد. اما در سال 330 پیش از میلاد، با هجوم وحشیانه و مخرب اسکندر مقدونی یک بار دیگر تخریب شد تا مثل تخت جمشید و دیگر کاخ های هخامنشی بخش مهمی از زیبایی آن به غارت رود. غیر از آثار مکشوفه با ارزشی که در کاوش ها به دست آمد، بیشتر آثار به جا مانده در این کاخ بعدها از موزه های بزرگ جهان به خصوص لور پاریس سر درآورد. بنابراین برای مطالعه بهتر این آثار شگفت انگیز ایرانی مجبورید معروف ترین موزه های اروپا را بگردید تا میراث هخامنشیان را از نزدیک ببینید! بنابراین آنچه در آپادنای شوش می بینید، همان نسخه اولیه و داریوشی آن نیست.

کاوش های باستان شناسی بر روی ویرانه های شوش از سال 1849 میلادی آغاز شد و چندین دوره ادامه پیدا کرد که طی آن آثار کم نظیر و پر ارزشی از دوران های ماقبل تاریخ، دوران شکوهمند تمدن و فرهنگ ایلامی، هخامنشیان، ساسانیان و دوران اسلامی کشف شد. اما کشف کامل آپادانا در حفاری‌های بین سال‌های ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۴ اتفاق افتاد و در سال ۱۳۸۰ بعد از ۷۰ سال در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

اما اكنون محوطه باستاني و تاريخي شوش با وجود اين‌كه در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده و در قالب پروژه‌هاي بزرگ ملي تعريف شده است، وضعيت مناسبي ندارد. بلند‌مرتبه‌سازي، ساخت هتل، وجود انبوه زباله‌ها، درصد بالاي تخريب آثار، وضع نابه‌سامان كاخ‌هاي آپادانا و شائور، مديريت‌هاي مقطعي و متعدد و ... گواهي بر اين ادعا هستند.                                       

متاسفانه چندی پیش بخشی از گردن یک سرستون گاو، متعلق به دوره داریوش اول که در گوشه‌ای از کاخ آپادانا شوش کنار دیگر سنگ‌های کاخ گذاشته شده بود؛ توسط افراد ناشناس تخریب شده است.

 منبع:http://kohandiara1.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 12:56 |
بابک خرمدین و قلعه معروفش

بابک خرمدین از آذربایجان ایران پس از حمله اعراب به کشورمان، ضد اشغالگری اعراب به‌پا خاست. وی رهبری جنبش سرخ جامگان را بر‌عهده داشت.

بابک در روستای بلال‌آباد در حومه اردبیل به دنیا آمد. بنابر گفتهٔ واقد بن عمروالتّمیمی (اولین کسی که زندگی بابک را به تحریر آورده است)، پدر بابک مِرداس(در کتب مختلف نام های دیگری نیز ذکر شده) از اهالی تیسفون ، پایتخت ساسانیان ، بود که به آذربایجان مهاجرت کرده بود. مادر او ماه‏رو نام داشت که اهل آذربایجان بود.

  جاویدان بن سُهْرَک (در تاریخ طبری و بعضی از کتاب های دیگر جاویدان بن سهل ثبت شده است) یا شَهْرک رئیس جاویدانیّه (از خرّمیان) در مسیر بازگشت از زنجان در دهِ بلال آباد در منزل مادر بابک توقف می‌کند. به سبب کاردانی بابک جاویدان از بابک خوشش می‌آید و با اجازه مادرش او را همراه خود می‌برد و او را سرپرست اموال و املاک خود سازد. مدتی پس از آنکه بابک در خدمت جاویدان بسر می‌برد، جاویدان بر اثر زخمی از دنیا می‌رود. در این کتاب نقل شده است که همسر جاویدان به سبب علاقه‌ای که به بابک داشت به پیروان جاویدان اعلام می‌کند که روح جاویدان در بابک حلول یافته است و او می‌بایست جانشین جاویدان باشد. با کمک زن جاویدان، بابک طیّ تشریفاتی جانشین جاویدان و پیشوای خرّمیان می‌شود و بابک نیز آن زن را به همسری خود در‌می آورد. این بخش از کتاب اخبار بابک را می‌توان درست دانست. زیرا چنانکه منابع دیگر مانند مقدسی بیان می‌نمایند خرّمیان به تناسخ اعتقاد داشتند و به «تغییر اسم و تبدیل جسم» قائل بودند.

 بابک مدتی پس از آنکه به جانشینی جاویدان درآمد، یعنی در سال ۱۹۵ هجری خورشیدی، همزمان با خلافت مأمون خلیفه عباسی در شمال آرتاویل (اردبیل کنونی) علیه عباسیون قیام کرد. او با همسایگان ارمنی خود متحد گردید و توانست حمایت امپراتور بیزانس تئوفیلوس را بدست آورد. هدف نهایی بابک اتحاد مجدد ایران و رهایی ایران از قید خلفای عباسی بود. بابک پیرو آیینی بود که آمیخته‌ای از آیین زرتشتی و مزدکی بود. او و پیروان او معتقد بودند که ابومسلم نمرده ‌است و او منجی است که روزی دوباره بازخواهد گشت و عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد. قیام بابک نزدیک به بیست سال طول کشید. بابک زمانی شکست خورد که متحد پیشین او افشین به او خیانت کرد. با شکست بابک و دستگیری او بسیاری از خرمدینان به امپراتوری بیزانس پناهنده شدند و پیروان او بعدها در سایر مذاهب اسلامی حل گردیدند و می‌توان گفت که قیام خرم‌دینان عملاً آخرین جنبش بزرگ و سازمان‌ یافته احیای دینی ایران پیش از اسلام بود

                    او در هفتم ژانویه سال۸۳۸ میلادی برابر با ۶ صفر ۲۲۳ هجری قمری (۱۷ دی ۲۱۶ هجری خورشیدی)، به‌دستور معتصم بالله کشته‌شد. ابتدا دست و پای وی را به‌تدریج قطع کردند. سپس جنازه‌ مثله شده اش را در شهر سامرا بر سر دار کشیدند. بر طبق بعضی منابع سر او را ببعدا برای نمایش در شهرهای دیگر و خراسان گرداندند. بابک در همان محلی به دار آویخته شد که دیگر قیام کننده ضد عباسی، مازیار، شاهزاده طبری بعدها به بدستور خلیفه عباسی به دار آویخته شد. بعضی منابع مانند خواجه نظام الملک طوسی در کتاب سیاست‌نامه نقل می‌کنند که در هنگامی که دست اول بابک را می‌بریدند. بابک صورتش را با دست دیگرش به خون آلوده می‌کرد. وقتی معتصم علت آنرا پرسید. بابک پاسخ داد که چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت می‌شود من صورتم را خونین می‌کنم که کسی گمان نکند که بابک ترسی به دل راه داده است.

قلعه جمهور معروف به دژ بابک در 50 کيلومتري شمال شهرستان اهر و در ارتفاعات غربي شعبه‌اي از رود بزرگ قره سو قرار دارد؛ منطقه‌اي که به نام کليبر معروف است. دژ بابک خرمدين، دژي است بر فراز قله کوهستاني در حدود 2300 تا 2700 متر بلندتر از سطح دريا. اطراف اين قلعه را از هر طرف دره‌هاي عميقي با 400 تا 600 متر عمق فرا گرفته است و تنها از يک سو راهي باريک و صعب العبور جهت دسترسي به اين قلعه وجود دارد. قلعه بابک که به نام‌هاي قلعه بابک، دژ بابک، بذ و قلعه جمهور هم معروف است دژ و مقر سردار تاريخي ايران، بابک خرم‌دين بوده است كه در هنگام قيام بر عليه دستگاه خلافت عباسي در قرن سوم هجري ساخته شده است.

به لحاظ سوق الجيشي موقعيت استقرار بنا بر فراز قله به گونه اي ست كه بيست نفر سپاهي قادر بوده اند هجوم يك سپاه صد هزار نفري را مانع شود و تلفاتي هم نداشته باشند، چه تير و كمان و اسلحه معمول زمان را به سربازانی كه بر بلندي موضع مي گرفتند به جهت بعد مسافت كارگر نمي افتاده است. بدون اين كه قصد اغراق در بين باشد موقعيت مستحكم قلعه و دژ، آن چنان اعجاب انگيز است كه از نبوغ نظامي و آگاهي كامل بنيان گذار آن حكايت مي نمايد. از همين جا بوده است كه بابك خرم دين و يارانش به مدت بيست  سال لشكريان عرب را كه به قصد محاصره و سركوب جنبش او آمده بودند در كوه ها سرگردان و با شبيخون هاي خود آنها را از دم تيغ گذرانده و وادار به فرار مي كردند.

 امروزه قلعه بابک پر طرفدارترین جاذبه گردشگری در استان آذربایجان شرقی بوده و از اوایل فروردین ماه تا اواخر آبانماه پذیرای ده‌ها هزار نفر گردشگر می‌باشد

منبع:http://kohandiara1.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 12:48 |
سرزمین‌های جدا شده از ایرا ن در طول 196 سال گذشته
 

آخرین نقشه بین المللی ایران پیش از جدا شدن سرزمینهای تاریخی آن

 انتشارات تامسون (1814)


سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیه‌ای وسیع است که در تاریخ با نام‌های‎ «ایران‌ زمین»،«ایران ‌بزرگ » یا «ایرانشهر» و در ‏جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می‌شود. ترفندها و دسیسه‌های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش‌های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود

گستره سرزمین‌های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پار یس و... به قرار زیر است:
سرزمین‌های جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد‌های گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813 و 1828 م).
 
آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛
ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛
گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛
‎داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛
اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛
چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛
اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م‎
جمع ‏کل: ۲63700 کیلومتر مربع
سرزمین‌های جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی

هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛
بخش‌هایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع
سرزمین‌های جداشده ‏ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م).
 
ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛
ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛
تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛
‎بخش‌های ضمیمه شده ‏به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛
بخش‌های ضمیمه شده به ‎قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: 1226500 کیلومترمربع
‎ سرزمین‌های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه‌ای مستشاران انگلیس

امارات:83600ک.م:
بحرین:694 ک.م:
قطر:11493ک.م:
عمان:309500ک.م:
جمع کل: 405287کیلومتر مربع
مساحت سرزمین‌های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد‌ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317ک.م. در جمع حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است

جنگ  هشت ساله ایران و عراق، تنها نبرد میان ایرانیان با مهاجمان بیگانه طی این سالها است که در آن تمامیت ارضی ایران نگه داشته شده که با رشادت و ایثار و جانفشانی بهترین جوانان این کهن زاد بوم همراه بود،و با وجود حمایت همه جانبه تسلیحاتی، مالی و پشتیبانی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عربی و دولت‌های غربی و شرقی از عراق به تجزیه ایران و تکه تکه کردن سرزمین اهورایی ما منجر نشد.

به امید آنکه قدر این از خود گذشتگیها را بیشتر بدانیم

منبع:http://kohandiara1.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 12:43 |
شهر سوخته
شهر سوخته نام بقایای شهری باستانی است که در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل-زاهدان واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته‌اند.

شهری که گفته می‌شود پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌است و حتا بسیار پیشرفته‌تر از شهر کرت که سینوهه در کتاب خود از آن یاد کرده‌است.به اعتقاد برخی باستان‌شناسان اگر بخواهیم به معنای کامل و دقیق شهر توجه کنیم،این شهر را باید قدیمی‌ترین شهر دنیا دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند.

بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌دهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش‌های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده‌اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده‌است.این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیست کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده می‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون،افرا و سپیدار در آنجا فراوان وجود داشته‌است.

باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور در باره روش‌های ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی به پژوهش پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحه‌های طلایی بسیار نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لوله‌های استوانه‌ای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقه‌ها به یکدیگر مهره‌های سنگ لاجورد را در میان آن قرار می‌دادند.

در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجا است. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف هامون سبد و حصیر می‌بافتند و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌کردند.

صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشه‌های مردمان شهر سوخته بوده‌است.

شهر سوخته بدون شک جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده‌است. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می‌شود بلکه در سازمان‌دهی اجتماعی شهر نیز دیده می‌شود. آثار باقی مانده نشان دهنده این امر است که در این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد ، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی ، تخلیه فاضلاب و دانش پزشکی بوده تا آن حد که پزشکان این شهر نه تنها از فنونی چون شکسته‌بندی آگاه بوده‌اند ، بلکه می‌توانسته‌اند به اجرای اعمال شگفت‌انگیز جراحی مغز دست بزنند.

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد . مطالعات اولیه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعی بوده است . همین مطالعات نشان می دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است . جنس و ماده ای که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده است اما به نظر می رسد که چشم مزبور از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است ساخته شده است . در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می دهند در پیرامون مردمک دیده می‌شود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می شده است . بررسی‌های انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده است . اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده اند از ظرفهای سفالی ، مهرهای تزیینی ، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرقی . قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود 2800 سال بیش از میلاد و 4800 سال پیش از این می رسد .

از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ تعداد ۱۴ گمانه به مساحت تقریبی ۲۳۰۰ متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه ۳۱۰ گور کشف شده‌است. طی کاوش‌های به‌عمل آمده توسط باستان شناسان، برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه کفنی دفن می‌کرده‌اند. در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده می‌شود. پارچه‌ها به سه شکل گوناگون در گورها دیده می‌شود:

  • به صورت کفن ،که مرده‌ها را در آن می‌پیچیده‌اند؛
  • به شکل لباس زیر انداز و رو انداز؛
  • کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن می‌گذاشتند.

يك گور قديمي در شهر سوخته متعلق به يك زن و شوهر . اينان مدتي قبل از آتش سوزي و نابودي هميشگي شهر سوخته از دنيا رفته بودند. هنوز دستبند و زيور آلات زن به همراه اسكلت مشخص بود و با نگاه اول مشخص مي شد كه كدام زن و كدام مرد هستند…سن تقريبي اين دو حدود 30 سال بوده و چنین عاشقانه در بغل و كنار يكديگر بخاك سپرده شدند

اشیاء سفالی اصلی‌ترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب، پارچه در قبور دیده می‌شود.

بهر حال اين منطقه و تمدن اعجاب انگيزچيزي حدود ۵۰۰۰ سال پيش بر اثر يك آتش سوزي عظيم ، كه نمي توانسته كار حمله احتمالي قومي به اين منطقه باشد اين شهر را از بيم برده است . اين آتش سوزي مي تواند آتش سوزيهاي عظيم ناشي از گرم شدن زمين ، يك جنگ ويرانگر ، و يا صاعقه هاي بزرگي بوده كه توانسته شبانه و طي چند روز يك شهر را كاملا” تبديل به خاكستر بنمايد …
شهر سوخته به علت رمزها و رازهاي بسيار بهشت باستان شناسان معرفي شده و هر روز چيز تازه اي براي كشف شدن دارد…

منبع:http://kohandiara1.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 12:41 |

هفتم آبان روز كورش بزرگ و روز فتح بابل

(7 آبان 539 قبل از میلاد)

هفتم آبان سال ١١٩٩ تاریخ دینی زرتشتی برابر با 539 پيش از ميلاد

 

  ۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (
اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است .

در چنين روزی، كورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن شهر بزرگ و با شكوه و بسيار كهن شد. مردم بابل گمان می كردند كه اكنون با چپاول و كشتار و دست درازی به جان و دارايی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروايی زورگو و ستمگر بر آنان شهرياری  خواهد كرد ولی  كورش بزرگ و سربازانش نه تنها چنين نكردند بلكه کورش فرمان آزادی و برابری داد.

فرمانی كه در سال ١٩٧١ ميلادی از سوی (سازمان ملل متحد) نخستين  (منشور) آزادی مردم در جهان شناخته شد.

كورش بزرگ ، کشورهای شکست خورده را وادار به فرمانبرداری نمیکرد و آنان میتوانستند فرمانروای خود را خود برگزینند،كه نام آن ساتراپ (ايالت) بود.

ساتراپ‌های امپراتوری ايران همان آزادی گزينشی را دارا بودند كه امروزه در ايالات متحده آمريكا می‌بينيم.

هوشمندی کورش بزرگ برآیند آمیختگی دو تيره‌‌ی بزرگ آريایی ، پارس و ماد (ماد برابر با  آذریان و کُردان)  بود.

آمیختگی این دو تيره ایران بزرگ را ساخت ، کورش بزرگ را پديد آورد و در كارنامه‌ی جهان شگفتی آفرید.

این آمیختگی پارس و ماد یا پارس و آذری و كُرد ، هرگز جدا شدنی نیست و یک پارچگی این بوم را در پناه خود دارد.

 و چنين گفت کورش بزرگ ، آن ابر مرد كارنامه ی (تاريخ) جهان:

«فرمان دادم تا كالبدم را بدون تاپوت (تابوت) و موميايي به خاك به سپارند ، تا پاره های تنم ، خاک ايران را درست كند.»

روانش شاد و روز پاترمی (ملی) ايران بر همگی خجسته باد.

منبع:http://kohandiara1.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط عصمت بانوی در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 12:39 |